کتابخوانی عیب نیست!

کتابخوانی عیب نیست!

دکتر اسدا… افشار / محقق، نویسنده و پژوهشگر

۲۴ آبان سال ۱۳۷۲، به عنوان روز کتاب و کتاب‌خوانی تعیین شد. این روز، یکی از روزهای هفته‌ی کتاب نیز به شمار می‌آید و اولین هفته‌ی کتاب جمهوری اسلامی ایران در روزهای چهارم تا دهم دی سال ۱۳۷۲، با پیام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی برگزار شد. در مدارس، مساجد، دانشگاه‌ها و استان‌های کشور در هفته‌ی کتاب، نمایشگاه‌ها و جشن‌های کتاب و سخنرانی در موضوع چاپ و نشرِ کتاب برگزار می‌شد.

در این شماره، مباحثی در این مورد مطرح شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته شده تا مسوولان و دستگاه‌های فرهنگی کشور برای بهبود فرهنگ کتاب خوانی، گام‌های موثری را بردارند و جامعه را با کتاب خوانی آشتی دهند.

 

* ارزیابی شرایط و امکانات موجود فرهنگی نشان می‌دهد که کتاب به عنوان وسیله‌ای مطمئن و کارآمد در بسترسازی موجود فرهنگ می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه، ابتدا به توجه بیشتر مسوولان فرهنگی و آموزشی کشور نیاز دارد؛ سپس محتاج تلاشی همه‌جانبه، فراگیر و ملی است.

* از آنجا که تغییرات اساسی و بنیادین در هر جامعه، وابستگی کاملی به تمام نهادهای فکری و فرهنگی آن جامعه دارد و نیز به دلیل اهمیت کارآیی و شدت تاثیرگذاری‌ که در مسائل فرهنگی مشهود است، می‌توان به این درک رسید که رهبران خردمند و خواهان پیشرفت و اعتلا همیشه باید نگران اوضاع فرهنگی خود باشند، زیرا هر تحول و جهش مطلوبی در پرتو رشد فرهنگی حاصل می‌شود و به بار می‌نشیند.

 

* باید اعتراف کنیم که در کشورمان کتابخوان حرفه‌ای خیلی کم داریم و بیشتر کسانی که کتاب می‌خوانند کتاب بخش کوچکی از زندگی‌شان را پر کرده است. طبیعی است که این افراد با کوچک‌ترین مشکلی که برای‌شان پیش می‌آید، این کوچک‌ترین جز زندگی را کنار می‌گذارند و در کوتاه مدت فراموش می‌کنند. برعکس، کتابخوان حرفه‌ای چون کتاب بخش مهمی از زندگی‌اش را تشکیل می‌دهد، مقابل این مشکلات می‌ایستد و با راه‌حل‌های منطقی همچنان جای کتاب را در زندگی خود محفوظ می‌دارد.

* یکی از مشکلات و کاستی‌های جامعه گریز از کتاب و پایین بودن سطح فرهنگ مطالعه است. این نقیصه ممکن است ریشه‌ها و علت‌های مختلفی داشته باشد که شاید در راس آن‌ها «عدم احساس ضرورت» است. تا وقتی انسان در وضعیت «نیاز» قرار نگیرد، در پی رفع آن نخواهد افتاد. اگر در پاسخ شبهه‌های اعتقادی و پرسش‌های سیاسی دربمانیم یا در مجلس و محفلی که از موضوع خاصی صحبت به میان می‌آید، احساس کنیم در آن زمینه بی‌اطلاع هستیم و شرمسار شویم و احساس کنیم از چرخه‌ی زمان و گردونه‌ی پرشتاب موضوعات علمی و فکری جامعه عقب مانده‌ایم، نسبت به خلأ و نیاز آگاه می‌شویم، در نتیجه شوق به مطالعه و کتابخوانی را در ما تقویت می‌شود.

* تجربه‌ی جهاني نشان مي‌دهد كه رشد و توسعه‌ی تمدن‌ها، ريشه در رشد فكري و فرهنگي هر جامعه دارد و بدون رشد فرهنگ كتابخواني در جوامع نمي توان به رشد هيچ تمدني دل خوش كرد. بايد تاكيد كرد كه با وجود رشد رسانه‌هاي گوناگون جمعي تاكنون هيچ رسانه‌اي نتوانسته نقشي را كه كتاب در رشد تمدن‌ها داشته ايفا کند. گرچه كشورهاي درحال توسعه نزديك به ۸۰ درصد جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند، اما كمتر از ۳۰ درصد كتاب‌هاي مصرفي جهان را توليد مي‌كنند و كمتر از اين نسبت نيز به كتابخواني مشغول هستند؛ اين در شرايطي است كه كشورهاي پيشرفته يا توسعه يافته كه حدود ۲۰درصد جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند، ۷۰درصد كتاب‌هاي مصرفي جهان را توليد مي‌كنند. تاوان اين تفاوت و فاصله را آيا جز كشورهاي درحال توسعه بايد بپردازند؟

آمارهای مطالعه‌ی روزانه در ایران، از ۲ تا ۷۹ دقیقه متغیر است. به نظر می‌رسد که این اختلاف عجیب و غریب بیشتر از هر چیز نشان‌دهنده‌ی تقلای برخی مسوولان برای ارائه‌ی تصویری بهتر از مطالعه در جامعه از یکسو و تلاش برخی دیگر برای هرچه بیشتر بحرانی‌تر جلوه دادن واقعیت است.

