باغ سنگی خان اعتراضی بر ظلم

باغ سنگی خان اعتراضی بر ظلم

باغ سنگی خان، یکی از جاذبه‌های شهر سیرجان، در استان کرمان است. این باغ در دهستان بلورد روستای میاندوآب و ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان قرار دارد. باغ به شکل شش ضلعی نامنظم طراحی شده و متعلق به درویش‌خان اسفندیارپور بوده ‌است. درویش‌خان اسفندیارپور، مردی کر و لال بود که با خانواده‌اش از راه چوپانی و باغ‌داری زندگی می‌گذراند. او پس از اصلاحات اراضی در سال ۱۳۴۰، برای اعتراض به دلیل از دست دادن املاکش، دست از باغ‌داری برداشت تا اینکه تمام درختان زمین او (پس از تقسیم اراضی) خشک شدند. در نهایت، زمین‌های باروری‌اش که سال‌ها برای آبادی‌شان تلاش کرده بود به دلیل آبیاری نکردن، از بین رفت. درویش‌خان توان تحمل این مصیبت را نداشت. او که به دلیل این واقعه پریشان شده بود و این ظلم را بار سنگینی بر دوش خود و خانواده اش می‌دید، در صحرای مجاور یکی از باغ‌هایش، که پس از اجرای طرح اصلاحات اراضی، کاملا خشک شده بود چادر زد و به تمام شاخه‌های درخت‌های میوه، سنگ آویزان کرد و از آن‌ها چون میوه حقیقی مراقبت می‌کرد. بعد از آن کسی صدای پیرمرد را نشنید. او در زمان خفقان پهلوی ترجیح داده بود اعتراضش را به این گونه‌ای بیان کند. درویش‌خان اسفندیارپور در ۸۳ سالگی، در ۱۸ فروردین ۱۳۸۶، درگذشت و پیکرش در این باغ دفن شد. درویش‌خان درختان خشک باغ خود و دیگران را جمع‌آوری و بعد به محل احداث باغ منتقل می‌کرد. به گفته‌ی روستاییان در نهایت گودالی به عمق یک متر حفر و تنه‌ی درخت را در آن استوار می‌کرد. او بعد از مدتی، سنگ‌های مختلف را با شکل‌های خاص، از کوه‌های اطراف، جمع می‌کرد و با استفاده از وسایلی که خود آن‌ها ابداع را کرده بود سنگ‌ها را به سیم‌های آهنی آویزان می‌کرد. درویش‌خان تا روزهای آخر عمرش به این کار ادامه داد و به این ترتیب باغ سنگی را بنا کرد. او برای تهیه‌ی سیم، برای اتصال سنگ‌ها به تنه‌ی درختان، لاستیک‌های فرسوده خودروها را جمع می‌کرد، آتش می‌زد و بعد سیم درون آن را خارج می‌کرد. وجود چنین سنگ‌هایی در منطقه‌ای، که سنگی در آن دیده نمی‌شود، تعجب‌برانگیز است. این سنگ‌ها فقط در کوه‌های اطراف یافت می‌شوند که چهار تا پنج کیلومتر با محل باغ فاصله دارند. برخی افراد می‌گویند که او آن‌ها را با شتر یا الاغ می‌آورده و برخی دیگر معتقدند خود درویش‌خان در طی چهار تا پنج روز آن‌ها را حمل می‌کرد. به گفته‌ی وابستگان، سنگ‌ها را درویش‌خان از اطراف، به خصوص از کوه نزدیک به باغ، جمع‌آوری می‌کرد.

بسیاری از این درختان در روز و مناسبتی خاص از زندگی درویش‌خان بنا شده است؛ به طور مثال، وقتی نوه‌اش به سربازی رفت، او سنگی گرد همانند سری تراشیده به درختی آویزان کرد.

در سال ۱۳۵۵، پرویز کیمیاوی، فیلمی را به نام «باغ سنگی» با شرکت درویش‌خان اسفندیارپور ساخت که برنده‌ی جایزه‌ی خرس نقره‌ای جشنواره بین‌المللی فیلم برلین، شد. در این فیلم نشان داده شد که پس از خشک شدن باغ‌های درویش‌خان، او خواب باغی از سنگ را می‌بیند. او وقتی از خواب بیدار می‌شود به جست‌وجوی سنگ‌ها می‌رود و در بستر رودخانه و کوه نزدیک به باغش سنگ‌های سوراخ شده‌ای را می‌یابد، آن‌ها را با طی کردن چندین کیلومتر راه به محل احداث باغ می‌آورد و از تنه‌ی درختان آویزان می‌کند. در این میان، چند نکته عجیب وجود دارد؛ نخست اینکه تمام سنگ‌هایی که به درختان متصل شده به طرز ماهرانه‌ای سوراخ شده‌اند؛ در حالی‌که هیچ دستگاهی برای سوراخ کردن سنگ‌ها وجود نداشته است. برخی از سنگ‌ها چنان بزرگ هستند که یک مرد تنومند به سادگی نمی‌تواند آن‌ها را از زمین بلند کند. پس از مرگ درویش‌خان یکی از درختان فرو ریخت و برای سرپا کردن دوباره‌ی آن چندین مرد از روستای اطراف به زحمت توانستند درخت را استوار و سنگ‌ها را مجدد آویزان کنند. با وجود این، باید گفت درویش‌خان، تمام سال‌های عمر خود را پای ساخت این باغ سنگی گذاشت و برای آن از تکنیک‌های ویژه‌ای استفاده کرد که با مرگش آن‌ها را به گور برد.

آنچه مسلم است درویش‌خان هیچ گاه فکر نمی‌کرد که روزی این باغ، که از تفکراتش نشات گرفته، به مرکز توجه گردشگران و عکاسان تبدیل شود.

کیمیاوی در سال ۱۳۷۳، بار دیگر برای اینکه ببیند پیرمردی که درباره‌ی زندگی‌اش فیلم ساخته، چه روزگاری دارد، به این باغ سر زد و فیلمی دیگر از شرایط آن زمان باغ تهیه کرد. پس از پخش این فیلم، مسوولان مربوطه قول همکاری برای حصارکشی باغ و ساماندهی‌اش دادند، اما تاکنون هیچ اقدام مناسبی برای این باغ انجام نشده است. امروز، هر چند باغ سنگی درویش‌خان اسفندیارپور همچنان محل توجه گردشگران داخلی و خارجی است، اما توجه نکردن به آن و حمایت نکردن از ساماندهی‌اش موجب شده که «باغ سنگی خان» در معرض تخریب و آسیب جدی قرار گیرد.