نگاهي به تبعات اجتماعی اعتياد زنان

نگاهي به تبعات اجتماعی اعتياد زنان

اعتیاد به مواد مخدر یکی از معضلات اصلی جامعه‌ی جهانی است. آمار رو به افزایش مصرف مواد مخدر در دنیای کنونی به گونه‌ای است که یکی از سم‌شناسان معروف دنیا به نام لودوینگ می‌گوید: «اگر غذا را مستثنا کنیم، هیچ ماده‌ای در روی زمین نیست که به اندازه‌ی مواد مخدر این چنین آسان وارد زندگی ملت‌ها شده باشد.» مطابق گزارشات آماری، مصرف مواد مخدر در ایران نیز روند افزایشی دارد و میان انواع ناهنجاری‌ها جزو آسیب‌زاترین و گسترده‌ترین معضلات است. اینک پدیده‌ی اعتیاد میان زنان نیز همچون عارضه‌ای فردی، خانوادگی و اجتماعی مطرح است و ابعاد پیچیده و چندگانه‎ای دارد؛ بنابراین، بررسی‌های جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، اقتصادی و … در راستای شناسایی علل و عوامل این معضل و یافتن راهکارهای موثر جهت پیشگیری، مقابله و درمان ضروری است. در بیشتر جوامع، زنان بسیار کمتر از مردان رفتار انحرافی و مجرمانه دارند. در ایران، نرخ اعتیاد مردان بیش از زنان است. به طوری که ۹۵ درصد معتادان، مرد و ۵ درصد زن هستند. تعداد معتادان زندانی مرد نیز بیش از زنان معتاد زندانی است، زیرا بیشتر زنان معتاد، مواد مخدر را در خانه مصرف می‌کنند و به همین دلیل مشکل اعتیاد آنان کمتر به چشم می‌آید و آشکار می‌شود. تعداد زنان معتاد متاهل بیش از دختران معتاد است. زنان برخلاف مردان، برای نظارت بیشتر از سوی اعضای خانواده و خویشتن داری ذاتی، کمتر کارهای آسیب زا و خطرناک انجام می‎دهند؛ از این رو، بین آمار زنان و مردان معتاد تفاوت معناداری وجود دارد. عامل اصلی این موضوع به اعتیاد همسر باز می‌گردد. اعتیاد به خودی خود بیماری مزمن و پیچیده‌ای است که به عوامل مختلفی بستگی دارد و البته جامعه‌ی پیچیده‌ی زنان نیز اگر به آن مبتلا شوند پیچیدگی آن دو چندان می‌شود. به دلیل نقش‌هایی که زنان در طول زندگی خود دارند و پیچیدگی بیشتر نقش‌های آنان نسبت به مردان، هر عاملی از جمله اعتیاد در این جامعه اهمیت ویژه‌ای دارد و گرفتاری‌ها و معضلات آن را بیشتر می‌کند. به دلیل نقش زنان در شبکه‌ی خانواده، اعتیاد آنان باعث آسیب‌های فردی و اجتماعی می‌شود. اعتیاد در زنان به دلیل علل ایجاد آن و شیوع بیماری پاسخ به درمان با مردان اختلافات بارزی دارند و البته اعتیاد در آن‌ها برای خود فرد معتاد مخرب‌تر از اعتیاد در مردان است. نتایج تحقیقات حاکی از آن است اعتیاد زنان بیشتر از آمارهای است که اعلام می‌شود، زیرا معمولا اعتیاد زنان دیده نمی‌شود و آنان بیشتر سعی در پنهان کردن آن دارند. مگر اینکه در شرایط پیشرفته‌ی بیماری و وضعیت وخیم باشند که به مراکز کاهش آسیب (سرپناه) مراجعه کنند. البته اعتیاد زنان در جامعه‌ی ما واقعیتی نابخشودنی است که بیشتر خانواده‌ها سعی می‌کنند آن را کتمان کنند و درصورت اینکه اطرافیان موضوع را بفهمند خانواده‌های‌شان آنان را طرد می‌کنند، همسران‌شان آنان را طلاق می‌دهند و آسیب‌های آنان به خود و جامعه از این مرحله بیشتر بارز می‌شود. آنان با توجه به عدم درآمد کافی برای به دست آوردن مواد مخدر مورد احتیاج خود به راحتی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و کارهای ضد اخلاقی انجام می‌دهند که در این مرحله افزایش تخریب آنان دیده و برگشت‌پذیری‌شان به زندگی سالم سخت‌تر و کمتر می‌شود. زنان به عنوان عامل اصلی تربیت فرزندان وظیفه‌ی مهمی دارند و اعتیاد باعث می‌شود که این وظیفه مختل شود. معمولا زنان معتاد وظیفه‌ی مادری خود را به خوبی انجام نمی‌دهند؛ به همین دلیل فرزندان در معرض مشکلات روحی و بد رفتاری‌ها قرار می‌گیرند. علاوه بر این، زنان معتادی که باردار هستند بیشتر سعی می‌کنند اعتیادشان را مخفی کنند و در مراحل اولیه به دلیل جلوگیری از قضاوت دیگران روی موضوع اعتیاد خود سرپوش می‌گذارند و همین موضوع باعث مشکلات بسیار در دوران بارداری آنان می‌شود. مصرف مواد مخدر در دوران حاملگی باعث سقط و رشد نامناسب جنین، جدا شدن زودرس جفت، مسمومیت بارداری و زایمان زودرس و نوزاد کم وزن می‌شود و علاوه بر این بعد از زایمان نوزاد به دلیل مصرف مواد مخدر مادرش هنگام بارداری آسیب‌های بسیاری می‌بیند.