چند سال پیش، در برخی از سایت‌های اینترنتی اعلام شد که سرانه‌ی مطالعه در ایران، دو دقیقه در سال است که البته بیشتر به یک شوخی شبیه بود. در همان زمان دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی اعلام کرد که آمار مطالعه در ایران ۷۹ دقیقه در روز است! این مقام مسوول همچنین اعلام کرد که در این میزان، سرانه‌ی مطالعه کتب درسی، کتب ادعیه، قرآن، صفحات مجازی و هر چیزی که به خواندن ربط داشته باشد، لحاظ شده است، اما این آمار خوش‌بینانه اعتراض بسیاری از رسانه‌ها و چهره‌های فرهنگی را به دنبال داشت. این اعتراض‌ها سرانجام چند دقیقه‌ای از آمار نهاد کتابخانه‌های عمومی را کم کرد و بالاخره اعلام شد آمار سرانه مطالعه ایران ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه محاسبه شده که ۱۵‌دقیقه و ۱۷ ثانیه به کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه برای قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریه‌خوانی اختصاص پیدا کرده است و این آمارها هر دو فضای مجازی و فیزیکی را شامل می‌شد.

* لازم است که دستگاه‌های متولی و مدیران فرهنگی کشور، با اتکا به تعریف جهانی سرانه‌ی مطالعه کتاب، برخی از شاخص‌های فرهنگی از جمله میزان مطالعه هر ایرانی در طول روز را نیز ارزیابی و بررسی کنند. این ضعف بزرگی برای کشور است که در بسیاری از شاخص‌ها، به خصوص شاخص‌های فرهنگی آمارها و ارقام دقیقی وجود ندارد و آمار سرانه‌ی مطالعه در کشور این چنین از دو دقیقه در سال تا ۷۹ دقیقه در روز متغیر است. به هر حال، اختلاف زیاد میان آمارها و تعاریفی که از میزان و نوع مطالعه وجود دارد، امکان اعتماد به هر یک از آمارهای ارائه شده را کاهش داده است. با وجود اختلاف‌ زیاد میان آمارها، بعضی از آن‌ها را می‌توان نزدیک‌تر به واقعیت دانست. در میان عدد و رقم‌هایی که تاکنون ارائه شده، زمان ۱۲ تا ۱۵ دقیقه بیشترین فراوانی را در میان این آمارها دارند و می‌توان به عنوان یک آمار موقت از آن استفاده کرد.

* در بسیاری از کشورهای جهان منظور از مطالعه فقط مطالعه‌ی کتاب است؛ بنابراین، مطالعه‌ی روزنامه‌ها، سایت‌ها، ادعیه و… مورد نظر نیست، ولی برخی دیگر از کشورها مطالعه روزنامه‌ها و سایت‌های خبری – تحلیلی را نیز در آمارهای خود لحاظ می‌کنند. به هر حال، براساس تحقیقات انجام شده و با تکیه بر هر دو تعریف از مطالعه، کشورهای جهان سوم کمترین سرانه را به خود اختصاص می‌دهند. در این کشورها بیشتر افراد مطالعه نمی‌کنند و استفاده و ترویج محصولات فرهنگی نهادینه نشده است. بسیاری این اختلاف آماری را یکی از شاخص‌های مطرح برای تعیین سطح سواد کشورهای جهان در نظر گرفته‌اند. گاردین به تازگی جدولی از باسوادترین کشورهای جهان را منتشر کرده که در نوع خود جالب است و می‌توان ارتباط این رتبه‌بندی را با رتبه‌بندی‌هایی که از سرانه‌ی مطالعه در ادامه می‌خوانید، بررسی و ارزیابی کرد. این تازه‌ترین رده‌بندی کشورهای جهان براساس شاخص میزان سواد است که یکی از سنجش‌های مهم این شاخص، میزان مطالعه است.

* یکی از منابع موثقی که می‌توان میزان زمان اختصاص داده شده برای مطالعه را از آن استخراج کرد، گزارش‌های آماری مرکز بین‌المللی مطالعات گذران وقت است. براساس تحقیقی، که این مرکز در سال ۲۰۱۰، در ۲۲ کشور انجام داده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه‌ی کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند، با ۴۴ دقیقه در روز است.

