آنا نعمتی: چهره در بازیگری مهم نیست

آنا نعمتی: چهره در بازیگری مهم نیست

آنا نعمتی (متولد ۱۳۵۶) بعد از گذراندن دوره‌ی بازیگری زیر نظر حمید سمندریان، در سال ۷۷ در فیلم «هیوا» اولین بازی‌اش را تجربه کرد و تا امروز همیشه سعی کرده است در سطح اول بازیگری حضور داشته باشد. از جمله مطرح‌ترین کارهای او می‌توان به فیلم‌های «هیوا»، «پارک وی»، «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه»، «زن دوم»، «دعوت»، «عصر یخبندان» و «انارهای نارس» و سریال‌های «مسافر»، «کلاه پهلوی» و… اشاره کرد که برای اغلب حضورهایش در جشنواره تحسین شده است. او چند بار کاندیدای بهترین بازیگر جشنواره‌ی فجر و خانه‌ی سینما شده و جوایزی مثل جایزه‌ی جشن حافظ را دریافت کرده است. در چند ماه اخیر ابتدا فیلم «جاودانگی» با بازی او در گروه هنر و تجربه اکران شد و حالا با فیلم «ماحی» مجال حضور در اکران عمومی را پیدا کرده است. فیلمی که نشان می‌دهد گزیده ‌کاری‌اش نتیجه داده و یکی از برگ برنده‌های این فیلم محسوب می‌شود. با نعمتی درباره‌ی موضوعات مختلفی گفت‌وگو کرده‌ایم؛ از گزیده کاری تا مروری بر کارنامه‌اش، از اجحاف وارد شده بر فیلم‌های «ماحی» و «آپاندیس» گرفته تا بهترین سریال‌هایش که در ادامه می‌خوانید.

شما در چند سال اخیر بازیگر گزیده‌ کاری شده‌اید. فیلم‌نامه‌ی «ماحی» چه ویژگی‌هایی داشت که نظر شما را برای بازی در آن جلب کرد؟

سوژه‌ی فیلم «ماحی» دغدغه‌ی امروز جامعه است. فیلم‌نامه هم خیلی خوب بود، البته کلی ممیزی هم خورد و کار ما هشت ماه عقب افتاد. به ‌نظرم شخصیت «ماحی» پتانسیل این را داشت که با هر فیلم‌نامه‌ای جذاب باشد، زیرا نقش کاملی بود. همان‌طور که گفتید با اینکه سعی می‌کنم گزیده کار باشم، اما این نقش کاملا مجابم کرد. متفاوت ‌بودن نقش خیلی برای من مهم است و اینکه حتما حرفی برای گفتن، کار ‌کردن، بازی و چالش داشته باشد. داود خیام کار کوتاهی به ‌نام «چله» ساخته بود که سال پیش جوایز معتبر داخلی و خارجی را دریافت کرد و نشان داد که کارش را به ‌خوبی بلد است. وقتی ساختار کارش را دیدم و با هم درباره‌ی فیلم‌نامه گفت‌وگو کردیم، به این نتیجه رسیدم که هم از لحاظ روایی و هم ساختاری نسبت به کارش مسلط است و کلی ایده‌ی تازه دارد. علاوه بر این، درباره‌ی فیلم‌نامه کلی تحقیق کرده بود و این‌ها برای من انگیزه‌ی کافی را فراهم کرد.

سوژه‌ی فیلم «ماحی» درباره‌ی اختلاس و دیگر مفاسد اقتصادی است. برای باورپذیر کردن نقش چقدر تحقیق کردید؟

غیر از فیلم‌نامه، دفترچه‌ای داشتیم که قطرش بیشتر از فیلم‌نامه و خیام کل تحقیقاتش را در آن جمع‌آوری کرده بود. در کنار این دو، آرشیو مستندهایی هم که تلویزیون پخش کرده بود در اختیارمان قرار داشت. در واقع کلی منابع مکتوب و تصویری داشتیم تا بتوانیم با تحلیل با سوژه برخورد کنیم. به هیچ وجه آدم سیاسی نیستم و شاید شناخت چندانی از آن نداشته باشم، ولی آن‌قدر تحقیقات کامل بود که شناخت کافی درباره‌ی اجرای نقش را پیدا کردم.

«ماحی» در اکران به مشکل برخورده است. چرا باید با فیلم‌های مستقلی مثل «ماحی» به این شکل رفتار شود؟

