مواظب کلاه‌تان باشید!

مواظب کلاه‌تان باشید!

نعیمه بخشی / کارشناس ارشد حقوق جزا

 

بسیاری از افراد، پیش از آنکه کلاهبرداری را به عنوان یک جرم بشناسند آن را از زبان این و آن و در کوچه و خیابان در انتساب به افراد شنیده‌اند. اصولا در عرف به افراد حقه‌باز و شارلاتان کلاهبردار گفته می‌شود؛ البته علت نامگذاری این افراد بی‌دلیل نیست، زیرا عنصر اصلی کلاهبرداری انجام عملیات متقلبانه یا همان شارلاتان بازی است تا فرد به وسیله‌ی عملیات متقلبانه فریب بخورد و مالش را با رضایت در اختیار فرد کلاهبردار قرار دهد. یکی از نکته‌های جالب در جرم کلاهبرداری آن است که مالباخته مال را با رضایت در اختیار کلاهبردار می‌گذارد.

 

تعریف کلاهبرداری

ماده‌ی ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری که در عنصر قانونی جرم مزبور است این چنین بیان می‌کند: «هر کسی از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت‌ها، تجارتخانه‌ها و کارخانه‌ها، موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی‌ فریب دهد، به امور غیر واقع امیدوار کند، از حوادث و پیشامدهای غیر واقع بترساند یا اسم و عنوان مجعول اختیار کند، یکی از وسایل‌ گفته شده و وسایل تقلبی دیگر، وجوه و اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض و … را به دست آورد و از این راه مال دیگری را ببرد،‌ کلاهبردار محسوب می‌شود. علاوه بر رد مال به صاحبش، به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که گرفته محکوم‌ می‌شود.»

همان‌طور که می‌بینید این ماده تعریفی از کلاهبرداری ارائه نداده بلکه به نوعی برخی مصادیق این جرم را ذکر کرده است. با توجه به این ماده شاید بتوان کلاهبرداری را این‌گونه تعریف کرد: «کلاهبرداری عبارت است از استفاده از وسایل و روش‌های متقلبانه برای فریب دادن افراد برای بردن اموال»؛ بنابراین، هر اقدامی که با سوء نیت و به شکل متقلبانه انجام شود، موجب فریب افراد شود و از این راه کلاهبردار بتواند مال افراد را برباید مشمول کلاهبرداری است. صرف «اظهارات خلاف واقع» اعم از اینكه شفاهی باشد یا مكتوب، در رویه‌ی قضایی ایران كلاهبرداری محسوب نمی‌شود، چون فرض قانونگذار این است كه مردم با یك حرف ساده فریب نمی‌خورند.

 

برخی از مصادیق کلاهبرداری

گرفتن مال دیگران با تقلب کلاهبرداری محسوب می‌شود. با این حال، برخی جرائم دیگر هم مصداق کلاهبرداری هستند که عبارت‌اند از:

