قهوه‌خونه حاج علی درویش کوچک‌ترین قهوه‌خانه‌ی جهان

قهوه‌خونه حاج علی درویش کوچک‌ترین قهوه‌خانه‌ی جهان

اگر به بازار تهران بروید و به اطراف خود نگاهی بیندازید، حتما متوجه جاذبه‌های کوچک و بزرگی این مکان می‌شوید. کسانی که به بازار تهران سر می‌زنند؛ یا بی‌تفاوت از کنار این جاذبه‌ها می‌گذرند یا با دلسوزی به آن‌ها نگاه می‌کنند. معمولا دسته‌ی اول برای خرید و کار به بازار می‌آیند و وقت و حوصله‌ای برای دقت کردن به اطراف خود ندارند، اما دسته‌ی دوم کسانی هستند که به تاریخ و فرهنگ تهران و ایران علاقه‌ی بیشتری دارند و با حوصله، دقت و دلسوزی بیشتری در شهر خود رفت و آمد می‌کنند. زمانی که، این افراد در شهر می‌چرخند، به اطراف خود خوب نگاه می‌کنند و وقتی به میراثی به جای مانده از گذشتگان می‌رسند، حس تحسین و نگرانی به آن‌ها دست می‌دهد؛ نگرانی از اینکه نکند این میراث ارزشمند از بین برود. میراثی مثل بناهای تاریخی که به برج‌های تجاری و مسکونی تبدیل شدند، کاشی‌هایی که شکستند یا دانه دانه به سرقت رفتند یا بناهایی که به دلیل بازسازی، مرمت و مقاوم‌سازی نشدن در اثر کوچک‌ترین زلزله و حادثه‌ای از بین رفتند و جز چند تصویر و خاطره اثری از آن‌ها برای نسل‌های بعدی به جای نمانده است: خوشبختانه در سال‌های اخیر، با فعالیت‌هایی که سازمان‌های مربوطه مثل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری‌ها و همچنین مردم، به ویژه جوانان انجام دادند، این میراث‌های ارزشمند بیشتر مورد توجه قرار گرفتند. به همین دلیل سراغ قهوه‌خانه‌ای در گوشه‌ی بازار رفتیم که پیشینه‌ای تاریخی دارد و به عنوان کوچک‌ترین قهوه‌خانه‌ی دنیا شناخته شده است، جالب اینکه گردشگران و توریست‌های بسیاری به خود جذب می‌کند؛ بنابراین، گفت‌وگوی ما را با صاحب این قهوه‌خانه بخوانید.

خودتان را معرفی کنید.

کاظم مبهوتیان، پسر حاج‌علی مبهوتیان معروف به درویش هستم که ایشان حدود سه ماه است فوت کردند.

درباره‌ی پیشینه‌ی این قهوه‌خانه برای‌مان توضیح دهید و بگویید این قهوه‌خانه از چه زمانی آغاز به کار کرد؟

حاج محمدحسن درویشی شمشیری قبل از سال ۱۲۹۷، با مبلغ ۲۰ تومان کوچک‌ترین قهوه‌خانه را خریداری کرد و مشغول به کار شد. در همان سال، به دلیل وقوع جنگ جهانی اول و اوضاع نابه‌سامان اقتصادی مقروض شد؛ به طوری که این مغازه را به گرو گذاشت. علاوه بر این هم او به علت بیماری مالاریا در همان سال خانه‌نشین شد. بعد از مدتی دوست جوانمردش حاج محمد صالحی از وضع او آگاه شد و مبلغ ۳۰ تومان به او قرض داد و او قهوه‌خانه‌ای بزرگ‌تر در جلوخان مسجدشاه دائر کرد. قبل از سال ۱۳۴۰، حاج علی مبهوتیان معروف به بهشتی درویش در این قهوه‌خانه مشغول به کار شد. او قهوه‌خانه را از حاج محمدحسین خریداری کرد. حاج علی مبهوتیان  در سال ۱۳۰۶ در همدان متولد شد و در ۱۵ سالگی به تهران آمد. او ابتدا روبه‌روی دبیرستان حافظ در بازار کیلویی‌ها قهوه‌خانه داشت؛ سپس به سرای حاج محسن بالاتر از چهارسوق کوچک آمد و سرانجام بعد از سال ۱۳۴۰، این قهوه‌خانه را خریداری کرد.