برای این رویکرد خیلی متاسفم. شاید تا حالا عمق فاجعه را درک نکرده بودم چون کمتر فیلمی داشتم که با آن این‌گونه برخورد شود؛ ولی درباره‌ی «ماحی» در متن ماجرا بودم و دیدم چقدر بی‌عدالتی انجام می‌گیرد. آخرین تجربه‌ی اکران خوشایندم فیلم «انارهای نارس» بود. با اینکه در گروه هنر و تجربه اکران شد و خیلی مورد استقبال قرار گرفت، ولی نهادها حمایتی از این فیلم نکردند. قبلا متوجه می‌شدم که چقدر اعتراض نسبت به بی‌عدالتی در اکران وجود دارد اما حالا با تمام وجود لمسش کرده‌ام. اصلا فکرش را نمی‌کردم که این درگیری برای خود ما هم پیش بیاید. کلی دوندگی کردیم تا همین اکران در فصل مرده را به ما دادند. اول گفتند سرگروه آفریقا را به ما می‌دهند و همان را هم ندادند. حوزه‌ی هنری؛ یعنی جایی که باید هنر از آن‌جا گسترش پیدا کند، اما آن‌ها از حداقلی دیده ‌شدن هنر جلوگیری می‌کنند. بیش از ۶۰ درصد سینماهای ایران در اختیار حوزه‌ی هنری است بدون هر قاعده‌ی شفافی، فیلم‌ها را تحریم می‌کنند. ما در حال حاضر فقط ۱۵ سینما برای اکران فیلم‌مان در اختیار داریم، پس چطور به حداقل استقبال فکر کنیم؟! حوزه به جای حمایت از چنین فیلم‌هایی متاسفانه مدام سنگ‌اندازی می‌کند. ما تمام مجوزهای لازم را داریم. تمام خط قرمز‌ها و ممیزی‌ها را رعایت کرده‌ایم اما حاصل بیش از یک سال کار یک گروه به این شکل نادیده گرفته می‌شود. به ‌نظر شما این انصاف است که ما فقط ۱۵ سالن داشته باشیم و در شهرستان فقط یک سالن و در مشهد…؟! کارگردان کار اول، سرمایه‌گذار کار اول، آن هم با فیلمی که کم‌ هزینه نبوده است. آن‌ها چطور باید انگیزه‌ی لازم برای بازگشت سرمایه را پیدا کنند؟ این تحریم‌ها انگیزه‌ی سینماگران را از بین می‌برد.

معمولا اهل حاشیه نیستید. اما زمان اکران «جاودانگی» به تهیه‌کننده اعتراض کردید. علت چه بود؟

وقتی با تهیه‌کننده‌ای کار می‌کنیم که سابقه‌ی پرباری دارد، توقع داریم که کاملا پشت فیلم باشد و در تمام مراحل از فیلم و عواملش حمایت کند. اما گله‌مندم که تهیه‌کننده‌ی فیلم «جاودانگی»، هیچ تلاشی برای حمایت از کار نکرد و حالا درباره‌ی فیلم «ماحی» هم همین‌طور به روالش ادامه می‌دهد و تمام تمرکزش را بر فیلم «سلام بمبئی» گذاشته است. ما هم توقع داریم که از امکانات تهیه‌کنندگی‌اش برای بهتر و بیشتر دیده شدن فیلم استفاده کند. مثلا درباره‌ی تحریم حوزه‌ی هنری او هیچ تلاش موثری نکرد. وقتی شما کارها را گزیده انتخاب و به تهیه‌کننده اعتماد و اطمینان می‌کنید اما او حمایت لازم را انجام نمی‌دهد، طبیعی است که منجر به اعتراض می‌شود.

درباره‌ی فیلم «انارهای نارس» هم کمی صحبت کنیم. برخی عنوان می‌کنند که به‌ خاطر داشتن چهره‌ای شیک، نمی‌توانید نقش آدم‌های طبقه‌ی ضعیف جامعه را به‌ خوبی بازی کنید اما «انارهای نارس» نشان داد که این ادعا غلط است. چقدر بازی کردن در طبقه‌های اجتماعی مختلف می‌تواند برای شما چالش ایجاد کند؟

اگر بازیگری ادعای «بازیگری» دارد، باید در تفاوت نقش‌هایش این مساله را ارائه کند وگرنه کارهای تکراری، اصالت و اعتباری به کسی نمی‌بخشد. سعی می‌کنم با بازی در نقش‌های مختلف ثابت کنم که تجربه‌گرایی برای من اهمیت دارد و دوست دارم خودم را به چالش بکشم و نشان دهم که چهره و سن برای من مهم نیست، بلکه کیفیت خوب ارائه‌ی نقش‌های مختلف برایم اولویت دارد. من زیاد به شیک ‌بودن ظاهر و چهره‌ام، آن‌طور که برخی می‌گویند، فکر نمی‌کنم. حتی چند فیلم در نقش مسن‌تر از خودم کار کردم و نمی‌دانستم آسیبش این است که فکر می‌کنند نمی‌توانم نقشی همسن و نزدیک به سن خودم را بازی کنم. در کل سعی کردم تنوع لازم در بازی‌هایم را داشته باشم؛ هم فیلم شاعرانه‌ی «برف روی شیروانی داغ»، هم فیلم تجاری «شیش و بش» و هم فیلم «انارهای نارس» را بازی کردم. مثلا برای نقش «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» خیلی تلاش کردم که سن، چهره و بازی باورپذیر و متفاوتی با دیگر کارهایم را ارائه دهم. اگر به یک بازیگر میدان کافی و بستر لازم برای بروز خلاقیتش داده شود، باید با تنوع و تمایز نقش‌هایش استعدادش را نشان دهد که من سعی کردم در همین مسیر حرکت کنم. خیلی بازیگران مستعدی داریم که یک تنه بار فیلم را به دوش می‌کشند، باید به این بازیگران اطمینان و اعتماد و از طرف دیگر، از تکرارشان پرهیز کرد. برای بازی در «انارهای نارس» نمی‌گویم که نگران نبودم، چون نقش واقعا متفاوتی بود و ریسک زیادی داشت.