* به هر حال، درباره‌ی میزان مطالعه در ایران، هرچند آمارهای ضد و نقیضی از سرانه‌ی مطالعه به گوش می‌رسد، اما واقعیت این است که وضعیت مطالعه با توجه به تیراژ کتاب‌ها و… بحرانی است. با اینکه رشد علمی در کشور در وضعیت مناسبی قرار دارد، اما تمام افراد جامعه مطالعه نمی‌کنند و سطح آگاهی‌های افراد فاصله‌ی عمیقی با یکدیگر دارد. مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان نیز به جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. متاسفانه، نظام آموزشی نیز دانش‌آموزان را به مطالعه تشویق نمی‌کند و از سوی دیگر، محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار می‌رود و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام می‌دهد. از آنجا که مطالعه در دوران کودکی، یکی از عناصر اصلی و تاثیرگذار در شکل گیری شخصیت کودک است؛ آشنا کردن کودکان با کتاب و کتابخوانی تاثیر بسزایی در رشد و تکامل هرچه بیشتر کودکان در تمامی ابعاد شخصیت می‌شود؛ بنابراین، توجه به این مهم موجب تربیت افرادی سالم و در نهایت شکل‌گیری جامعه سالم خواهد شد.

طبق اطلاعات به دست آمده از خانه‌ی کتاب نمودار شمارگان کتاب‏های منتشر شده، شیب نزولی سال‏های اخیرش را همچنان حفظ کرده است. مرور آمارهای نشر در سال گذشته و مقایسه آن با سال‏های اوج کتابخوانی در ایران، ‏نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ای بسیار زیاد و شکافی عمیق است. از ابتدای انقلاب، تاکنون نزدیک به یک میلیون عنوان کتاب از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار گرفته و به چاپ رسیده است. براساس همین آمارها می‏توان گفت که بیشترین متوسط شمارگان کتاب مربوط به سال‏های نخست انقلاب اسلامی است که در آن هر کتاب به‌طور میانگین با شمارگان بیش از ۱۱ هزار نسخه وارد بازار می‏شد.

شاید بتوان میزان تیراژ کتاب در هر کشور را ملاک مناسبی برای سنجش‌سرانه‌ی مطالعه و به عبارتی استقبال مردم به مطالعه کتاب دانست. به‏طور معمول، انتشار کتاب در کشورهای توسعه‌یافته با تیراژهایی روبه‏رو می‏شود که وقوع آن در ایران، چیزی شبیه به رویا و انتشار کتاب با تیراژهای مذکور برای ناشران و صد البته نویسندگان آرزویی به ظاهر دست‏نیافتنی است؛ به‏عنوان مثال، در انگلستان، رمانی تحت‏عنوان «بریسینگر» نوشته «کریستوفر پائولینی»، در اولین روز عرضه به بازار کتاب، با فروش ۴۵ هزار نسخه‏ای مواجه شد. همچنین در فرانسه، کتاب «کارت و قلمرو» نوشته‌ی «میشل هولبک» با تیراژ ۱۲۰ هزار نسخه، کتاب «طرحی از زندگی» نوشته‌ی «آملی نوتومب» با تیراژ ۲۲۰ هزار نسخه و کتاب «عشق جزیره است»، نوشته‌ی «کلودی گالای» با تیراژ حداقلی ۷۰ هزار نسخه، روانه‌ی بازار نشر شدند. این در حالی است که تیراژ کتاب‏های منتشر شده در ایران به سختی به مرز۱۰ هزار نسخه می‏رسد. حال سوال اینجاست که چه دستگاه‌هایی، در ایران در این موضوع کوتاهی کرده‌اند و مقصر اصلی کیست؟

کلام آخر

  1. عادت به مطالعه میان افراد جامعه یکی از معیارهای توسعه‌ی فرهنگی است. یکی از فاکتورهای اثرگذار بر عادت به مطالعه و حوزه‌ی فرهنگ کتابخوانی، امکانات و فرصت‌هایی است که در این راستا در یک جامعه ایجاد یا رشد داده می‌شود.
  2. نهادینه ‌نشدن فرهنگ کتابخوانی، تبلیغات کم و غلط، مشکلات مالی و گرانی کتاب، سرگرمی‌های دیگر، فرهنگ خانوادگی و در بعضی موارد تحصیلات پایین والدین، از موانع توسعه‌ی فرهنگ مطالعه، بخصوص در قشر جوان، به شمار می‌رود.
  3. یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی کشورها که تاثیر بسزایی در فرهنگ کتابخوانی و مطالعه کتاب دارد، برپایی نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب و در نظر گرفتن تسهیلات برای خرید کتاب است.
  4. کتاب، بهترین دوست انسان و واقعیت این است که همه ما در حق این «دوست» کوتاهی کرده ایم. هر چه می‌گذرد به جای آنکه کوتاهی‌های گذشته خود را جبران کنیم بیشتر و بیشتر او را می‌رنجانیم.
  5. با امید به این که همه‌ی ما از مسوولان گرفته تا افراد عادی، دغدغه از دست ندادن فرهنگ غنی خود را در ذهن داشته باشیم و در جهت حفظ آن بکوشیم. هرچه بیشتر كتاب بخوانیم و شعرها و داستان‌ها را حفظ كنیم با این کار مغز ما بیشتر كار و تمرین می‌كند و حافظه ما قوی‌تر می‌شود. برای همین است كه می‌گویند كتاب‌خوانی عادت خوبی است و بچه‌ها باید هرچه بیشتر به خواندن كتاب عادت كنند.