آیا به این فکر نکردید که این قهوه‌خانه را بزرگ‌تر کنید؟

نه زیبایی این قهوه‌خانه به همین مقیاس است. این قهوه‌خانه باجنبه‌ی درآمد و اقتصادی نبوده و در حال حاضر هم ارزش اقتصادی ندارد، چون الان همین جا را اجاره بدهیم درآمد آن بیشتر از چای‌فروشی است و حضور من به دلیل پدرم و اینکه علاقه و عشقی که به این شغل دارم، است.

 

روزی فکر می‌کردید که نام قهوه‌خانه‌تان در کتاب گینس ثبت شود؟

ما سعی کردیم وظیفه‌مان را خوب انجام دهیم و اعتقادمان هم همین بوده است. شعار این قهوه‌خانه این است که شغل، وظیفه یا کاری که انجام می‌دهیم یک نقاشی از خود ماست و باید سعی کنیم در لحظه‌ی این نقاشی را زیباتر کنیم. به دلیل خوب انجام دادن وظیفه‌مان این قهوه‌خانه معروف شده است.

 

با هزینه‌ی خودتان نام قهوه‌خانه را در گینس ثبت کردید؟

بله. با هزینه‌ی خودمان بوده در اواخر بهار امسال ثبت شد.

 

کارکردن در این قهوه‌خانه کوچک برای‌تان سخت نیست؟

بله. بسیار سخت است، چون مساحت مغازه ۱ متر و ۸۸ سانتی‌متر است. فضایی که من در آن کار می‌کنم ۵۰ در ۵۰ است. از صبح، ساعت ۷:۳۰ تا نماز مغرب سر پا هستم و این باعث شده که مریض شوم.

 

غیر از چای محصولات دیگری هم عرضه می‌کنید؟

ما اینجا چای معمولی، چای با هل و دارچین، چای ترش داریم. ترکیب خوشمزه‌ای مخصوص خودمان داریم که از مخلوط زعفران، آبلیمو و عرق نعناع به دست آمده است. پنچشنبه‌ها چای به. به‌لیمو. آویشن را به مشتریان عرضه می‌کنیم و قهوه ترک هم برای توریست‌های که از همه جای دنیا به اینجا می‌آیند سرو می‌کنیم.

 

آیا از درآمدتان راضی هستید؟

بله خدا را شکر تا به امروز از کسی برای تمامی امور قرض نکرده‌ایم.

 

آیا کار دیگری هم انجام می‌دهید؟

نه کل درآمدم از اینجاست و این واقعا به دلیل عشق و علاقه‌ای است که به این کار دارم. سکه‌هایی را تهیه کردیم و به توریست‌ها و مردم با عنوان قهوه‌خانه‌ی حاج‌علی درویش می‌دهیم. این کار اصلا صرفه‌ی اقتصادی برای ما ندارد.

 

شنیدیم که کارهای فرهنگی هم در این قهوه‌خانه انجام می‌هید؟

در این قهوه‌خانه کارهای فرهنگی زیادی انجام می‌دهیم مثل صندوقی که به نام «صندوق مولا» راه‌اندازی شده است. کسانی که چای می‌‌نوشیدند بقیه‌ی پول خود را در این صندوق چوبی می‌اندازند و این پول به بچه‌های بهزیستی می‌رسد. علاوه بر این، صندوقی هم از زمان پدرم، برای کودکان بی‌سرپرست داریم که وقتی کسی پول چای را اضافه می‌دهد اضافه‌ی پول را داخل صندوق می‌‌اندازیم.

ما اینجا دفتری برای دلنوشته‌های توریست‌ها داریم که داخل این دفتر یاداشت می‌کنند و به زودی این دلنوشته‌ها را کتاب کنم. در آخر، امکان ندارد خانواده یا شخصی به اینجا بیاید و ما به آن‌ها یادگاری ندهیم.

 

حرف آخر…

لطفا مسوولان بیشتر به میراث فرهنگی بناهای تاریخی توجه کنند. توریست‌ها برای کشور بسیار درآمد دارند؛ بنابراین، به مردم آموزش دهند که با توریست‌ها درست و بهتر برخورد کنند و فضا طوری باشد که آن‌ها راحت رفت و آمد کنند.

شغل هرکسی هویتش نیست بلکه شاید عشق او باشد؛ پس به همدیگر احترام بگذاریم. در آخر به مردم توصیه می‌کنم به این قهوه‌خانه بیایند و یک استکان چای خوش‌طعم بنوشید و از بودن در این محل که فضایی سنتی دارد و در آن از صنایع دستی ایرانی مثل ترمه، شیشه رنگی و منبت‌کاری استفاده شده است لذت ببرند.