  1. تبانی اشخاص برای بردن مال غیر.
  2. زمانی که اشخاص به عنوان ثالث وارد دعوا می‌شوند یا بر حکمی اعتراض می‌کنند یا بر محکوم به حکمی مستقیم اقامه‌ی دعوا کنند، مشروط بر اینکه سابقا با یکی از اصحاب دعوا بر سر بردن مال یا تضییع حق، طرف دیگر تبانی کرده باشند.
  3. انتقال مال غیر عینا یا منفعتا.
  4. انتقال گرفتن مال غیر مشروط بر اینکه انتقال گیرنده هنگام معامله، از مال غیر بودن (تعلق مال به غیر) عالم باشد.
  5. معرفی مال غیر به عوض (به جای) مال خود.
  6. زمانی که کسی برخلاف واقع مبادرت به تقاضای ثبت ملک کند.
  7. تقاضای ثبت ملک توسط امین؛ به عبارت دیگر هر کس نسبت به ملکی امین محسوب شود و به عنوان مالکیت تقاضای ثبت آن را بکند به مجازات کلاهبرداری محکوم می‌شود.
  8. خیانت یا تبانی متصرف برای ثبت ملک به نام دیگری یا متصرف قلمداد کردن خود. به عبارت دیگر، هر گاه شخص، ملکی را به یکی از عناوین «اجاره، عمری، رقبی، سکنی، مباشرت یا امین» متصرف بوده، شخصا تقاضای ثبت کند، ولی به واسطه‌ی خیانت یا تبانی او ملک به نام دیگری به ثبت برسد، هر دو به عنوان مجرم و به عنوان کلاهبردار مجازات می‌شوند.
  9. خودداری از استرداد حق طرف.
  10. به دست آوردن تصدیق انحصار وراثت بر خلاف واقع.
  11. اظهارات خلاف واقع موسسان و مدیران شرکت‌ها با مسوولیت محدود در مورد پرداخت تمام سهم‌الشرکه نقدی و تسلیم سهم الشرکه غیر نقدی در اوراق و اسناد لازم برای ثبت شرکت.
  12. تقاضای ثبت ملک توسط وارث با علم به انتقال یا سلب مالکیت مورث
  13. تقویم متقلبانه سهم‌الشرکه غیر نقدی به مبلغ بیش از قیمت واقعی
  14. تقسیم منافع موهوم با نبود صورت دارایی بین شرکاء توسط مدیران
  15. تقسیم منافع موهوم به استناد صورت دارایی بین شرکاء وسیله مدیران
  16. هر کس برخلاف حقیقت مدعی وقوع تعهد، ابتیاع سهام (خرید سهام) یا تائیدیه‌ی قیمت سهام شده یا وقوع تعهد و تائیدیه را که واقعیت ندارد، اعلان یا جعلیاتی منتشر کند که به این وسیله دیگری را وادار به تعهد خرید سهام با تائیدیه‌ی قیمت سهام کند.
  17. هر کس برای جلب تعهد یا پرداخت قیمت سهام، اسم اشخاصی را برخلاف واقع به عنوانی از عناوین جزو شرکت قلمداد کند.
  18. زمانی که مدیران شرکت تجاری با فقدان صورت دارایی یا به استناد صورت دارایی مزورانه (دروغین)، منافع موهومی را بین صاحبان سهام تقسیم کرده باشند.
  19. مصرف کردن ارز دولتی به مصرفی غیر از خرید کالا.
  20. فروختن ارز دولتی در بازار آزاد یا سیاه.
  21. فروش کالای تهیه شده با ارز دولتی به بهایی گران‌تر از نرخ مقرر.
  22. هر نوع سو استفاده‌ی دیگری راجع معاملات ارزی.
  23. جعل عنوان نمایندگی بیمه.
  24. هرگونه نقل و انتقال انواع موضوع اصل ۴۹ قانون اساسی برای فرار از مقررات این قانون پس از اثبات، باطل و بدون اثر است. انتقال گیرنده در صورت مطلع بودن و انتقال دهنده به موازات او کلاهبرداری محکوم می‌شود.
  25. زمانی که کسی طلب خود را به غیر مدیون انتقال دهد و بعد از انتقال، آن را از مدیون سابق خود دریافت کرده باشد یا آن را انتقال دهد.

 

