اسباب‌بازی‌هایی برای تعلیم و تغییر

آنقدرها هم که آسان به نظر می‌رسد موضوع اسباب‌بازی‌ها در جهان، موضوعی کودکانه، پیش پا افتاده و دم دستی نیست. امروزه، تولید اسباب‌بازی یکی از پنج تجارت نخست جهان است و دو غول بزرگ این صنعت سالانه گردش مالی‌شان حدود چهار تا شش میلیارد دلار است که کنار سایر تجارت‌های بزرگ اعداد و ارقامی شگفت‌انگیز محسوب می‌شود. بحث را با آمار و عدد شروع می‌کنیم تا به خاطر داشته باشیم اگر چه اسباب‌بازی‌ها مقوله‌ای تعلیمی، تربیتی و فرهنگی هستند، اما در سپهری اقتصادی تولید و توزیع می‌شوند.

این اصلی کلی است که هر موضوع فرهنگی اگر بار اقتصادی داشته باشد به عنوان یک کالا و محصول فرهنگی باید مورد مطالعه قرار گیرد. از وقتی غرب در حوزه‌ی مطالعه انسان و اجتماع انسانی به مولفه‌هایی همچون سرمایه‌ی اجتماعی روی آورد در حقیقت مشخص شد که تا چه حد می‌توان از روابط فرهنگی و اجتماعی میان انسان‌ها با فاکتورهایی مثل سرمایه، خرید و فروش، عرضه و تقاضا و همین‌طور بازار مصرف بیان کرد.

امروزه، بدون تردید سایه‌ی سنگین و البته شوم سرمایه، اقتصاد و پول به تمام عرصه‌های فرهنگ جهانی حمله کرده، اما این دست رساندن به حوزه‌ی پرخطر و البته فوق‌العاده حساس کودکان خود موضوعی بسیار قابل توجه است.

سیستم تعلیم و تربیت رسمی و غیر رسمی آینده‌ی یک کشور را می‌سازد، اما با افزایش سرعت روند جهانی‌ شدن و تحمیل‌های فرا مرزی به جهان درباره‌ی فرهنگ، اجتماع و اقتصاد مشکلات بسیاری گریبان‌گیر تمام مخاطبان عرصه‌ی هنری، فرهنگی و اجتماعی شده است.

امروزه، بازار جهانی اسباب‌بازی همچون سایر موضوعات جهانی از محور مهمی تاثیر می‌پذیرد که آن نظام ارزشی و نظام اعتبار بخشی است. جهانی شدن یا به عبارت واقع گرایانه‌تر جهانی‌سازی در چند عرصه محتوا تعیین می‌کند که از مهم‌ترین این عرصه‌ها ارزش گذاشتن، اعتبار بخشیدن و دانش ساختن است.

در جهان امروز، همگی اسباب‌بازی‌ها، چه آنچه در چین تولید می‌شود تا به اقتصاد بسیار بزرگ آمریکا درباره‌ی بازی‌ها پهلو بزند و چه محصولات کم جان ایرانی، در واقع بخشی از یک رقابت برای معنا بخشیدن به مولفه‌هایی هستند که در زندگی کودکان نقش ایفا می‌کنند و در نهایت آینده‌ی آنان را می‌سازد.

بازی و تفریح در آسمان اندیشه و تفکر

فلاسفه‌ی قدیم اعتقاد داشتند که بازی، تفریح و مشغول شدن انسان به چیزهای بیهوده برای این است که آن‌ها از چیزهای واقعی دور بمانند و خستگی خود را برطرف کنند. حتما شما هم این تجربه را داشته‌اید که سرگرم اسباب‌بازی‌های کودکان‌تان شوید یا بارها با تفنگ اسباب‌بازی پسرتان تیراندازی کرده باشید که این‌ها همان سرشت عمومی را نشان می‌دهد. شتر، شیر و کودک در اندیشه‌ی نیچه این فاکتور عمومی در سرشت انسانی می‌کوشد تا توضیح دهد که دوره‌ی سوم نفس انسان‌ها دوره‌ی کودکی و طبیعتا بازی است، اما تمام این‌ها، نظریات مهمی مثل آنچه را که لاک و دیگران، در تاثیر شگرفت بازی بر شخصیت انسان‌ها بیان کرده‌اند، از نظر دور نگه می‌دارد.

بازی به مثابه تعلیم

در بیان شیوه‌ها و فلسفه‌ی تعلیم و تربیت، از بازی‌ها و سرگرمی‌ها یا سپری کردن اوقات فراغت و شیوه‌های این وقت‌گذرانی‌ها به عنوان ابزارهایی برای آموزش و یادگیری، انتقال تجربه، مهارت و دانستنی‌ها و تقویت کاربرد ابزار گوناگون در زندگی یاد شده است. در حقیقت، اسباب‌بازی‌ها کنار رسانه و فضای مجازی رقبایی برای پدران و مادران و البته نهاد مدرسه و نهاد دین در تربیت کودکان نوپا، به خصوص در هفت سال نخست زندگی، به شمار می‌آیند.

