عمو پورنگ: دلم بشکند قهر می‌کنم!

عمو پورنگ: دلم بشکند قهر می‌کنم!

تا چه زمانی عمو پورنگ با همان انرژی و پتانسیل سابق به کار خود ادامه می‌دهد؟

تا زمانی که چشم‌های بد ما را از پا درنیاورد. [خنده] تا زمانی که فکر کنم تکراری نشده‌ایم به کارم ادامه می‌دهم. زمانی که به تکرار بیفتم دیگر لزومی ندارد که هر روز و هر شب روی آنتن رسانه‌ی ملی باشم.

در حال حاضر، به نظر خودتان هنوز تکراری نشدید؟

نه، چون بازخوردهایی که می‌بینم خلاف این را به من نشان می‌دهد و می‌توانم فکر، کار و هنوز حرفی برای گفتن داشته باشم. اگر روزی، به ورطه‌ی تکرار بیفتم بهتر این است که خودم محترمانه بروم.

به طور معمول، کارهای کودک آن هم بعد از گذر زمانی طولانی به تکرار می‌افتند و روی خط ثابتی به مسیرشان ادامه می‌دهند که نمونه‌های مشابه‌ای در این زمینه داشتیم. فکر می‌کنید لازمه‌ی اینکه برنامه‌ای در ژانر کودک به تکرار نیفتد، چیست؟

ابتکار عمل،‌ خلاقیت، باز کردن حلقه‌ی ورود افراد جدید به مجموعه و دوری از نگاه تک بعدی به آن است. من اوایل تک نفری اجرا می‌کردم و همین‌طور که جلو رفتیم، عروسک، امیرمحمد متقیان و … را به برنامه اضافه کردیم. هیچ‌وقت هیچ چیز را برای خودم تنها نخواستم، چون احساس می‌کنم مخاطبم در زمانی طولانی گناهی ندارد که بخواهد من را به تنهایی تحمل کند! حالا هر چقدر هم خودم در این زمینه استعداد داشته باشم فرقی ندارد. از طرفی هم فضای بعضی برنامه‌ها اجرایی تک نفره را نمی‌طلبید.

شما مدت‌های زیادی به تنهایی اجرا می‌کردید. آن زمان مخاطبان بیشتری داشتید یا الان؟

اگر الان هم بخواهم تک نفره اجرا کنم مخاطب دوست دارد، اما مخاطبان دهه‌ی ۸۰ با دهه‌ی ۹۰ متفاوت هستند. منِ نوعی بالاخره تا چه زمانی می‌توانم تنها اجرا کنم؟ کما اینکه خیلی‌ها بعد از من تنهایی اجرا کردند. معتقدم در هر شرایط انجام هر کاری بدون خلاقیت و در طولانی مدت بی‌مزه و یکنواخت می‌شود.

اما برخی‌ها اجراهای تک نفره شما را بیشتر می‌پسندند.

بله، احتمالا آن‌ها با این نوع اجراهایم حس نوستالژی دارند.

علاقه‌ی بیش از حد شما به دنیای کودکان از چه زمانی آغاز شد؟

از همان زمانی که در رادیو کار می‌کردم به کار کودک بسیار علاقه‌مند بودم و ایفای نقش‌های کودک را به عهده داشتم. در آن زمان، هر فردی که مرا می‌دید می‌گفت تو نمی‌توانی برنامه‌ی اجتماعی کار کنی، چون نوع بیان و طنزت فقط به درد کار کودک می‌خورد. کار کودک را خیلی دوست دارم به این دلیل که حس می‌کنم کودکان دنیایی بسیار پاک و از دنیای آلوده ما بزرگ‌ترها به شدت فاصله دارند. من همیشه سعی کردم تا در آن دنیا باشم. با وجود اینکه از نظر جسمی و فکری بزرگ شدم، اما دوست دارم تا حس کودکی‌ام را هیچ‌وقت فراموش نکنم، زیرا آن حس‌های گذشته به من کمک کرده تا امروز عمو پورنگ باقی بمانم و به این افتخار می‌کنم.

