درباره زلزله کرمانشاه

درباره زلزله کرمانشاه

دکتراسدالله افشار – محقق، نویسنده و پژوهشگر

زلزله، تخلیه‌ی انرژی لایه‌های درونی زمین است که گسل‌های آماده را حرکت می‌دهد و تا عمق و شعاع زیادی را می‌لرزاند. در این زلزله چه خانه‌ها که خراب می‌شود، چه ساختمان‌ها که فرو می‌ریزد و چه انسان‌هایی که می‌ترسند و دنبال محل امنی و پناهگاه‌ می‌گردند زمین لرزه‌ای وحشتناک در مرز ایران و عراق، در شبانگاه یکشنبه، ۲۱ آبان ماه سال جاری منجر به مرگ افراد زیادی شده و حتی به گفته‌ی نشنال جئوگرافیک این زلزله به عنوان مرگ‌بارترین زلزله سال ۲۰۱۷ انتخاب شد. کارشناسان معتقدند ؛ زلزله کرمانشاه که در سه استان احساس شد هشدار جدی برای تهران است و بر اساس شواهد موجود باید در انتظار زلزله‌هایی باشیم که کل ایران را بلرزاند. این زلزله ۷.۳ ریشتری حدود۵۰۰ کشته و هشت هزار زخمی برجای گذاشته، به هفت شهرستان و بیش از یک هزار روستای استان کرمانشاه خسارت وارده کرده و در این زلزله، حدود ۳۰ هزار واحد مسکونی به طور کامل تخریب و دچار خسارت کلی و جزئی شده است. درباره‌ی این زلزله نکته‌هایی وجود دارد که صریح و شفاف از نگاه صاحب نظران، کارشناسان و دلسوزان به حال کشور و ملت بیان می‌کنیم.

 

* مروری کوتاه برخسارات بزرگ انسانی و اقتصادی وارد شده برکرمانشاه

* از زلزله بزرگ بم درست ۱۴ سال می‌گذرد، اما گویی زلزله بم چندان درس بزرگی برای ایمن کردن کشور نداشته است. زلزله کرمانشاه با زلزله بم تفاوت اساسی داشت. در زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب کانون زلزله در منطقه‌ی شهری نبود بلکه دست کم ۲۲ کیلومتر با نقاط جمعیتی فاصله داشت. زلزله بم دقیقا در مرکز شهر رخ داد و برای همین از ۷۰ هزار نفر جمعیت شهر ۴۳ هزار نفر کشته شد؛ یعنی ۶۱ درصد جمعیت شهر جان باختند. اگر چنان زلزله‌ای در یک شهر پرجمعیت رخ می‌داد، معلوم نبود چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتاد. و اکنون نیز،‌ اگر چنان زلزله‌ای در یک کانون پرجمعیت رخ دهد،‌ معلوم نیست چه می‌شود. تصور اینکه ۶۰ درصد جمعیت یک شهر میلیونی زیر آوار بمانند چقدر وحشتناک است!

* بر اساس اعلام استانداری کرمانشاه هفت شهر و بیشتر از ٧٧,٥‌درصد از روستاهای کرمانشاه؛ یعنی، چیزی حدود ‌یک‌هزار و ٩٤٠ روستا در زلزله ویران شده‌اند. زلزله کرمانشاه در بهترین حالت ممکن چیزی حدود پنج ‌هزار و ٦٣٢‌ میلیارد تومان به اقتصاد ایران خسارت وارد کرده است. بودجه‌ی سالانه‌ی استان کرمانشاه، چیزی حدود ٥٠٠‌ میلیارد تومان است و به این‌ترتیب، زلزله تقریبا تمام بودجه ١١‌سال این استان را به یک‌باره بلعیده است. این موضوع درحالی رخ می‌دهد که آمارها و برآوردهای اعلام شده از خسارت زلزله، برآورد اولیه است و رقم‌های در نظر گرفته شده به گفته‌ی مدیران بخش‌های مختلف، ارقام کمینه یا حداقلی است. حالا هزینه سنگینی که زلزله‌ی کرمانشاه به ایران تحمیل کرده، در واقع توسعه‌ی یک استان را بیشتر از یک‌دهه عقب می‌اندازد. استانی که پیش از این هم به‌عنوان یک استان مرزی محروم مطرح بوده و بودجه آن در ردیف‌های انتهایی بودجه‌های استانی قرار داشته است.

