کاشانه‌ی تهی از فرزندان!

کاشانه‌ی تهی از فرزندان!

نویسنده و مترجم: ا. امیردیوانی

 

سندرم «آشیانه‌ی خالی» گونه‌ای احساس نژندی و جدا ماندگی است که بعد از اینکه فرزندان به دلیل تشکیل زندگی مستقل یا ورود به دانشگاه برای نخستین بار منزل را ترک می‌کنند امکان دارد پدر و مادر و سرپرست به چنین عارضه‌ی بالینی مبتلا شود. وقتی جوان خانه‌ی پدری را ترک می‌کند، رخدادی عادی و بهنجار رخ می‌دهد و معمولا به سندرم آشیانه‌ی خالی منتهی نمی‌شود، ولی ممکن است این معضل به بروز حس بی‌آرمانی و افسردگی در والدین بینجامد، زیرا رها کردن خانه و کاشانه از طرف فرزند، به پیدایش دگرگونی‌هایی در فرآیند حیات پدر و مادر منتهی می‌شود. چنین حالتی، به خصوص میان مادران، شیوع بیشتری دارد.

هنگامی که آخرین فرزند از خانه می‌رود، فصل نوینی در ارتباطات زن و شوهر گشوده می‌شود که به سندرم آشیانه‌ی خالی شهرت دارد. آنان وارد دوره‌ی جدیدی می‌شوند که قبلا آن را تجربه نکرده‌اند. گاهی زن و مرد چنان سرگرم وظایف والدی بوده که از خویش غفلت کرده‌اند، تقریبا روابط‌شان به هم خانگی تبدیل شده است. آن‌ها هنگام عزیمت فرزندان، تازه با این وضع روبه‌رو می‌شوند که اساسا چه کسانی هستند و باید در مقابل یک دیگر چه نقشی داشته باشند.

برخی روان‌شناسان بر این باورند:‌ «زمانی که جوجه‌ها از آشیانه می‌روند، با رفتن آخرین جوجه، تنش پرنده‌ی نر و ماده را فرا می‌گیرد و در پی آن درگیری‌شان شروع می‌شود. جالب است که این قضیه درباره‌ی انسان‌ها هم رخ می‌دهد. اعتیاد و بیماری‌های جسمی از عواقب این سندرم شمرده می‌شود.»

پیش از این تصور می‌شد که مادران پس از رفتن فرزندشان از خانه شدیدا در معرض ابتلا به افسردگی قرار گیرند و دچار فقدان هویت و هدف شوند، ولی پژوهش‌های انجام شده ابتلا به بیماری ناشی از افسردگی را در این مرحله از حیات در خانم‌ها تائید نکرده است. در این گونه مواقعی که منزل از وجود فرزندان تهی می‌شود، مادران نیز با برخی از دوران‌های حساس زندگی‌شان مثل یائسگی روبه‌رو می‌شوند یا باید از پدر یا مادر سالمند خویش مراقبت کنند. بدون شک این به آن مفهوم نیست که مردان به هیچ‌وجه با چنین معضلی روبه‌رو نمی‌شوند بلکه احتمال دارد آن‌ها نیز با احساساتی مشابه با کمبودهای مربوط به دوری فرزندان روبه‌رو شوند. این روزها، بیشتر مادران شاغل هستند؛ بنابراین، زمانی که فرزندان خانه را ترک می‌کنند، کمتر افسرده می‌شوند و در عین حال امروزه، جوانان ۲۵ تا ۳۰ سالی، که با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند بیش از گذشته شده است. روا‌ن‌شناسان معتقدند امروزه جوانان در این مقطع سنی، خواهان مسوولیت‌های اندک دوره‌ی خردسالی و مزیت‌های دوره‌ی بزرگسالی هستند. در ضمن، احتمال دارد به دلیل دشواری‌های حاصل از طلاق، ادامه‌ی تحصیل، معضلات بر آمده از اعتیاد یا نقل مکان‌های موقتی، فرزندان به خانه‌ی پدری‌شان بازگردند.

علائم

در چنین مواقعی احساس ناراحتی کاملا طبیعی و در ضمن عادی است که مایل باشید در غیاب فرزندتان، لحظاتی را در اتاق او سپری کنید تا نزدیکی بیشتری را به او احساس کنید. چنانچه حس می‌کنید که زندگی مفیدتان به سر آمده و به قدری ناراحتید که مایل نیستید دوستان و آشنایان‌تان را ببینید یا سر کار بروید، بهتر آن است که با مشاور مراجعه کنید.

 

دلایل

همان‌گونه که قبلا اشاره شد هنگامی که زنی در مرحله‌ای از زندگی‌اش قرار دارد که فرزندان در حال ترک خانه هستند؛ بنابراین، امکان دارد گرفتار سایر دگرگونی‌های زندگی خود همانند یائسگی، کنار آمدن یا نگه‌داری از پدر و مادر پیرش نیز باشد. مطالعات نوین حاکی از آن است که کیفیت ارتباط پدر و مادر فرزند در چنین شرایطی پیامدهای مهمی برای هر دو طرف دارد وقتی آنان توانسته باشند رابطه‌ی پسندیده‌ای با فرزندان‌شان برقرار کنند، از انتقال به خانه‌ی خالی فواید بسیاری نصیب‌شان می‌شود. دشمنی، کناره‌گیری و تضاد‌ها در روابط بین والدین و فرزندان از پشتیبانی میان‌نسلی، که فرزندان در آغاز جوانی بسیار به آن نیاز دارند، می‌کاهد.

درمان‌ها

زمانی که دوری فرزند، ناراحتی و غم شدیدی در پدر و مادر پدید می‌آورد، بدون شک به درمان احتیاج پیدا می‌کنند؛ بنابراین، اگر در این مرحله قرار دارید باید هرچه زودتر احساسات‌تان را با پزشک خود در میان بگذارید. امکان دارد به قرص‌های ضد افسردگی نیاز داشته باشید و برای مهار احساسات‌تان باید با متخصص روان‌شناسی مذاکره کنید. علاوه بر این سعی کنید با نقش جدید خود در زندگی فرزندان‌تان و همچنین تغییری که در هویت‌تان به عنوان پدر یا مادر انجام شده، کنار بیایید. رابطه‌ی شما با فرزندان‌تان مانند رابطه‌ی دو همسال می‌شود و باید به دنبال آن باشید که حریم شخصی بیشتری برای آن‌ها در نظر بگیرید.

ذهن‌تان را برای تنها ماندن آماده کنید

عمر دست خداست، ولی افراد از ۷۰ سالگی به بعد باید با پدیده‌ی مرگ سازگار شوند. مرگ همسر در کشورهای غربی، بیشترین فشار روحی (استرس) را به مرد یا زن وارد و در ایران کشورهای عربی و آسیای میانه، جان سپاری فرزند، بیشترین فشار روانی را به پدر یا مادر وارد می‌کند. اگر در این دوره، مرگ فرزند روی دهد، کنار آمدن پدر و مادر با آن تا حدی ناممکن است. در هر صورت افراد باید ذهن خود را برای نبود همسر و تنهایی آماده کنند. مطابق آمار، طول عمر زنان بیش از مردان و میزان زنان بیوه رو به افزایش است؛ بنابراین، بانوان باید بتوانند آمادگی ذهنی و جسمی برای رویارویی با این پدیده‌ی طبیعی حیات را داشته باشند، اما متاسفانه گاهی دلبستگی به همسر به قدری زیاد است که پس از جان باختن همسر، مرد یا زن از انجام کارهای ساده‌ی روزمره‌ی خود در می‌مانند!