تاثیر بازی‌های رایانه‌ای و کارتون روی بچه‌ها

تاثیر بازی‌های رایانه‌ای و کارتون روی بچه‌ها

نتایج تحقیقات حاکی از آن است کودکانی که مدت طولانی در مقابل تلویزیون و یارانه می‌نشینند و از فعالیت‌های مورد نیاز این دوران مثل ورزش دور می‌مانند دچار صدمات جسمانی مثل بدخوابی، ضعف درسی، ضعف بینایی و ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران می‌شوند و نگرش افراد را تغییر می‌دهند. بر اساس نتایج تحقیقات، کودکان به طور متوسط بالغ بر ۲۰ ساعت در هفته، تلویزیون تماشا می‌کنند و دانش‌آموزان دبیرستانی به طور معمول، بیش از زمانی که در مدرسه می‌گذرانند در برابر تلویزیون می‌نشینند. نیمی از ۱۵ هزار کودکی که از آن‌ها سوال شده بود، اظهار کرده بودند که تلویزیون را از پدرشان بیشتر دوست دارند. روشن است که تلویزیون قسمت عمده‌ای از زندگی ما را تشکیل می‌دهد. همین‌قدر بس که هنگام فراغت به جای فعالیت‌هایی مثل مطالعه، گفت‌وگو، دوست‌یابی، اندیشیدن به زندگی شخصی و … در برابر تلویزیون می‌نشینیم و در همان حال غذا می‌خوریم یا چیزی می‌نوشیم. کسانی که روزانه، پیش از چهار ساعت، تلویزیون تماشا می‌کنند کمتر ورزش می‌کنند و در مقایسه با افرادی که کمتر از دو ساعت در روز تلویزیون می‌بینند بیشتر به خوردن و نوشیدن مشغول هستند. دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم با آنچه در تلویزیون نشان داده می‌شود کاملا تفاوت دارد. جهانی که تلویزیون نمایش می‌دهد نسبت به جهان واقعی تنوع کمتری دارد و خشونت‌آمیزتر است. اخبار نیز نمایشگر دیدگاهی سو دار هستند و پوشش خبری تلویزیون برای رویدادی خشن بیشتر از آن است که برای یک کوشش موفق میانجی‌گری صلح انجام شود. تلویزیون بر دیدگاه افراد نسبت به دنیا تاثیر می‌گذارد، بینندگان حرفه‌ای تلویزیون بیش از بینندگان عادی تصورات قالبی نژادی دارند و از جنایت و جرم بیشتر می‌ترسد. محققان معتقدند که جمعیت پیران سلامتی اندکی دارند و جمعیت افراد متخصص و ورزشکاران از آن‌ها بیشتر است؛ به طور مثال، دختران نوجوانی، که برای‌شان چندین آگهی تجاری درباره‌ی محصولات زیبایی ارائه شده بود، در مقایسه با دخترانی که این تبلیغات را ندیده بودند، بیشتر به جذابیت جسمانی خود اهمیت می‌دادند. تماشای خشونت در تلویزیون باعث می‌شود تا افراد خشونت‌های زندگی واقعی را بیشتر تحمل کنند. علاوه بر این، زمان صرف شده نیز برای تماشای تلویزیون حائز اهمیت است؛ اگر زمان کافی و متناسب باشد آثار مطلوبی جای می‌گذارد. روان‌شناسان پس از بررسی‌های بسیار در مورد تماشای تلویزیون و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به این نتیجه رسیدند دانش‌آموزانی که در حد متوسط تلویزیون تماشا می‌کردند در مقایسه با دانش‌آموزان که به هیچ‌‌وجه تلویزیون تماشا می‌کردند نمرات بهتری می‌گرفتند حال آنکه کسانی که روزانه بیش از چهار ساعت تلویزیون می‌دیدند کمترین نمره را داشتند. از لحاظ محتوا، برخی شواهد حاکی از آن است که رفتار جامع‌ ستیز در جامعه یا در تلویزیون با رفتارهای مشابه آن در زندگی واقعی همراه است. در واقع، پیوند میان برنامه‌های مختلف در رسانه‌های تصویری و رفتارهای زندگی واقعی را که در مهار چنین عواملی دخالت دارند «متغیر ثالث» می‌نامند؛ به طور مثال، پیوند میان خشونت در تلویزیون و پرخاشگری فرد در زندگی واقعی است.

