حجت اشرف زاده: ماه و ماهی‌ام بهترین زمان به گوش مردم رسید

حجت اشرف زاده: ماه و ماهی‌ام بهترین زمان به گوش مردم رسید

حجت اشرف‌زاده جوان خوش صدا، محجوب، مهربان و بی‌ادعای موسیقی ایرانی، متولد ۱۲ آذر ۵۸ در نیشابور و خواننده‌ی آهنگ معروف «ماه و ماهی» است. او با آهنگ‌هایش خیلی زود در دل مردم این مرز و بوم جا باز کرد؛ بنابراین، در این شماره با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم تا بیشتر با او و دغدغه‌هایش آشنا بشویم.

 

اولین بار چه کسی گفت که صدای‌تان خوب است؟

پدر و مادرم. من دوم دبستان که بودم در گروه سرود کشوری مقام آوردم. بعد به تشویق پدرم قاری قرآن شدم و حتی در رشته‌ی اذان هم مقام کشوری کسب کردم، اما از اوایل دبستان کنار قرائت به آواز نیز روی آوردم.

 

چطور شد که سراغ ساز و آواز رفتید؟

از کودکی به ساز دف بسیار علاقه داشتم. همه توقع داشتند سراغ سه تار یا تنبور بروم، ولی سراغ دف رفتم. برای اینکه صدای دف بیرون نرود برایش پارچه‌ای درست کردم. روزی، دوستم آرش کامور، که در حال حاضر هنرمند بسیار موفقی است و با سالار عقیلی و محمد معتمدی کار می‌کند، به خانه‌مان آمد. با او در اتاقم نشستیم؛ من دف و او کمانچه می‌زد که پدرم یک دفعه در اتاق را باز کرد و داخل آمد. شوکه شده بودم، اما پدرم گفت راحت باشید. همان موقع من دف را کنار گذاشتم که سروصدا نکند و آرش کمانچه را ادامه داد. آن موقع، پدرم شروع کرد به یک آواز بیات ترک خواندن. اولین بار بود که آواز خواندن پدرم را می‌شنیدم. ضبط کوچکی داشتم که یواشکی آن را آوردم و صدایش را ضبط کردم. پدرم با اینکه همیشه فعالیت‌های قرآنی می‌کرد، اما دید بازی داشت. هربار هم که نیشابور می‌روم نصیحت‌های خاص و خوبی به من می‌کند. آثاری که با موضوع رضوی خوانده‌ام، همیشه مورد تائید پدر است و خودم هم این کارها را بسیار دوست دارم.

 

رمز اصلی شنیده شدن و ماندگاری «ماه و ماهی» را در چه می‌دانید؟

قطعا هر هنرمند در دوران فعالیت هنری خود یک یا چند اثر که شاخص دارد که مردم با آن‌‌ها بیشتر رابطه برقرار کرده‌اند.

گاهی یک اثر و یک شعر در یک زمان و یک مکان خاص تولید می‌‌شود و هم‌زمانی آن موسیقی با اتفاق‌‌ها و رویدادهای جامعه و گره خوردن با حال مردم، تولید می‌شود که مخاطبان را در آن حال و هوا با بارقه‌ای از عشق و حال خوب همراه می‌‌کند. «ماه و ماهی» نیز مانند بسیاری از نغمه‌‌ها در بهترین زمان و شرایط ممکن برای گروه تولید کننده‌اش اتفاق افتاد و در بهترین زمان به گوش مردم رسید. به نظرم این رویدادها اتفاقی نیست بلکه نتیجه‌ی ذهنیت شاعر و تلاش یک گروه هم دل و هماهنگ است. البته در این راستا باید توجه کنیم که در عین حال که تمام آهنگسازان و موسیقیدان‌‌ها سعی کردند تا بهترین اثر خود را ارائه دهند انتخاب مردم نیز به واقع غیرقابل پیش‌بینی بود. «ماه و ماهی» به هر عنوان مانند عشق‌‌های درون، عزیزان از دست رفته و عاشقی‌‌های روزمره مردم توانسته با احوال آن‌‌ها ارتباط برقرار کند و از این افتخاری که به دست آوردیم بسیار خوشحال هستیم.

