«سد معبر» یک سوژه‌ی امروزی و ناب

«سد معبر» یک سوژه‌ی امروزی و ناب

فیلم «سد معبر » سوژه بکر و تازه ای دارد. زندگی مامورانی که با دست‌فروشان در خیابان برخورد می‌کنند را به تصویر می‌کشد، پیش از این در سینمای ایران به این سوژه پرداخته نشده بود. جالب است بدانید، سعید روستایی که با فیلم «ابد و یک روز» توانست نام خود را بر سر زبان‌ها بیندازد، فیلم‌نامه‌ی آن  را نوشته، اما «سد معبر» از نقطه‌ای آسیب دیده که قبل از ساخت آن، عده‌ای فکر می‌کردند همین نقطه می‌تواند اثر را برجسته کند.

 

فیلم‌نامه‌ی عجول سعید روستایی

سعید روستایی در سد معبر، بار دیگر حال و هوای «ابد و یک روز» را زنده کرد. در این فیلم هم تنش‌های فردی، پر رنگ و قابل توجه است و بخش زیادی از پرداخت شخصیت‌ها نه از طریق موقعیت‌سازی بلکه از راه دیالوگ‌های متقابل شکل می‌گیرد. این ویژگی پیش از این در «ابد و یک روز» موفق عمل کرده بود و باعث شد فیلم‌سازان بسیاری با الگوبرداری از کار روستایی، آثاری مشابه آن برای سینما بسازند. اما «سد معبر» فارغ از داشتن سوژه‌ی جذاب، فیلم‌نامه‌ی عجولی دارد و به سختی مخاطب را تا انتها روی صندلی سینما نگه می‌دارد. داستان قاسم و درگیری او با یک دست‌فروش و همچنین ماجرای خرید ماشین سنگین که منجر به درگیری این کار کنند و همسرش نرگس می‌شود، به خوبی ریتم داستان را حفظ می‌کند و به ذهن تماشاگر اجازه‌ی منحرف شدن نمی‌دهد. اما مشکل اینجاست که فیلم‌نامه توان ساخت موقعیت را ندارد و نمی‌تواند خرده روایت‌های جذابی را ایجاد نکند.

 

دیالوگ‌های شعار زده

در دیالوگ‌های «سد معبر» شعار زدگی به چشم می‌خورد. مخصوصاً در سکانس انتهایی فیلم میان نرگس و قاسم، می‌توان پیام‌های کلیشه‌ای و نخ نما را شاهد بود که منطق مخاطب را به درد می‌آورد. اما همان‌طور که گفته شد، از نقاط قوت این فیلم می‌توان به حفظ ضرب‌آهنگ داستان اشاره کرد که باعث می‌شود مخاطب تمرکز خود را معطوف به فیلم کند.

تسلط محسن قرایی در پست کارگردانی

«محسن قرایی» در دومین تجربه‌ی کارگردانی خود توانسته تا حد زیادی به روایت داستان مسلط باشد. او به خوبی می‌دانست که فیلم‌نامه دارای حفره‌های متعددی است و بهترین تصمیم در این شرایط آن بود که اتفاقات حاشیه‌ای در داستان را با سرعت بالا به تصویر بکشد که ضعف‌ها چندان به چشم نیایند.

 

باز هم بهداد و یک کارکتر عصبی

«حامد بهداد» در «سد معبر» برخلاف اینکه در شکل و شمایل یک انسان عصبی و پرخاشگر تصویری کلیشه‌ای از خود به مخاطب ارائه می‌دهد، اما در مجموع می‌تواند نمره قبولی را دریافت کند. با این همه باران کوثری در «سد معبر» درخشان نیست و شاید این به خاطر شخصیت‌پردازی ضعیف او باشد. محسن کیایی نیز گاهی مسیر داستان را به سوی «کمیک» سوق می دهد و مانند همیشه در این راه موفق است.

 

باز هم پایان باز!

اگرچه در اینجا باز هم با اثری مواجه هستیم که پایان باز دارد و بسیاری از حفره‌های فیلم‌نامه به واسطه‌ی همین ویژگی پُر نمی‌شود اما در مجموع، «سعد معبر» را می‌توان تنها برای یکبار دید و باید تاکید کرد که این فیلم اثری است که هرگز در ذهن مخاطب ماندگار نخواهد شد.