* زلزله ٣١‌ هزار خانه‌ی استان کرمانشاه را اعم از روستایی و شهری ویران کرد. از این میان، آمارهای وزارت راه، شهرسازی و استانداری کرمانشاه حاکی از آن است که حدود ١٥‌هزار مسکن به شکل تقریبا صددرصدی ویران شده‌ و ١٥‌هزار خانه‌ی دیگر بین ٢٠ تا ٧٠‌درصد خسارت دیده‌اند. آن‌گونه که کارشناسان ارزیابی خسارت بنیاد مسکن کرمانشاه می‌گویند، تخمین میزان دقیق خسارت بسیار دشوار و زمان‌بر است، زیرا به میزان آسیب‌دیدگی خانه‌ها، متراژ و… بستگی دارد، اما برآوردهای اولیه حاکی از آن است که در مجموع خسارت واحدهای مسکونی، تجاری و خدماتی دو ‌هزار و ٦٠٠‌ میلیارد تومان برآورد شده است.

* درحالی‌که کرمانشاه به‌عنوان رکورددار بیکاری در کشور مطرح است، زلزله در بخش‌های تولیدی خسارت بسیار سنگینی وارد کرده است. بنا به اعلام سازمان صنعت، معدن و تجارت کرمانشاه زلزله به هفت‌هزار واحد صنفی و اشتغال‌زای استان آسیب رسانده که خسارت وارد شده به این بخش را حداقل‌ یک‌هزار‌ میلیارد تومان برآورد می‌کنند.

* از ٧٥٨ مدرسه، واقع در محدوده‌ی زلزله، ٨١ مدرسه کامل تخریب شده‌اند که از این میان، ٥٣ مدرسه در نواحی روستایی واقع شده است، به عبارتی حدود ٦٥,٥‌درصد از مدارس تخریب‌شده در زلزله در مناطق روستایی قرار دارند که طبق برآوردهای اولیه‌ی اداره‌ی کل نوسازی مدارس کرمانشاه از میزان خسارات وارد‌شده به این بخش ١٢٠‌میلیارد تومان است. جالب است بدانید بیشتر مدارس تخریب‌شده در زلزله مدارس دولتی‌ساز بوده‌اند. کیوان کاشفی، عضو هیئت مدیره اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران می‌گوید كه مدارسی را که خیران ساخته‌اند و کمترین آسیب ممکن را داشته‌اند.

* از خسارت‌های مادی که بگذریم، خسارت جانی به افراد هم بر اقتصاد و تولید ناخالص ملی تاثیر دارد. براساس گزارش سازمان جهانی کار، مرگ‌ومیر هر فرد معادل یک‌میلیارد تومان به اقتصاد هر کشور آسیب می‌زند. گزارش‌های منتشر‌شده درباره‌ی آمار مرگ‌ومیر در زلزله کرمانشاه متناقض است و تعداد آن از آمار رسمی ٤٧٤ تا آمار غیر رسمی بالای ‌هزار نفر متغیر است. آمارهای غیر رسمی به دفن افراد، به‌ویژه روستاییان بدون مجوزهای قانونی، اشاره می‌کند و تعداد مرگ‌و‌میرها را بیشتر از رقم اعلام‌شده می‌داند. به این ترتیب، حداقل خسارت مرگ نیروی انسانی در زلزله کرمانشاه ٤٧٤‌ میلیارد تومان است. ضمن اینکه خسارت جراحت افراد برای اقتصاد کشور وابسته به میزان آسیب‌شان متفاوت است که برآورد دقیقی در این‌باره وجود ندارد.

 

بیان دیدگاه صاحب نظران، کارشناسان و دلسوزان دراین زمینه

* پس از هر حادثه طبیعی، دولت و نهادهای مسوول موظفند به سرعت شرایط را برای آسیب دیدگان بهبود دهند. امدادرسانی در تمام ابعاد در همان لحظات اولیه باید به سرعت تمام آغاز شود. مواد ضروری همچون آب و غذا، اقلامی برای سرپناه و حفاظت از آسیب دیدگان در برابر سرما، دارو و… در کمترین زمان ممکن و در ابعادی بالاتر از نیاز بحران تهیه و به منطقه بحران ارسال شود. اعزام نیروهای امدادی هم بخش دیگری از کنترل بحران است. آیا این اتفاق در زلزله‌ی غرب رخ داده است؟