در نیمه‌ی دوم فیلم قرار بود بازی درون‌گرایی داشته باشید و دیالوگ کمتری داشتید که به ‌خوبی از عهده‌ی این بازی درون‌گرا برآمدید.

ممنون؛ باید توجه داشت وقتی ما بازیگران زن سینمای ایران، در چنین نقشی، ابزار دیالوگ را نداریم و از طرف دیگر، به ‌خاطر پوشش، محدودیت‌هایی داریم، فقط باید با چشمان و صورت حس‌ها را انتقال دهیم که خیلی کار دشواری است. سختی دیگر اینکه بیش از ۹۰ درصد فیلم بر مبنای حضور این شخصیت بود. بعد از اکران این فیلم، بازخوردهایی را شاهد بودم که نشان می‌داد خوشبختانه کار مورد استقبال قرار گرفته و به هدفم رسیده‌ام. در واقع توجه به تفاوت‌ها نتیجه داده بود. سعی می‌کنم همیشه پرانگیزه و متفاوت باشم و از لحاظ روحی و روانی آن‌قدر از اجرای نقش لذت ببرم که مخاطب هم از آن لذت ببرد.

شما بارها در جشنواره‌ی فجر کاندیدا شده‌اید که به کسب سیمرغ منتهی نشده است. فکر می‌کنید علت چیست؟

شاید گفتن این جمله کلیشه‌ای باشد، اما یک بازیگر دوست دارد که در کشور خودش تشویق شود. اما جدا از این تشویق‌ها، همیشه سعی کردم که کار خودم را به خوبی انجام بدهم. همین که منتقدان کارم را بپسندند و مخاطب ارتباط موثری با آن برقرار کند، برای من بهترین جایزه است. خوشبختانه بازی‌ام در «انارهای نارس» خیلی خوب دیده شد، به‌خصوص در جشنواره‌های معتبر جهانی مثل جشنواره‌ی مسکو تحسین شد.

یکی از بهترین بازی‌های شما در تلویزیون به بازی در سریال «مسافران» ساخته‌ی سیروس مقدم برمی‌گردد که در زمان خودش جزو بهترین‌ها بود و هنوز هم این سریال قابل تماشاست. اما در چند سال اخیر کمتر در تلویزیون حضور داشته‌اید، علت چیست؟

ساخت فیلم «مسافر» به حدود ۱۶ سال قبل برمی‌گردد. ایده و فضاسازی‌اش عالی و دقیقا مبتنی بر دغدغه‌های جامعه بود. اگر قرار باشد سریالی در تلویزیون پخش شود و بر مخاطب عام تاثیر بگذارد، باید با سلیقه و دغدغه‌های روز جامعه انطباق داشته باشد که «مسافر» کاملا به این شکل بود. آن زمان اعتیاد دغدغه‌ی جامعه و خانواده‌ها بود و عوامل پشت دوربین و بازیگران جلوی دوربین همه عالی کار کردند. سیروس مقدم نیاز مخاطب را به‌ خوبی می‌شناسد و بیشتر کارهایش پرمخاطب بوده‌اند. سریال «مسافر» هنوز که هنوز است جذاب جلوه می‌کند. در بازخوردها می‌بینم که خیلی از مخاطبان و خانواده‌ها این سریال را به خاطر دارند و هنوز از استقبال‌شان حرف می‌زدند که نشان می‌دهد اصلا تاریخ مصرف نداشته و با گذر زمان، همچنان اثرگذار است. اما دغدغه‌هایی که الان تلویزیون دارد خیلی با دغدغه‌های من یکسان نیست. احساس می‌کنم لحظات بازیگری در سینما لذت‌بخش‌تر و مهم‌تر است تا تلویزیون. در تلویزیون بازیگر بیشتر در خطر تکرار است مگر اینکه نقش خاصی به او پیشنهاد شود که کمتر اتفاق می‌افتد. الان شاهدیم که در سریال‌های معتبر دنیا بازیگران چه حضور پرشور و جذابی دارند اما در تلویزیون ما کمتر به این مسائل بها داده می‌شود.

حرف آخر؟

خودمان، خودمان را تحریم نکنیم و به همدیگر احترام بگذاریم. باید همدل و متحد باشیم اما متاسفانه مدام سنگ‌اندازی می‌شود و ناعدالتی انجام می‌گیرد. امیدوارم مدیران سینما نگاه‌شان را نسبت به فصل جدیدی که در سینمای ایران آغاز شده، عوض کنند، از جوانان مستعد حمایت کنند و در کل به فکر حمایت از هنر و هنرمند باشند نه اینکه فضای کار را تنگ و تار کنند.