صدای زورو می‌آید!

صدای زورو می‌آید!

تهیه و تنظیم: بکتاش پهلوان

 

استاد غلام علی افشاریه، متولد ۱۳۱۹، از نوابغ و صداپیشگانی است که تا به حال در عرصه‌ی دوبله درخشیده است. او با ۶۰ سال سابقه‌ی فعالیت در زمینه‌ی گویندگی، اجرا، صدا پیشگی و مدیر دوبلاژ آثار بسیار زیبا و ماندگاری را از خود جای گذاشته است. بسیاری از دوبلورهای سرشناس کشورمان از شاگردانش بودند و با کمک او وارد این عرصه شده‌اند. در این شماره، این افتخار را داشتیم که با آقای افشاریه هم صحبت شویم و در مورد مسائل گوناگون و جالبی با او گفت‌وگو کنیم. همراه ما باشید.

*اولین شخصیتی که به جای او صحبت کردید چه کاراکتری بوده است؟

دقیقا یک ماه بعد از اینکه به کار دوبله مشغول شدم زنده یاد علی کسمایی، که از بزرگان دوبله‌ی کشور و بانی دوبلاژ در کشور بودند، برای گویندگی من را انتخاب کردند. در آن زمان، من همراه زنده یادان حسین معمارزاده، فریبرز صالح و کسبیان برای صداپیشگی به دفتر دوبلاژ رفتیم. به خاطر دارم که هر کدام‌مان را صدا می‌زدند تا برای گفتن نقش کوتاهی صدای‌مان را امتحان کنند. بعد از مدتی، نوبت به من رسید و من هم نقش خودم را گفتم. آن زمان، مثل حالا تست گرفته نمی‌شد و اگر صدا مناسب بود روی فیلم قرار می‌گرفت. من رول کوتاهی را در فیلم مرد هزار چهره بیان کردم اصلا نمی‌دانستم صدایم روی چه هنرپیشه‌ای است یا اینکه اصلا کارم را درست انجام دادم یا خیر. وقتی نظر دوستان را راجع به کارم پرسیدم همه خیلی راضی بودند. همیشه گفتم و باز هم می‌گویم که آن رول کوچک کار خدا بود که مورد قبول استاد کسمایی قرار گرفت و من را به عنوان دوبلور قبول کردند و به شکل حرفه‌ای وارد این کار شدم. جناب بهرام به مدت دو سال، برای تمام فیلم‌ها از من دعوت به کار می‌کرد. از بین افرادی که آن روز با هم به دفتر دوبلاژ رفتیم، معمارزاده و صالح هم به این کار ادامه دادند.

*دوبله‌ی سریال «زورو» از ماندگارترین و زیباترین کارهای شماست. چه شد که جای این نقش صداپیشگی کردید؟

سریال «زورو» در حقیقت پنج یا شش ماه قبل از انقلاب دوبله شد. آقای ناصر ممدوح، که ایشان هم مثل من گوینده و مدیر دوبلاژ بودند، پیشنهاد گویندگی در این نقش را به من دادند. اوایل احساس می‌کردم صدایم با صدای هنرپیشه‌ی اصلی هماهنگ نیست؛ بنابراین، این پیشنهاد را رد کردم، اما به دلیل اصرار زیاد آقای ممدوح دوبله‌ی این کارکتر را قبول کردم و حدود ۷۰ یا ۸۰ قسمت از این سریال صداگذاری شد و خوشبختانه مورد استقبال مردم قرار گرفت. علاوه بر این، ما قبل از این سریال هم پروژه‌های تلویزیونی بزرگی را به سرانجام رسانیدم مانند سریال «روزهای زندگی» که هنوز پس از گذشت این همه سال از ساختش، در کشورهای مختلف پخش می‌شود.

*خودتان کدام یک از نقش‌هایی را که به جای‌شان صحبت کردید دوست داشتید؟

شاید برای بعضی از همکارانم این موضوع مهم باشد و انگشت روی یک سری از کارهای که ایفا کرده‌اند بگذارند، اما من تمام نقش‌هایم را با تمامی وجود، احساس و عشقم ایفا کرده‌ام. در صداگذاری روی کارکترها، با توجه به شخصیت و نقش حال و هوای صدای من تغییر می‌کرد تا تاثیرگذارتر باشد؛ به طور مثال، اگر نقشی شاد یا غمگین بود صدای من هم به طبع این حس‌ها را نشان می‌داد. من تمام تلاشم را می‌کنم تا هر نقش را به بهترین شکل ممکن ایفا کنم برای همین می‌توانم بگویم از تمامی کارهایم راضی هستم.

*افراد بسیاری نمی‌دانند وظیفه‌ی یک مدیر دوبلاژ چیست. لطفا کمی در این مورد توضیح دهید؟

من سال‌هاست که دیگر فقط مدیر دوبلاژ هستم و کم پیش می‌آید در فیلم‌های سینمایی دوبله کنم، اما در مورد مدیر دوبلاژ باید بگویم که وظیفه‌ی آن انتخاب صدا پیشگان برای نقش‌ها، نظارت بر عملکرد آن‌ها و مدیریت کردن پروژه‌ی یک اثر است. اگر کوچک‌ترین ضعف و مشکلی در روند صداگذاری اثر پیش آید تمامی عواقب آن به عهده‌ی مدیر دوبلاژ است.