فکر نمی‌کنید کار زیاد کیفیت ترانه‌های‌تان را پایین می‌آورد؟

من تقریبا جزو خواننده‌های کم کار هستم. درست است ازدیاد کار با نگاه درآمدزایی بیشتر به هنرمندان آسیب می‌زند و در بسیاری از جهات کیفیت کار را پایین می‌آورد، اما من پس از آلبوم موفق «ماه و ماهی» تقریبا دو سال و چند ماه آلبومی منتشر نکردم و آلبوم جدیدم را با وسواس و دقت بسیار به مراحل پایانی می‌رسانم. این موضوع نشان می‌دهد که این کار دو سال و نیم زمان برده و نشان از دقت و حساسیت بالا دارد. بی‌شک تولید بالا باعث نزول کیفیت کار می‌شود.

 

ترانه گفتن یک خواننده، چقدر در بالا رفتن کیفیت کار او تاثیرگذار است؟ به نظر می‌رسد این طوری خواننده با احساس بیشتری ترانه را می‌خواند؟

موسیقی، شعر و محتوا کاملا به سمت عاشقانه‌های امروز جامعه و با فضای کاملا مدرن، الکترونیک و محتوای ایرانی و حال و هوای آوازی که در تخصص من هست پیش رفته است. فکر می‌کنم تاثیرگذاری یک اثر براساس هدف‌هایی که از قبل تعیین شده بیشتر است. ما کاملا هدفمند انتخاب کردیم؛ به طور مثال، ترانه‌ها و غزل‌ها مثل یک سناریو کنار هم قرار گرفته‌اند تا محتوای کاملا عاشقانه را برای امروز بسازند که امیدوارم مورد پسند شنوندگان عزیز قرار بگیرد.

 

طرفدار ترانه‌های سوزناک هستید یا شاد؟

در موسیقی و در ادبیات ما آنچه امروز باقی مانده هم در بخش شادمانه و هم در بخش غم‌انگیز هر دو شانه به شانه‌ی هم ایفای نقش می‌کنند. در شادمانی‌ها مردم با باران دعا می‌خواندند، دعای شکرگزاری برای برداشت محصول داشتند. از قدیم وقتی باران می‌بارید، جشن عروسی برپا می‌شد، زمانی که عزیزی از سفر می‌آمد و خبر خوش می‌رسید. مردم پایکوبی می‌کردند. در حال حاضر نیز در نوروز، در سال تحویل و در اعیاد مختلف مردم شادمانه‌هایی داریم که همراه موسیقی و پایکوبی و یک فرهنگ غنی زیبای موسیقیایی است؛ بنابراین، شادمانی جایگاه خود را دارد. بین آثار من قطعات شاد خراسانی اجرا می‌شود و در بخش غم‌انگیز آنچه را که مربوط به غم عاشقانه باشد بسیار می‌پسندم؛ غمی شریف که از سردلتنگی باشد نه از سر عجز، ناتوانی و ذلت. غمی که از سر عاشقی و فراق است و بار عاطفی همراه خود دارد؛ نه بار نفرت. خیلی از موسیقی امروز ما پر شده از فحش، فضاحت و آرزوهای بد برای معشوقی که دیگر نیست و این محتوا مربوط به ادبیات ما نیست. البته مردم همیشه بهترین‌ها را بر می‌گزینند و این ترانه‌ها نیز بین مردم جایگاه خاصی پیدا نمی‌کنند، ولی عاشقانه‌هایی را که از سر دلتنگی و فراق و از سر عشق برای آن‌ها سروده شود با کمال میل می‌پسندند و انتخاب و تکرار می‌کنند.

 

به این فکر کردید که با ترانه‌های‌تان عده‌ای اشک می‌ریزند، می‌خندند و شاید دل می‌سپارند؟

قطعا وقتی هنرمندی اثری را می‌سازد به تاثیرگذاری آن می‌اندیشد. شاعر، آهنگساز و خواننده هر کدام دوست دارند که هنرشان همراه زندگی مردم باشد. راز ماندگاری یک ترانه و شعر همراه شدن مردم با آن است و اینکه مردم آن را زمزمه کنند؛ آن زمان است که می‌توان گفت کارش ماندگار است یا نه. قطعا بین آثارم به این فکر کردم که چگونه با دل مردم همراه شوم و در ابتدا قطعه‌ی «ماه و ماهی» این اتفاق را به وجود آورد. چند قطعه‌ی دیگر نیز مثل «کوچ» که برای شهدای آتش‌نشان پلاسکو خوانده شد و قطعه‌ی «ایران» با شور و حرارت خاصی با روزهای انتخابات همراه بود. همچنین، در طول چند سال گذشته، چند اثر تاثیرگذار دیگر داشتم که مردم با آن‌ها لحظه‌هایی را سپری کردند و قاعده‌ی درست هنر هم همین‌گونه است که با مردم همراه باشد و کنار مردم باشد.