نتایج بررسی میزان فروش نیز نشان می‌دهند که مهم‌ترین و پر تیراژترین اسباب‌بازی‌ها متعلق به قبل از هفت سالگی و تا مقطع پیش دبستانی است و چرخه‌ی اقتصادی این رده سنی در فروش و بازار، با دیگر رده‌ها اختلاف قابل ملاحظه‌ای حدود ۲۰ درصد از کل سهم فروش را به خود اختصاص می‌دهد.

بازی برای تغییر

هر چقدر تلاش کنید که دنیای یک بازی را تغییر دهید موفق نمی‌شوید، زیرا نه دنیای بازی‌ها تغییر می‌کنند و نه دست و پاهای عروسک‌ها را می‌توان شکست و به جای دیگری چسباند. معمولا کسی در برابر اسباب‌بازی‌ها واکنش مقاومتی ندارد و کسی به این فکر نمی‌کند که باید چگونه نحوه‌ی قرار گرفتن مهره‌ها را مدیریت کند. براساس توافق و قراردادی از پیش نوشته شده اصول بازی عبارت‌اند از این موارد مشخص؛ بنابراین، بازی بهترین ابزار برای نهادینه کردن رفتارهای تازه در ناخودآگاه افراد گوناگون به شمار می‌آید.

امروزه، دولت‌ها بازی را ابزاری برای تغییرات سیاسی به رسمیت شناخته‌اند که معنای مهمی در بر می‌گیرند.

بازی برای هویت

پایین‌ترین رده‌هایی از اسباب‌بازی‌ها که می‌توان روی‌شان مطالعه کرد. شخصیت‌های تاریخی، تصنعی، حیوانات آدم نما و دیگر موجوداتی هستند که هویت معینی دارند. همزاد پنداری، برقراری ارتباط تخیلی کودکان با شخصیت‌هایی که ویژگی یا ماهیت بیرونی ندارند و ساختن عروسک‌ها یا چیزهایی که بالاخره اسمی دارند به آنان کمک می‌کند تا بخشی از زندگی‌شان را در ارتباط با شخصیتی تخیلی یا همان عروسک ساخته شده از روی یک فیلم تقویت کنند. در اتاق کناری‌تان ساعت‌ها دخترتان مشغول حرف زدن با شخصیت یکی از کارتون‌های مورد علاقه‌اش است که نه تنها آن را به همان اندازه بلکه بیشتر و بزرگ‌تر از آنچه هست در ذهنش پرورش می‌دهد.

باید این عرصه‌های خطیر و مهم که هر کدام‌شان سه نهاد مهم خانواده، مدرسه و دین را تهدید می‌کنند با نگاه اقتصادی بسیار نیرومندی مقایسه شوند؛ یعنی، فقط زمانی می‌شود به عمق مساله پی‌برد که بدانیم تمامی کالاها با رویکردی سودجویانه از طرف بنگاه‌های بزرگ تجاری جهان دنبال می‌شوند. این طبیعی است که بنگاهی اقتصادی به هیچ فاکتوری بیش از سودجویی فکر نمی‌کند و بازار بسیار وسوسه‌برانگیز ایران، در ارتباط با اسباب‌بازی؛ یعنی، سومین وارد کننده‌ی بزرگ جهان هر برنامه‌ای را به خود اختصاص می‌دهد.

این واقعیتی است که در پنج سال گذشته، هر سال دست کم بین ۷۲ تا ۸۰ میلیون دلار اسباب‌بازی به کشور وارد شده است. این عدد شگفت انگیز که با بودجه‌ی کشور در بسیاری از بخش‌های فرهنگی رقابت می‌کند هزینه‌ای است که بر خانواده‌های ایرانی به شکل مستقیم تحمیل می‌شود و البته از طرف دیگر آثاری به مراتب معکوس و خطرناک‌تر دارد.

خانواده‌های ایرانی هر ساله، با خرید انواع اسباب‌بازی‌ها (صرف‌نظر از بازی‌های رایانه‌ای، تلفن همراه و تحت شبکه‌ی اینترنت) فرزندان خود را با ابزارها و راه‌های آموزش جدیدی روبه‌رو می‌کنند. ایران از جمله معدود کشورهایی است که پیرامون هر آنچه مربوط به تعلیم و تربیت است، به جز موفقیت‌های تحصیلی در مقاطع مشخص و همین‌طور رشته‌های معین، از طرف خانواده‌ها واکنش خاصی را تجربه نمی‌کند.

تحول اسباب‌بازی‌ها در یک نگاه

نگاهی گذرا به گذشته‌ی تاریخ کشور بسیار مهم است و دریچه‌های ارزشمندی را به طرف شهروندان ایرانی، که هم اکنون بخش عمده‌ای از این بازار خرید را به خود اختصاص می‌دهند، می‌گشاید.