* نکته‌ای که در هنگام زلزله و این حادثه طبیعی در خبرها بسیار به آن تاکید می‌شود نحوه‌ی نامناسب مدیریت این بحران بود. هر چند این چنین اتفاقاتی در ابتدا با شوک همراه است، اما طبیعتا در اسرع وقت باید مدیریت بحران بتواند اوضاع را سریع سازماندهی کند. از نیروهای امنیتی و انتظامی‌تا نیروهای امدادی تا نیروهای دیگر باید به نحو متعادلی در یک ستاد مشخص، توزیع و مدیریت شوند. در مورد زلزله کرمانشاه شواهد و اخبار نشان از مدیریت مناسب نبود. به نظر می‌آید اینکه در روزهای سوم و چهارم و بعد گروه‌های مردم نهاد به شکل مستقیم و گسترده وارد میدان تحرک شدند حکایتگر همین موضوع باشد. به نظر ورود مردم ایران از اقصی نقاط کشور، حکایت از ایران و ایرانی دوستی آن‌ها دارد و این در مورد اتفاقات و حوادث طبیعی و غیر طبیعی از جانب ایرانیان، همیشه بوده است، اما ورود مستقیم مردم و حضور در منطقه و واریز پول نسبتا قابل توجه به حساب اشخاص مشهور سیاسی، علمی، ورزشی و هنری جای بررسی دارد. قاعدتا کشور اکنون در تأمین نیازهای اولیه‌ی زلزله زدگان ناتوان نیست، امدادگر هم کم ندارد، پس موضوع چیست؟ تمام این موضوعات از دو چیز نشات می‌گیرند؛ ضعف مدیریت بحران و دیگر اینکه پیش از وقوع حادثه هیچ کس آمادگی برای آن ندارد.

* به‌طورکلی خسارات ناشی از زلزله در هشت بخش بناها، زیرساخت‌ها، اقتصادی، اداری و سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روان‌شناختی و محیط‌زیستی تقسیم می‌شوند. همه‌ی این بخش‌ها به دو گونه مادی (محسوس) و معنوی (غیر محسوس) در جامعه آسیب‌دیده متجلی می‌شوند؛ برای مثال، تخریب مراکز تجاری نه ‌تنها نیازمند بازسازی کالبدی است (محسوس)، بلکه فرصت‌های کسب‌وکار و تجارت را از دست می‌دهد و به بی‌کاری دامن می‌زند (نامحسوس). اساسا در اهداف بازسازی پس از سانحه نه‌تنها موضوع ترمیم، دوباره‌سازی و ارتقای استانداردهای احداث بناها و زیرساخت‌ها نسبت به قبل از واقعه مدنظر است، بلکه هم‌زمان بازتوانی مردم از لحاظ معیشتی، روان‌شناسی، اجتماعی و زیست‌محیطی باید در دستور کار قرار داده شود. با وجود این حقیقت که کشور با مقوله‌ی بازسازی غریبه نیست و تجربه‌های ارزشمند فراوانی نه‌تنها هنگام جنگ تحمیلی بلکه در زلزله‌های لار (١٣٣٩)، بویین زهرا (١٣٤١)، فردوس (١٣٤٧)، قیر و کارزین (١٣٥١)، طبس (١٣٥٧)، منجیل و رودبار (١٣٦٩)، بم (١٣٨٢) و آذربایجان شرقی (١٣٩١) دارد، ولی به نظر می‌رسد فشارهای سیاسی و اجتماعی متعاقب هر سانحه مجریان را به انجام کارهایی سوق می‌دهد که در نهایت به آسیب‌پذیری بیشتر جامعه منجر می‌شود. در حقیقت، مهم‌ترین دلیل موفقیت بازسازی‌های گذشته، «مشارکت فعال مردم در همه ابعاد مثل برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، طراحی و اجرا» بوده است. از جانب دیگر، باید توجه کرد که اسکان موقت مقدمه‌ای بر اسکان دائم است و گرفتن هرگونه سیاست در طراحی و ساخت بدون توجه به مشخصات مسکن دائم و شناخت معماری بومی منطقه نتیجه‌ای جز اتلاف سرمایه‌های ملی به‌دنبال ندارد؛ بنابراین، در برنامه‌ریزی بازسازی مسکن در کرمانشاه، توجه به موقعیت منطقه، اقلیم، مقولات اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و زیست‌محیطی، ضروری و حرکت در راستای اهداف توسعه‌ی منطقه الزامی است.

* طی سال‌های اخیر، همواره از گسست‌های اجتماعی و عاطفی در جامعه سخن بسیار به میان آمده و به باور برخی از عالمان علوم اجتماعی و نتایج پژوهش‌های علمی و میدانی جامعه‌ی امروز ما حرکت نسبتا شتابانی را به سمت گسست‌های عاطفی و فاصله‌گرفتن‌های اجتماعی تجربه می‌کند. نشانه‌هایی که بسیاری از ما نیز آن را در سطح خرد در خانواده‌ها و سطح کلان آن؛ یعنی، در محله، شهر و… شاهد بوده‌ایم، اما اتفاقی که پس از زلزله اخیر افتاد و نشان داد مردم ایران ورای مسائل قومی، مذهبی  و حتی ملی با نگاهی انسانی به کمک آسیب دیدگان شتافتند موید این واقعیت است که جامعه ایران با وجود اینکه همانند خیلی از جوامع دنیای جدید به طور اجتناب ناپذیری با عارضه‌ی گسست‌های عاطفی و سردی روابط اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند، اما از پتانسیل‌های بالایی برای غلبه یا حداقل تعدیل این مشکل برخوردار است. پتانسیلی که قطعا باید از طرف مسوولان و برنامه‌ریزان مرتبط با این موضوع مد نظر قرار گیرد.