 

از بین خواننده‌ها با کسی هم رفت و آمد دارید؟

در شاخه‌های موسیقی پاپ و سنتی هر کدام دوستان عزیزی دارم که بسیار دوست‌شان دارم. آقای وحید تاج، دوست عزیزم، همچنین آقای اشکان توانگری، از خواننده‌های خوب موسیقی سنتی و آقای محمدعلیزاده، خواننده‌ی پاپ و دوستان عزیز دیگری که از دیدن‌شان خوشحال می‌شوم، ساعت‌های زیادی از مصاحبت‌شان لذت می‌روم و بدون شک با وجود آن‌ها موسیقی آینده‌ای بسیار روشن دارد.

 

اگر خواننده نمی‌شدید الان شغل‌تان چه بود؟

بدون شک معلم می‌شدم، چون معلمی را بسیار دوست دارم. پدر و مادرم هر دو معلم هستند. خدا رحمت کند پدربزرگم، مرحوم سید محمد اشرف‌زاده را که یکی از معلمان خوب زمانه خودش بوده و او دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب «آغوش باد» خاطره‌ای از آن آورده و از او یاد می‌کند. دکتر یوسفی عامل موفقیت خودش را معلمی دانست که در روزهای سرد زمستان، چیزی حدود هفتاد و اندی سال پیش، پسرک خسته‌ای را در برف؛ که توان حرکت به سمت مدرسه را نداشته، روی دوش می‌گذارد و پسرک روی دوش معلم به کلاس می‌رود و آن معلم پدربزرگ من بود.

 

چرا موسیقی شما طرفدار دارد؟

آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. مردمی بودن، به روز بودن، تکنیکی بودن کار و ارزشمند بودن شعر و همچنین نیازمند بودن جامعه باعث می‌شود عده‌ای شما را دوست داشته باشند و طرفدارتان شوند و این راهی است که من انتخاب کردم.

 

اسم آلبوم‌های‌تان را چگونه انتخاب می‌کنید؟

معمولا به محتوای آلبوم توجه و سعی می‌کنم اسمی را انتخاب کنم که با حال و هوای ترانه‌های آن منطبق باشد.

 

کدام آهنگ‌های‌تان بیشتر از بقیه گل کرده؟

آهنگ «ماه و ماهی» از همه قطعات من بیشتر گل کرده. موسیقی که با شعر خوبی از علیرضا بدیع، تنظیم آقایان بیات و آهنگسازی من به لطف خدا بسیار گل کرد و مردم انتخابش کردند و دوستش دارند. بیشترین بازخورد را در برابر قطعه «ماه و ماهی» دیدم که بسیار بابت این اتفاق خوشحال هستم.

 

اهل فضای مجازی هستید؟

بله هستم. معمولا اخبار و اتفاقات جهان و دنیای هنر را هر روز از طریق چند کانال تلگرام دنبال می‌کنم.

 

«آدم انتقادپذیری هستید؟

نمی دانم، ولی سعی می‌کنم که باشم و نقد یا منطق را می‌پذیرم. گاهی، نقد در ایران، زمینه‌ی تخریب دارد و گاهی نقدکننده خالی از اطلاعات است؛ به طور مثال، شاعری در یکی از برنامه‌های تلویزیونی در مورد موسیقی تیتراژ من نظر داد. من وقتی شنیدم بسیار تعجب کردم؛ زیرا تخصص او در مورد ادبیات بود اما در حیطه‌ی موسیقی نقد می‌کرد. بسیاری از نقدها در کشور خالی از اطلاعات علمی و فنی و بیشتر احساسی و سلیقه‌ای است. بعضی منتقدان اثری را مورد نقد قرار می‌دهد، بدون آنکه تخصصی در حیطه‌ی موسیقی داشته باشد. اگر از شخصی در بخش موسیقی با توانایی‌ها و علم موسیقی سخن بگوید نقد او را می‌پذیرم؛ حتی در حیطه‌ی زندگی نیز اگر کسی که خودش در زندگی‌اش موفق باشد بی‌شک نقد او را می‌پذیرم، اما نقد کسی را که در زمینه‌هایی که خودش نه موفقیتی، نه تجربه و نه تخصصی دارد نمی‌پذیرم.

 

حرف آخر…

از تمامی کسانی که من را الان یاری کردند تا آثاری با کیفیت و عالی به دست مردم برسانم سپاسگزارم.