استفاده از موبایل و تبلت مشکلاتی برای کودکان همراه دارد که عبارت‌اند از:

– فرایند ذهنی کودک به تاخیر می‌افتد.

– هوش هیجانی کودک کاهش می‌یابد.

– دایره‌ی واژگانی کودک کاهش می‌یابد.

– احتمال چاق شدن کودک افزایش می‌یابد.

– سیستم اسکلتی کودک دچار اختلال می‌شود.

– خواب کودک مختل می‌شود.

– توان یادگیری کودک کاهش می‌یابد.

– احتمال ابتلای کودک به برخی سرطان‌ها افزایش می‌یابد.

کودکان بعد از ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، در مرحله حسی-حرکتی هستند و تلویزیون آرامش آن‌ها را مختل می‌کند؛ بنابراین، هرگز جلوی کودکان در مورد اخبار ترورویستی و جنگ صحبت نکنید.

کودکان تا ۱۴ سالگی، نباید اخبار بشنوند یا ببینند، زیرا آن‌ها طبق منطق قیاسی مطمئن می‌شوند این اتفاقات بر آن‌ها و خانوده‌شان هم اتفاق می‌افتد. اضطراب، کابوس، ترس از مرگ، آدم‌کشی، ترس از تاریکی و تنهایی از نتایج دیدن و شنیدن این این اخبار است. کودکان را با تلویزیون تنها نگذارید. کودکانی که کم می‌خوابند و زیاد سرگرم بازی‌های کامپیوتری هستند و بیش از کودکان دیگر پرخاشگر، عصبانی و خشن می‌شوند.

روان‌شناسان شناختی معتقدند که معمولا مردم مهارت‌های پیچیده را بر اساس انبوهی از موارد شرطی‌سازی یاد نمی‌گیرند بلکه با تمرکز روی الگوها، تقلید و انطباق با رفتارهایی که مشاهده می‌کنند سرگرم یادگیری می‌شوند که به آن‌ «یادگیری مشاهده‌ای» می‌گویند که به شکل‌های مختلف انجام می‌گیرند. مثل مشاهده‌ی والدین، یادگیری تحصیلی، خواندن کتاب، گوش دادن به رادیو، تماشای تلویزیون و فیلم و… بسیاری از ما در معرض خطر آسیب‌های تلویزیون، نوارهای ویدئویی و فیلم‌های سینمایی و ماهواره‌ای هستیم و با آن‌ها انواع مختلف خشونت را مشاهده می‌کنیم، چه در خانه، چه در مدرسه و چه در مرکز مراقبت. کودکان روزانه، انواع مختلف فیلم‌های خشن را مشاهده می‌کنند یا داستان‌های بزرگان را که معمولا با خشونت همراه هستند مثل داستان رستم و سهراب، جنگ‌‌های جهانی و… می‌خوانند. خارج از کلاس درس نیز رسانه‌ها منبع اصلی یادگیری مشاهده‌ای غیر رسمی هستند و کودکان با روشن کردن تلویزیون خیلی راحت در معرض صحنه‌های قتل، کتک‌کاری و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند. اگر کودک پس از مدرسه، روزی دو تا چهار ساعت تلویزیون تماشا کند ۸ هزار قتل و ۱۰ هزار عمل خشونت‌آمیز می‌بیند. حال سوال این است که آیا احتمال دارد کودکان تحت تاثیر خشونت‌های موجود در فیلم‌های سینمایی قرار نگیرند؟ نتایج تحقیقات حاکی از آن است که فیلم‌ها و کارتون‌های خشونت‌آمیز و سایر وسایل ارتباط جمعی مثل موسیقی، بازی‌های ویدیوئی، اینترنت و کتاب‌های فکاهی رفتار خشونت‌آمیز کودکان را افزایش می‌دهند. در واقع، بین خشونت در رسانه‌ها و پرخاشگری در دنیای واقعی روابط علمی متعددی وجود دارد و خشونت در رسانه‌ها جلوه‌ی بیشتری یافته است. ابر قهرمان‌ها با آدم‌های شروری که قصد تخریب دنیا را دارند می‌جنگند. خشونت بیشتر طوری به تصویر کشیده می‌شود که آثار موقت یا بسیار کمی دارد.

