کنترل گر ها زندان‌بان دنیای شما

کنترل گر ها زندان‌بان دنیای شما

در زندگی روزمره ممکن است به طور ناخودآگاه و ناشی از شناخت نداشتن از خودتان رفتارهایی کنید که در نهایت باعث رنجش دیگران و بیشتر از همه خودتان شود. کنترل گری یکی از رفتارهایی است که باعث می‌شود روابط میان شما و نزدیکان‌تان با چالش مواجه شود. رفتارهای کنترل‌کننده در روابط کاری، خانوادگی و عاطفی باعث می‌شود روابط تیره و تار شود و هر دو طرف از این موضوع آسیب ببینند. بسیاری از کارشناسان در این‌باره اتفاق‌نظر دارند که نیاز به کنترل کردن طرف مقابل هیچ کمکی به بهبود و حفظ ارتباط نمی‌کند بلکه باعث می‌شود در سراشیبی سقوط قرار بگیرد و در نهایت فرد کنترل گر و کنترل‌شونده هر دو احساس تنهایی کنند. یکی از دلایلی که افراد کنترل گر برای این کار خود اعلام می‌کنند به دلیل علاقه و عشقی است که به طرف مقابل دارند. کنترل گرها دست به کنترل گری می‌زنند، چراکه احساس می‌کنند این کار باعث می‌شود طرف مقابل اتفاقی برایش نیفتد و در واقع از خطرات در امان باشد.

ناامنی در ارتباط

یکی از دلایل وجود رفتارهای کنترل گری در روابط عاطفی، داشتن احساس ناامنی در شخص کنترل گر است. شخص کنترل گر به جای اینکه به شناخت بهتری، در رابطه با احساس ناامنی که دارد، برسد تصمیم می‌گیرد همسرش را کنترل کند تا از این راه روی حس ناامنی خود سرپوش بگذارد. کنترل گری با حساسیت شدید به نوع پوشش یا پرس و جوی زیاد در رابطه با دوستان همسر به وجود می‌آید. فرد تلاش می‌کند همسرش را از دوستان و سایر افراد خانواده و فامیل دور نگه دارد. این کار باعث می‌شود در کنترل گری احساس موفقیت بیشتری داشته باشد، زیرا کنترل کردن یک فرد در شرایط ایزوله بسیار راحت‌تر از دنیای بیرون است.

احساس اضطراب

اگر شما در با یک فرد کنترل گر ارتباط باشید ممکن است همیشه نگران این موضوع باشید که او چه واکنشی به دیدارهای شما نشان می‌دهد. این احساس اضطراب در افرادی که تحت سلطه‌ی کنترل گرها قرار دارند دیده می‌شود. فکر کردن به واکنش‌های همسر کنترل گرتان باعث می‌شود از ارتباط‌های دوستانه‌ی خود با دیگران لذت نبرید. موضوعی که باید به آن توجه کنید این است که توجه کردن و تن دادن به درخواست‌های او باعث می‌شود این حس در او تقویت شود و شما نیز هر روز احساس زندانی بودن بیشتری داشته باشید و پس از مدتی درمی‌یابید فقط دنبال پاسخ دادن به او هستید، تلاش می‌کنید طبق میل او رفتار کنید و تابع او باشید. در چنین شرایطی، هیچ آینده‌ی روشنی برای ارتباط نمی‌توان تصور کرد و تا زمانی که فرد کنترل گر به این خصوصیت منفی خود پی نبرد و به دنبال حل مساله نباشد، رابطه همیشه در ترس و اضطراب ادامه دارد و در نهایت باعث می‌شود فرد کنترل‌شونده از این زندان تحمیلی به سمت آزادی فرار کند. این دقیقا همان چیزی است که فرد کنترل گر از آن بیم دارد و برای اینکه این روز را نبیند دست به هر کار کنترل‌کننده‌ای می‌زند.