*در سینما گاهی بازیگران در مورد بازیگر نقش مقابل خود از کارگردان می‌پرسند و اگر بازیگر مورد پسندشان نباشد بازی در آن فیلم را رد می‌کنند. آیا در دوبلاژ هم از این چنین موضوعاتی وجود دارد؟

خیلی کم شاهد این قبیل اتفاقات هستیم، ولی معمولا ممکن است این مسائل در مورد دوبلور‌های رده بالا رخ ‌دهد، به خصوص بین گویندگان نقش‌های اول مرد و نقش‌های اول زن. برای من به عنوان مدیر دوبلاژ این اتفاق خیلی کم پیش آمده و در همان موارد هم سعی کردم اگر اختلاف نظری وجود دارد در سکوت و بدون جنجال این مشکل حل شود.

*بزرگ‌ترین چالش و مشکلی که یک دوبلور و یک مدیر دوبلاژ ممکن است با آن روبه‌رو شود چیست؟

مشکل و چالش یک دوبلور یا یک مدیر دوبلاژ بیشتر در تعامل افراد با یکدیگر پیش می‌آید؛ برای مثال، گاهی مدیر دوبلاژ از نوع فعالیت دوبلور خود راضی نیست و او نقش را به خوبی نمی‌گوید. علاوه بر این، تذکرات پی‌درپی مدیر دوبلاژ به گوینده باعث ایجاد استرس و عدم تمرکز در او شده که گاهی حتی به جروبحث‌های کوچک و لفظی هم ختم می‌شود. البته این جروبحث‌ها بیشتر حالت دوستانه و حرفه‌ای دارند و برای بهتر شدن کار رخ می‌دهد.

* می‌‌توان گفت سطح دوبله در کشور ما از کشور‌های دیگر بالاتر است. چه چیزی باعث شده دوبله‌ی ایران به این حد از کیفیت برسد؟

تمامی دوبلورهای ما، به خصوص دوستان رده بالا و حتی متوسط این حرفه با تمام وجود و تلاش بسیار کار می‌کنند و این هنر را جدی می‌گیرند. به خاطر دارم یک شبکه‌ی خارجی شروع به تحقیق درباره‌ی صنعت دوبله در کشورهای مختلف کرد و نکته‌ی جالب این بود که در آن زمان، دوبله‌ی ایران به عنوان بهترین در جهان انتخاب شد.

*کدام کشورها به جز ایران دوبلاژی قوی دارند؟

انگلیس بهترین دوبله را دارد و به دنبال آن ایتالیا و فرانسه در رده‌های بعدی جای می‌گیرند.

*سینک کردن و صحبت به جای کاراکترهای کدام کشور سخت‌تر است؟

دوبله‌ی سریال‌های کشورهای آسیای شرقی سخت‌تر است، زیرا صدای یک دوبلور ایرانی روی چهره‌ی یک چشم بادامی آنچنان زیبا نمی‌شیند و حس خوبی را منتقل نمی‌کند. من به هیچ عنوان علاقه‌ای به دوبله‌ی این سریال‌ها ندارم، حتی اگر درآمد خوبی داشته باشد.

*تیپ‌سازی چقدر در دوبله مهم است و آیا همه‌ی صداپیشگان باید این قابلیت را داشته باشند؟

باید تا حدودی بلد باشند، ولی این موضوع به استعداد فرد هم بستگی دارد. همه‌ی دوبلورها نمی‌توانند تیپ‌سازی کنند؛ به عنوان مثال، خود من تیپ شخصیت پیرمرد را از روی صداسازی استادم مرحوم مقبلی تقلید می‌کردم. از اساتید تیپ‌سازی در ایران می‌توانم به مرحوم استاد افضلی و پزشکیار نیز اشاره کنم. متاسفانه، سال‌های زیادی است که فیلم‌های خوب جهانی به ایران برای دوبله وارد نمی‌شود که ما بخواهیم برای‌شان تیپ‌سازی کنیم.

*تا به حال پیش آمده در دوبله جمله‌ای را بداهه بگویید و در کار هم استفاده شده باشد؟

بله پیش آمده؛ به دلیل اینکه دوبله کاری گروهی و دست جمعی است و ما از ایده‌ها و نظرات یکدیگر بسیار استفاده می‌کنیم. من به هیچ عنوان مخالف بداهه‌گویی نیستم و از آن استقبال می‌کنم. گاهی این جملات بداهه از متن اصلی که ما در اختیار داریم هم جذاب‌تر و سینک‌تر است.

*خودتان کار کدام یک از همکاران‌تان را بیشتر می‌پسندید؟

من کار استاد چنگیز جلیلوند را بسیار دوست دارم و اوایل که وارد عرصه‌ی دوبله شدم ایشان الگویم بودند. علاوه بر این، از کارهای پرویز بهرام و منوچهر اسماعیلی هم بسیار لذت می‌برم. میان بچه‌های نسل جدید، کار افشین زینوری و کیکاوس یاکیده را که، هر دو نیز از شاگردان من بودند، می‌پسندم باید بگوییم هر دوی آن‌ها در کار دوبله قوی و با استعداد هستند.

*به نظر شما دوبلورهای جوان می‌توانند این روند طلایی نسل شما را ادامه دهند و وارثان خوبی برای این هنر باشند؟

بله صد درصد. ما جوانان با استعدادی داریم مثل رضا آفتابی عزیز که او هم مانند کیکاوس و افشین از شاگردان من بود و بسیار مستعد و پویاست. به نظر من اعتماد کردن به جوان‌ها درست‌ترین کاری است که ما پیشکسوتان این عرصه می‌توانیم ان