دلایل رواج کلاهبرداری

امروزه، جرم کلاهبرداری از بیشترین جرایم اختصاص یافته در جرایم علیه اموال است و دلایل متعدد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در این رابطه دخیل هستند. مهم‌ترین عامل اقتصادی رواج این جرم در سطح جامعه نبود شغل مناسب برای افراد تحصیل‌کرده و روی آوردن افراد به مشاغل غیر واقعی مثل مشاغل واسطه‌ای و دلالی و … است که زمینه را برای بروز این دست جرائم فراهم می‌کند. نکته‌ی دیگر نیز نداشتن آگاهی افراد در مورد قوانین ناظر بر قراردادهاست که نبودن فرهنگ استفاده از وکیل و مشاوره‌ی حقوقی نیز به آن دامن می‌زند. دلیل دیگر، ازدیاد این گونه جرائم شاید ثبت آسان انواع شرکت‌ها نیز باشد که زمینه را برای فریب افراد به وجود می‌آورد؛ به عنوان مثال، می‌توان به شرکت‌های واهی و گرفتن مبالغ از آن‌ها اشاره کرد. در صورتی‌که اگر قانون برای تاسیس این شرکت‌ها سختگیری بیشتری داشته باشد و در قانون‌گذاری حساس‌تر عمل کند زمینه برای فریب و بردن مال افراد ناآگاه کمتر فراهم و از جرائمی نظیر کلاهبرداری پیشگیری می‌‌شود. همچنین، شرایط خاص کلاهبرداری نیز باعث شده راه‌های متعددی برای کلاهبرداری فراهم باشد و ما شاهد آن باشیم که از هر قشر جامعه کلاهبرداری شود و به شیوه‌های مختلف افراد فریب بخورند.

 

مجازات کلاهبرداری

مجازات کلاهبرداری ساده

مجازات اصلی کلاهبرداری ساده، مطابق با ماده‌ی یک قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری عبارت‌اند از: حبس از ۱ تا ۷ سال؛ جزای نقدی معادل مال برده شده؛ رد اصل مال به صاحب آن.

 

مجازات کلاهبرداری مشدد

کلاهبرداری مشدد کلاهبرداری است که در آن مرتکب مشمول یکی از این سه حالت باشد:

  1. فرد کارمند دولت، موسسات عمومی و شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی باشد.

۲. مرتکب، خود را به‌عنوان مامور دولت یا موسسات عمومی یا شهرداری، نهادهای انقلابی و شرکت‌های دولتی معرفی کند. (غصب عنوان دولتی کند)

۳. مرتکب، برای فریب مردم از تبلیغ عامه و از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی استفاده کند.

مجازات‌های کلاهبرداری مشدد عبارت‌اند از:

حبس از ۲ تا ۱۰ سال؛ جزای نقدی معادل مال برده شده؛ رد اصل مال به صاحب آن. و نیز انفصال دائم از خدمات دولتی (در صورت کارمند بودن مرتکب)

در ادامه‌ی ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری آمده است: «در صورتی که شخص مرتکب برخلاف واقع، عنوان، سمت و ماموریت از طرف سازمان‌ها و موسسات دولتی داشته یا وابسته به دولت یا شرکت‌های دولتی یا شوراها یا شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی باشد و به طور کلی قوای سه‌گانه و همچنین نیروهای مسلح، نهادها و موسسات مامور به خدمت عمومی باشد یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و انتشار آگهی چاپی یا خطی انجام شده باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان‌های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی باشد، علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از ۲ تا ۱۰ سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که گرفته محکوم می‌شود.»

کلاهبرداری که شامل هیچ‌یک از انواع سه‌گانه‌ی گفته شده نباشد، کلاهبرداری ساده است. همان‌طور که خواندید مجازات کلاهبرداری مشدد نسبت به کلاهبرداری ساده به دلیل شرایط ویژه مرتکب آن بیشتر و سخت‌گیرانه‌تر است. تخفیف در جرم کلاهبرداری با توجه به صدر تبصره‌ی ۱ ماده ۱ قانون تشدید مجازات و دادگاه فقط در میزان جزای نقدی مجازات این جرم تحقق می‌یابد.

 

مدارک برای شکایت کیفری

شاکی باید تعقیب و رسیدگی و جلب به دادرسی متهم یا مشتکی‌عنه را به دلیل ارتکاب جرم از مرجع قضایی تقاضا و ادله‌ی و مدارک زیر را پیوست شکوائیه کند.

  1. دلایل و مدارک دال بر کلاهبرداری و بردن مال مانند فیش‌های پرداختی و رسید دریافت وجه یا اسناد مربوط به بردن متقلبانه مال.
  2. اسامی شهود و مطلعان همراه مشخصات کامل و نشانی آن‌ها و …