در این سال‌ها، بازخوردهای مثبت و منفی دیده‌اید؟

بله. هم بازخوردهای مثبت دیده‌ام و هم منفی. با دیدن بازخوردهای منفی دلم شکسته است. برخی‌ها می‌گویند بسه دیگه! کی می‌خواهی این بچه بازی‌ها را تمام کنی؟ بعضی اوقات، جمله‌هایی می‌شنوم که واقعا انتظار ندارم؛ به طور مثال، بعضی افراد می‌گویند ما در دوران بچگی به شدت طرفدار برنامه‌های تو بودیم، اما الان فهمیدیم که چه اشتباهی کردیم. واقعا متوجه نمی‌شوم که این‌ها را به چه دلیل می‌گویند، اما تنها نکته‌ای که می‌فهمم این است که این آدم‌ها مخاطب من نبوده‌اند و اگر هم بوده‌اند با حضور در فضاهای دیگر ذهنیت‌شان تغییر کرد. من هیچ‌وقت حرفی را بیهوده به مخاطبم نمی‌زنم و یاد نمی‌دهم و همیشه تلاش می‌کنم تا شادی‌ام تاثیرگذار باشد. البته تعداد این افراد محدود هستند، اما با شنیدن این کلمات از همین تعداد محدود هم دلم می‌سوزد و این نشان می‌دهد که این افراد در کودکی با من بوده‌اند و بعد از این دوران وارد فضاهایی شده‌اند که به کودکی‌شان ضربه زده و چیزهایی را که من درست کردم خراب کرده است.

مثلا چه چیزهایی؟

الان می‌بینم بچه‌هایی که به مقاطع بالاتر تحصیلی می‌روند، رفتارشان کامل تغییر می‌کند. این بچه‌ها همان‌هایی هستند که روزی مخاطب من بوده‌اند و الان دلم می‌گیرد از اینکه برای‌شان افت دارد که به یکدیگر بگویند برنامه‌ها‌ی من را می‌دیدند. به هر حال، نیمه‌ی پر و مثبت لیوان را نگاه می‌کنم و بابت همان افراد هم بسیار خوشحالم.

قطعا این علاقه در این مدت دچار نوسان‌های بسیاری شده، اما ثابت و مصمم باقی مانده است. آنچه شما را در این راه مصمم کرده چیست؟

گروهی که با آن‌ها همکاری می‌کنم واقعا در این ۱۵ سال به من انرژی داده‌اند و مرا تنها نگذاشته‌اند. به نظرم بهداشت روانی‌ام در این زمان طولانی خیلی مهم‌تر از هر چیز دیگری بود. تهیه‌کننده و کارگردان برنامه‌هایم همیشه هوای من را داشته‌اند، چون می‌دانند من فرد بسیار حساس و عاطفی هستم و زود می‌شکنم و اگر ناراحت شوم همان لحظه می‌گویم و شاید هم قهر کنم. ‌در مجموع باید بگویم که بچه‌ها در این زمینه بسیار روی من تاثیر گذاشتند.

بهترین برنامه‌ای که در این سال‌ها اجرا کرده‌اید کدام برنامه بوده است؟

برنامه‌هایی که تنها اجرا کرده‌ام برایم خاطرانگیز هستند نه بهترین، اما کامل‌ترین برنامه‌ای که در این مدت داشته‌ام همین «محله‌ی گل و بلبل» است.

خاطرانگیز از چه جهت؟

حس می‌کنم در آن زمان همه چیز نوپا و جدید بود. دهه‌ی ۸۰ تا این اندازه دست بالای دست نبود، همه برنامه‌ها تکرار نشده بود و تمام برنامه‌ها شبیه به هم نبودند.

مدتی است که برنامه‌های کودک خیلی کم شده‌اند و تلویزیون ما به پورنگ و چند برنامه‌ی مشابه محدود شده است.