در بیشتر نمایش‌های خشن تلویزیونی هیچ نوع شوخی، انتقاد یا تنبیه‌ای متوجه رفتار خشونت‌آمیز نمی‌شود. برنامه‌های تلویزیونی کمتری وجود دارند که آسیب‌های طولانی‌مدت رفتار پرخاشگرانه را نشان می‌دهند.

 

شیوه‌های تاثیر خشونت عبارت‌اند از:

یادگیری مشاهده‌ای: کودکان با مشاهده یاد و از خشونت تلویزیونی، مهارت‌های پرخاشگرانه را سرمشق می‌گیرند.

عدم بازداری: تنبیه، رفتار را بازداری می‌کند و برعکس خشونت در رسانه‌ها ممکن است رفتار پرخاشگرانه را بازداری نکند، به ویژه زمانی که شخصیت‌های رسانه‌ها، با خشونت از شر مجازات خلاص شوند یا به دلیل آن پاداش بگیرند.

افزایش برانگیختگی: خشونت رسانه‌ها و بازی‌های ویدئویی پرخاشگرانه، برانگیختگی هیجانی تماشاگران را افزایش می‌دهند.

در اختیار گذاشتن افکار و خاطرات پرخاشگرانه: خشونت رسانه‌ها، اندیشه‌ها و خاطرات پرخاشگرانه را راه می‌اندازد.

خوگیری: آن‌ها به محرک‌های تکراری عادت می‌کنند و با روبه‌رو شدن مکرر با خشونت تلویزیونی، واکنش تماشاگران بر خشونت واقعی را پایین می‌آورد. اگر کودکان خشونت را به عنوان یک هنجار ادراک کنند ممکن است به همان نسبت آن را تحمل و کمتر امیال پرخاشگرانه‌ی خود را محدود کنند.

بازی‌های ویدئویی و سایر رسانه‌ها مثل تلویزیون، فیلم و کتاب نه تنها مهارت‌های پرخاشگرانه بلکه این اندیشه را که خشونت حالتی طبیعی است به انسان یاد می‌دهند.

مایکل کارنیل نیز طرفدار دو آتشه‌ی بازی دوم و بازی ویدئویی دیگری به نام «کینه‌گران سرخ» (Red Neck Grudge) بود. او روزی، با یک هفت‌تیر نیمه خودکار، دو اسلحه‌ی شکاری و دو تفنگ در مدرسه ظاهر شد، اسلحه‌ها را به طرف عده‌ای نمازگزار نشانه گرفت، سه نفر را کشت و پنج نفر را زخمی کرد. گر چه کارنیل در رابطه با سلاح‌های گرم تجربه‌ی قابل ملاحظه‌ای نداشت، ولی مقامات متذکر شدند که هدف‌گیری او به طرز غیرعادی دقیق بود. کارنیل دقیقا یک بار به سر هر نفر شلیک کرد مانند زمانی که در بازی ویدئویی امتیاز جمع می‌کرد، به خصوص زمانی که به شلیک‌های سر، امتیازات مازاد داده می‌شد. خشونت رسانه‌ها برای افزایش برانگیختگی، رفتار پرخاشگرانه و افکار خشن عامل خطرناکی است. در یکی از روستاهای کوچک شهر بتل آلاسکا، راوان رمزی ساعت‌های طولانی به بازی‌های Doom، Die Hard (مرگ سخت) و Resident Evil (ساکن شیطانی) مشغول می‌شد. او در واقعیت به چهار نفر شلیک کرد که دو نفر کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند. بعد از این ماجرا او گفت که از بازی‌های ویدئویی آموخته که به دیگران شلیک کند و فکر می‌کرد که این کار صرفا بازیکنان را ناکارآمد می‌کند و کشنده نیست.

یکی از دلایل نگرانی درباره‌ی بازی‌های ویدئویی عبارت است از الزام به مشارکت بازیگران.