راه‌حل چیست؟

قطعا مشورت با یک مشاور کمک زیادی به افراد کنترلگر می‌کند، اما این رفتار برای بهبود به زمان نیاز دارد تا فرد این رفتارش را در وهله‌ی اول شناسایی کند و سپس آن را کنار بگذارد. رها شدن از کنترلگری مساوی است با احساس آرامش در ارتباط‌های عاطفی و باعث می‌شود هر دو نفر در فضای دوستانه‌تری کنار هم از زندگی لذت ببرند. در ادامه با راه‌حل‌هایی کلی برای این موضوع آشنا می‌شوید که ممکن است کمک کند این موضوع را در خود شناسایی و برای رفع آن اقدام کنید.

آزاد بگذارید

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که باید اجازه بدهید طرف مقابل‌تان همان شخصی باشد که هست و به دلیل شما تغییر نکند. این آزاد گذاشتن باعث می‌شود وارد ماجرای کنترل گری نشوید که معنای درست دوست داشتن هم همین است. فراموش نکنید افراد از اشتباهات خود بیشتر از پند و اندرزهای شما یاد می‌گیرند. ممکن است احساسات پنهان به شما بگویند باید با کنترل کردن و تذکرات مداوم از بروز تجربیات منفی در طرف مقابل خود جلوگیری کنید؛ این در حالی است که آن خطرات یا تجربیات منفی آنقدرها هم اهمیت ندارند. واقعیت این است که انسان‌ها نیاز دارند از راه برخی تجربیات چیزهای جدید بیاموزند و از آموخته‌های خود برای داشتن زندگی بهتر استفاده کنند.

تصمیمات جدید بگیرید

اگر کاری که انجام می‌دهید باعث می‌شود به طرف مقابل کمک شود و او این کمک شما را احساس می‌کند می‌توانید به کار خود ادامه دهید. در غیر این صورت باید آن را متوقف کنید؛ به طور مثال، اگر مدام به برادر بیکار خود زنگ می‌زنید و چک می‌کنید که هنوز شغلی پیدا کرده یا نه اگر این کار به او کمکی می‌کند می‌توانید به تماس‌های خود ادامه دهید، اما وقتی این کار شما به حال او کمکی نمی‌کند باید آن را متوقف کنید.در بسیاری از مواقع این کار فقط باعث می‌شود طرف مقابل احساس سرخوردگی کند؛ بنابراین، بهتر است تصمیم بگیرید کارهایی را که هیچ کمکی به دیگران نمی‌کند متوقف کنید. توجه کنید بیشتر افراد کنترل گر با توجیه‌های غیر واقعی خود را گول می‌زنند و رفتار خود را از راه‌های مختلف توجیه می‌کنند.

نگرانی‌های خود را بشناسید

به جای اینکه تلاش کنید همه چیز را نامحسوس تحت کنترل خود درآورید ابتدا باید ترس‌ها، نگرانی‌ها و خشم خود را بشناسید و برای مدیریت‌شان تلاش کنید. خواندن کتاب‌هایی در این زمینه بسیار موثر هستند، چراکه ممکن است به تنهایی نتوانید از پس این کار برآیید؛ بنابراین، خواندن کتاب‌های مفید در این زمینه توصیه می‌شود. فقط با استفاده از تمرین و شناخت سریع ترس و ناامنی است که می‌توانید پیش از اینکه کاری انجام دهید فکرتان را مرور و از کنترل گری غیرضروری خودداری کنید.

پذیرش دیگران سخت، اما ممکن

ذهن انسان همیشه تلاش می‌کند خود را از شرایط سخت دور کند و به جای تعمق درباره‌ی حرف‌ها و ارتباط‌ها روش‌های آسان‌تری را پیش روی فرد می‌گذارد. پذیرش اینکه افراد با هم تفاوت‌هایی دارند و هیچ کسی کامل نیست ممکن است در ابتدا با سختی زیادی همراه باشد، اما اگر بتوانید به مرحله‌ی پذیرش برسید روی دیگری از ارتباط‌ها را تجربه می‌کنید که برای شما سرشار از آرامش و اطمینان خاطر هستند. بپذیرید که نگران بودن یک نوع سرگرمی است. به جای نگران بودن مداوم، روی چیزهای بهتری تمرکز کنید و دنبال شناخت بهتر و بهبود حس دوست داشتن خودتان باشید