این به سیاست دوستان بر می‌گردد و باید در این بخش همکاری خوبی انجام شود. بارها گفته‌ام که باید به عرصه‌ی کودک بیشتر اهمیت داده شود و متنوع باشد. حتی در این زمینه، فضای مجازی را نیز دخیل نمی‌دانم و معتقدم مهجور بودن بچه‌ها باعث شده که کمتر به آن‌ها اهمیت داده شود. در گذشته، از جشنواره‌های فیلم کودک گرفته تا … بیشتر به بچه‌ها اهمیت می‌دادیم. تلویزیون در ژانر کودک خیلی زنده‌تر عمل می‌کرد، اما الان شاید برای‌شان تکراری شده و شاید هم دیگر کودکان برای‌شان اولویتی ندارند. حتی اگر بحث بودجه را هم مطرح کنیم می‌گویم که اگر کودکان برای‌شان اولویت داشته باشند و بخواهند بودجه‌ی‌ کمی را به برخی برنامه‌ها اختصاص دهند باید به کودک اهمیت دهند، چراکه همین کودکان بیست سال آینده مدیر می‌شوند و ما از تصمیم‌های‌شان ضربه می‌خوریم.

حضور عروسک‌ها در این برنامه برای خودتان چقدر جذابیت و جای مانور دارد؟

اتفاقا همان ابتدا که چنین پیشنهادی، مبنی بر حضور عروسک‌ها در سری جدید برنامه، مطرح شد بسیار استقبال کردم و خوشحال شدم، چراکه یک جورهایی خاطرات گذشته خودم زنده شد، شیطنت‌هایم گل کرد و یاد دورانی که با عروسک ببلی اجرا می‌کردم افتادم. زمانی‌که عروسک را کنار خودم می‌بینم دوست دارم با عروسک حرف بزنم، سر به سرش بگذارم، شیطنت کنم و با همدیگر قایم موشک بازی کنیم. از طرف دیگر، عروسک‌هایی که آمدند ویژگی‌های خاص خودشان را دارند و چون شیرین و بامزه هستند و صداپیشه‌های خوبی روی آن‌ها صحبت می‌کنند بسیار دوست‌شان دارم.

پیشنهاد شما بود یا اینکه تصمیمی گروهی بود؟

ما در «محله‌ی گل و بلبل» همه تصمیم‌ها را با یکدیگر و در اتاق فکر می‌گیریم و در جلسه‌ای که قبل از تولید و در مرحله‌ی طراحی سری جدید برنامه داشتیم به این نتیجه رسیدیم.

به عنوان فردی که در گذشته صداپیشگی و عروسک‌گردانی می‌کرده دوست نداشتید عهده‌دار یکی از این آیتم‌ها در «محله گل و بلبل» باشید؟

اینجا و در فضای سن نمی‌شود این کار را انجام داد، چراکه بچه‌ها کنار ما حضور دارند. اگر به تنهایی برنامه را اجرا می‌کردم این اتفاق شدنی بود، اما الان واقعا نمی‌شود. بعد هم لزومی به این کار نیست، چون این عروسک‌ها فرزندان گلدون خان و مثل پدرشان سرتق هستند و برای اذیت ما آمدند. [خنده]

عروسک‌ها چقدر در بحث آموزش و فرهنگ‌سازی برای برنامه‌های کودک موثر هستند؟

با توجه به اینکه «محله‌ی گل و بلبل» مختص کودک و بزرگسال است،‌ عروسک‌ها یک جورهایی بخش کودک را از بزرگسال جدا می‌کنند و در این بخش کودکانگی را نشان می‌دهند. بخش‌های داخل خانه با بیرون فرق دارد، اما بخش‌هایی که در استودیو هستند کامل با حضور عروسک‌ها این تفاوت احساس می‌شود.

جمله‌ی پایانی…

برای همه‌ی مردم کشورم آرزوی سلامتی می‌کنم و می‌خواهم که برای‌مان دعا کنند. دوست دارم مردم این را بدانند که همیشه دغدغه‌ی ما کار کودک است.

منبع: خبرگزاری فارس