* نمی‌توان انتظار داشت که در این حوادث، جامعه فقط دولت محور یا فقط چهره محور یا سازمان‌های مردمی محور باشد بلکه برای مواجهه با این مشکلات و حتی دیگر معضلات اجتماع نیازمند حضور و همکاری همه این نهادها هستیم. تغییرات و اقتضائات جامعه عملا به طور اجتناب ناپذیر ضرورت بازنگری در نگاه به این مقوله را دوچندان می‌کند.نهاد‌های مردمی و چهره‌ها به هیچ وجه رقیب هلال احمر و دیگر نهاد‌های کمک‌رسان نیستند و این نگاه نیز نه تنها نباید در این نهاد‌ها به یکدیگر وجود داشته باشد بلکه نهاد‌های دولتی و حاکمیتی باید برای استفاده از این پتانسیل و سامان‌دهی آن اقدام جدی انجام دهند. برای کشوری که زلزله‌خیز است، این آخرین زلزله و حادثه نیست.

حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در منطقه‌ی زلزله زده، چند پيام آشكار دارد؛ اول اینکه اين نظام، در همه حال و در بالاترين سطح با مردم است. دوم اینکه كُرد، لر، ترك، بلوچ، عرب و فارس برايش تفاوت ندارد و سوم آنكه مسوولان مديريت بحران هنوز نتوانسته‌اند نگراني‌هاي رهبري را رفع كنند. اين حضور درس بزرگي هم براي دولتمردان دارد كه فقط به گزارش‌ها اكتفا نكنند. گزارش‌ها معمولا نيمه پر ليوان را نشان مي‌دهند و نيمه خالي ليوان را فقط با حضور در منطقه و در ميان مردم مي‌توان ديد. دولتمردان بايد براي چند روز صندلي وزارت و رياست را رها كنند و به ميان زلزله زدگان بروند و بدون واسطه و از نزديك مشكلات آن‌ها را ببينند. در آخر، چند روز ديگر، سر و صداي زلزله فروكش مي‌كند. رسانه‌ها و مسوولان به تدریج زلزله را فراموش مي‌كنند و مشغول كارهاي عادي خود مي‌شوند. زلزله زدگان با هزارها مشكل از راس خبرها و خدمت‌ها حذف مي‌شوند و مسوولان تا وقوع زلزله بعدي كه دوباره تمام اين خطاها و نقص‌ها تكرار شود، به كار روزمره خود مشغول مي‌شوند. باز هم رهبري بايد بار سنگين وعده‌هاي داده شده را به دوش گيرد و پيگيري كند و بازهم ستاد بحران، غايب بزرگ صحنه خواهد بود. اي كاش مجلس، تصميم بزرگي بگيرد، قانون قبلي را كه براي تاسيس سازمان مديريت بحران تصويب كرده مورد مطالعه قرار دهد، عملكرد اين سازمان در اين مدت راهم بررسي و ارزيابي كند و ببيند مشكل از كجاست. ببيند اين نقص‌ها و نارسايي‌ها كه هر بار خسارات جاني بسيار، به ويژه در روزهاي اول به بار مي‌آورد، از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟ ضعف قانون است يا ضعف اجرا. قانون و اجراي قانون هر دو تحت كنترل مجلس است. نمايندگان محترم از خود سوال كنند، چه كنيم كه در زلزله بعدي اين نقايص تكرار نشود؟ اين اقدام، اقدامی بي‌سابقه نيست كه مجلس در انجام آن به مقدمات زمان‌بر نياز داشته باشد. بسياري از كشورهاي پيشرفته، به خصوص آنها كه بلاياي طبيعي بيشتري دارند، چنين قوانيني دارند و براي اجراي مطلوب آن تمهيداتي انديشيده‌اند تا ميزان تلفات جاني، مالي، روحي و رواني مصيبت ديدگان به حداقل برسد. ما كه مسلمانيم و هشدار بزرگ «مَن اَصبَحَ وَ لَم يَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمينَ فَلَيسَ بِمُسلِم» جلوي چشمان‌مان است قطعا بايد سريع تر و بهتر اقدام كنيم.