بازیگران منفعلانه نگاه نمی‌کنند بله فعالانه وارد عمل می‌شوند. بازی‌های خشن مثل سرقت بزرگ اتومبیل (Grand The Ft Auto) هر روز به شکل فزاینده‌ای محبوبیت پیدا می‌کند. برخی بازی‌ها به بازیکنان در مقابل کشتن پلیس، زنان روسپی و عابدان پاداش می‌دهند و سلاح‌های مجازی آن تفنگ، چاقو، شعله‌افکن، شمشیر، چماق، مشین و دست و پا هستند. گاهی بازیکنان در قالب نقش قهرمان در می‌آیند، اما این امکان نیز وجود دارد که بازیگر نقش جنایتکار را بر عهده داشته باشد.

رفتار پرخاشگرانه

تماشای خشونت رسانه‌ها

آمادگی قبلی برای رفتار پرخاشگرانه

حال باید به کودکانی که نمایش‌های خشن می‌بینند اطلاعاتی دهیم تا این رفتارها از آن ها سر نزند.

– رفتار خشونت‌آمیز در رسانه‌ها معرف رفتار بیشتر مردم نیست.

– رفتارهای پرخاشگرانه‌ی آشکاری که در فیلم دیده می‌شوند واقعی نیستند و بیشتر حقه‌های سینمایی، جلوه‌های ویژه و بدلکاری است.

– بیشتر مردم تعارض‌ها و مشکلات خود را بدون استفاده از خشونت حل می‌کنند.

– رفتار پرخاشگرانه هم برای قربانی و هم برای خود پرخاش کننده آسیب‌های واقعی بر جای می‌گذارد.

در ضمن، رسانه‌ها را باید فیلم‌ها را کنترل شده به نمایش درآورند یا ساعت‌های خاصی برای بعضی از برنامه‌ها، که برای کودکان مناسب نیست، در نظر بگیرند تا کودکان امکان دیدن آن‌ها را نداشته باشند یا کانال‌ها را قفل کنند تا بزرگسالان در صورت تمایل بتوانند آن‌ها را ببینند.

البته رسانه‌ها خوبی‌های بسیاری در اذهان عمومی دارد که بد نیست اشاره‌ای به آن‌ها شود:

  1. آثار فردی: تلویزیون باعث تقویت هویت‌گرایی در افراد جامعه می‌شود با پخش برنامه‌هایی از گذشته به بازسازی هویت از دست رفته برخی افراد کمک می‌شود.

می‌توان با معرفی بزرگان ادب، علم، دین، هنر و ورزش الگوهایی به افراد جامعه ارائه داد.

  1. آثار اخلاقی: ترویج اخلاق اسلامی و درون‌سازی فرهنگ‌ها مانند احترام به پدر و مادر، کسب علم و…
  2. آثار سیاسی: تشویق مردم به حرکت و شرکت در همه پرسی‌ها، بزرگ‌ترین فایده‌ی رسانه‌ای است که تمام مردم دنیا با آن ارتباط برقرار می‌کنند و شرکت مردم در انتخابات حکایت از نقش رسانه‌ی ملی دارد.
  3. آثار اقتصادی: تشویق مردم به سرمایه‌گذاری در امور گوناگون مهم‌ترین نقش رسانه در این زمینه است و باعث به کارگیری سرمایه‌های پراکنده می‌شود.
  4. آثار اجتماعی: آموزش افراد برای جلوگیری از رشد بذهکاری و جلوگیری از ترویج فحشا و منکرات.
  5. آثار دینی: درونی‌سازی باورهای دینی از وظایف بزرگ‌ رسانه‌هاست. مثل ترویج باورهایی همچون خمس، زکات و انفاق، تفسیر احکام دینی و پخش استفتائات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مراجع.
  6. آثار زودگذر: ترویج تیزرهای تبلیغاتی کمک شایانی به پیشبرد اهداف کوتاه مدت دارد مثل استفاده از کلاه ایمنی برای موتورسواران، حضور حداکثر مردم در انتخابات، هدایت مردم به خرید اوراق قرضه و مشارکت و سرمایه‌گذاری در بورس.

حال اگر رسانه‌ها، به خصوص رسانه‌ی ملی، عکس این مطروحات را در اولویت قرار دهد می‌توان پیش‌بینی‌های جامعی از آینده‌ی تاریک هر جامعه به دست آورد.