چند نسل قبل در ایران؛ یعنی، تا آستانه‌ی برآمدن پهلوی دوم، اسباب‌بازی‌های ایرانی را خود کودکان با والدین‌شان می‌ساختند.

بسیاری از اسباب‌بازی‌ها، چوبی یا با ترکیب‌های ساده پارچه‌ای بودند که در برخی از خانواده‌ها حتی به شکل موروثی منتقل می‌شدند و مورد استفاده بچه‌ها قرار می‌گرفتند. بیشتر این اسباب‌بازی‌ها بدون ضایعه‌های مضر برای سلامتی مثل رنگ و مواد شیمیایی بودند و جنس و بافتی ساده داشتند. از مزایای دیگر این نوع اسباب‌بازی‌ها منطبق بودن با فرهنگ بومی، شخصیت‌های تخیلی مثبت و موثر و همین‌طور درگیر با داستان، فلسفه و افسانه‌های عمیق بود و بخشی از نظام تعلیم و تربیت کودکان آن زمان را همین شیوه‌های بازی یا ابزارهای مورد استفاده در بازی شکل می‌داد.

امروزه، این نقصان بسیار بزرگ در استفاده بسیار محدود از دست‌ساز‌های پدران و مادران برای کودکان‌شان خودنمایی می‌کند. حتی دیگر مادران حاضر نیستند با بافتن یا دوختن تکه‌ای از لباس یک عروسک هم فرزندشان را از عشق سیراب کنند و هم کاری برای عروسک کودک‌شان کرده باشند تا ساعت‌ها آنان را همراهی کنند.

در نهایت، باید به این نکته توجه کرد که هیچ مهارتی نیز با اسباب‌بازی به کودک منتقل نمی‌شود، اما از ترکیب رنگ تا موسیقی‌های موجود در اسباب‌بازی‌ها و نوع لباس و شکل اندام‌های بدن آن‌ها نسلی تازه‌ای را طراحی می‌کند.

 

آیا حاضرید کودکان‌تان را به مصرف ماری جوآنا تشویق کنید؟

اگر امروز از پدر و مادری بپرسید که آیا حاضرند کودک یا نوجوان‌شان را به مصرف مواد مخدر تشویق کنند شاید از تعجب واکنشی بسیار شدید آن‌ها شما هم تعجب کنید، اما واقعیت این است که سمبل‌های بسیار فاسد غربی همچون «جاستین بیبر» و «سلنا گومز» پس از عروسک‌های بیشتر شناخته شده‌ای مانند «باربی» که بحث‌های بسیاری را برانگیخته و فشرده‌ای از رذایل اخلاقی در واقعیت به شمار می‌آیند، امروز در اتاق‌های خواب و بازی کودکان رها شده‌اند. علت اینکه خرید اسباب‌بازی‌های این‌چنین ممکن است ناشی از چه فاکتورهایی باشد در جای خود قابل بحث است، اما در واقع شما کودکان‌تان را به مصرف ماری جوانا تشویق کرده‌اید، چون از جاستین بیبر به عنوان یک جوان بیست ساله با گرایش جنون‌آمیز به مخدر ماری جوانا یاد شده که هم اکنون عروسک‌های او دست به دست می‌شود. البته دایره‌ی بحث بسیار گسترده است و شامل اسباب‌بازی‌هایی، که خشونت‌های جنون‌آمیز را میان کودکان دامن می‌زنند، نیز می‌شود که در جای خود قابل بحث هستند، اما این تنها یکی از آثار مخربی است که اسباب‌بازی‌های خارجی و وارداتی بر جامعه‌ی خردسال و نوجوان ایرانی برجای می‌گذارد که میوه‌های تلخ آن دو دهه‌ی بعد در شخصیت کودکان خودنمایی می‌کند.

به هر حال، در تمام حوزه‌های تعلیمی و تربیتی، پدران و مادرانی موفق هستند که برای عرصه‌های گوناگون زندگی کودکان‌شان وقت صرف می‌کنند و می‌دانند تک تک موجوداتی که در زندگی فرزندان‌شان ظهور می‌کنند تا چه میزان بر هویت و سرنوشت‌شان تاثیر می‌گذارد.

در بعد اقتصادی نیز خانواده به دو شیوه‌ی مستقیم و غیرمستقیم با خرید اسباب‌بازی خارجی فقیر می‌شود. یکی هزینه‌ی مستقیم ناشی از خرید و اختصاص سبد بزرگ مالی به کالاهایی غیر ضروری و دیگری زیان‌های مالی ناشی از جبران خسارت‌های فرهنگی است که در سال‌های بعد زندگی فرزندان باید متحمل آن‌ها شوند.

اسباب‌بازی بر خلاف نامی که دارد پدیده‌ای کاملا جدی است و این جدیت را می‌توان در چهره‌ی جدی هر یک از افراد، زمانی که یک بازی کودکانه را تجربه می‌کنند، مشاهده کرد.