زنان معتاد بسیار آسیب‌پذیرتر از مردان معتاد هستند، چرا که مصرف مواد در زنان بیشتر با آسیب‌های اجتماعی از جمله فرار از خانه، روسپی‌گری و خشونت همراه است. از طرف دیگر، وقتی یک زن گرفتار اعتیاد می‌شود فقط او گرفتار پیامدهای فردی و اجتماعی سو مصرف نشده، بلکه مصرف مواد در زنان، فرزندان و خانواده‌ی آن‌ها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. در فرهنگ ایرانی و در بیشتر فرهنگ‌های دنیا، به زنان معتاد به چشم افراد بی‌بند و بار و بی‌عفت نگریسته می‌شوند و اگر چنین زنی خانواده‌ای نیز داشته باشد خانواده‌ی او نیز از این انگ‌ها و برچسب‌ها مصون نخواهد بود. وقتی زن در خانواده‌ای دچار اعتیاد می‌شود ارکان خانواده بسیار مستعد برای از هم پاشی می‌شود و فرزندان نیز، به خصوص دختران خانواده، در نتیجه‌ی همانندسازی با مادر و مشکلات عاطفی ناشی از مصرف مواد توسط مهربان‌ترین عضو خانواده دچار انحرافات و مسائل و پیامدهای جبران‌ناپذیری می‌شوند. پس کمترین عارضه‌ی اجتماعی اعتیاد در زنان متلاشی شدن خانواده است. بر اساس آمار جهانی، اعتیاد در زنان عوارض خطرناک‌تری نسبت به مردان ایجاد می‌کند؛ به عنوان مثال، فاصله‌ی زمانی اولین تجربه‌ی مصرف مواد تا تزریق آن در زنان به طور متوسط دو سال طول می‌کشد در حالی‌که این زمان در مردان حدود هشت سال است؛ بنابراین، شش سال زودتر از مردان به ورطه‌ی وابستگی شدید، که درمان طبعا سخت تر و عوارض جسمی -روانی- اجتماعی آن نیز به مراتب بیشتر است، کشانده می‌شوند. همچنین، مرگ به دلیل مصرف مواد، به خصوص مصرف بیش از ‌آن، در زنان و دختران سریع‌تر رخ می‌دهد. خودکشی و تصادفات ناشی از آثار مصرف برخی مواد علت اصلی مرگ و میر در زنان معتاد است. علاوه بر این‌ها، اعتیاد در زنان زمینه‌ساز سایر انحرافات است، استفاده‌ی تزریقی از مواد و وجود سرنگ‌های مشترک و همچنین رابطه‌ی جنسی پرخطر در این زنان خطر ابتلا آن‌ها به ایدز، هپاتیت و سایر بیماری‌های مقاربتی را افزایش می‌دهد. جالب اینکه در بُعد درمان، پیش آگهی بهتری در زنان نسبت به مردان وجود دارد و این موضوع امیدواری بیشتری برای به نتیجه رسیدن اقدامات درمانی در زنان معتاد ایجاد می‌کند، اما موانعی نیز در مقابل زنان برای اقدام به درمان اعتیاد وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کرد.

آنجا که سخن از«انگ اعتیاد زنان» به زبان می‌آید، به ذهن رسیدن واژه‌هایی چون «زوال»، «بی‌حیثیتی»، «بی‌آبرویی»، «تن‌فروشی»، «رسوایی» و «سرخوردگی» و بسیاری واژه‌های تلخ دیگر اجتناب‌ناپذیر است و این انگ‌ها زنانی را که از اعتیاد رنج می‌برند بسیار آزار می‌دهد. به اعتقاد كارشناسان، ترس از بدنامی به این ننگ‌ها و تبعات اجتماعی آن، سهم ۸۰ درصدی رو به‌ رشد تمایل نداشتن به ترک در زنان معتاد را به خود اختصاص داده است.

محقق و پژوهشگر اسدا… افشار