گفت‌وگوی اختصاصی به مناسبت روز مادر با سوگل طهماسبی

گفت‌وگوی اختصاصی به مناسبت روز مادر با سوگل طهماسبی

حامد کوماهی

 

 

مادرم دنیای منه، روزت مبارک / لبخند و مهربانی ام را از مادرم به ارث بردم

مادر واژه‌ای است که المثنی ندارد و همیشه در قلب و جان آدم‌ها می‌درخشد. واژه‌ای گهربار که کلام از بزرگی وصف او قاصر و عاجز است. آنقدر مهربان و از خودگذشته است که وسعت مهربانی‌اش انتها ندارد. روز هجدهم اسفند، روز ولادت بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) و در تقویم کشورمان به نام روز مادر نامگذاری شده است. سوگل طهماسبی بازیگر خوش اخلاق و خونگرم، اهل جنوب کشورمان، مهمان این شماره از نشریه بود. او از ارتباطی صمیمی و پیوندی استوار با مادرش دارد. در مناسبت این روز فرخنده گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم تا از ارتباطش با مادرش بیشتر بدانیم. همراه ما باشید.

روز مادر است و از همین ابتدا از ارتباط با مادرتان بگویید؟

مادرم دنیای منه.

همین؟

دنیا کم است به نظر شما؟

کم که نیست و اینکه مادرهای ما دنیای‌مان هستند شکی در آن نیست. بیشتر از مادرتان بگویید؟

من ارتباط بسیار صمیمی و نزدیکی با مادرم دارم؛ به طوری که در خلوت خودم مادرم را به اسم کوچک صدا می‌زنم، اما در جمع مامان خطابش می‌کنم. مادرم به شدت اهل قلم و روحیه‌ای اجتماعی دارد و از همین جا روزش را با عشق تبریک می‌گویم.

مهم‌ترین خصوصیت مادرتان؟

خیلی صفات خوب دارد، اما لبخند ملیح روی لبانش همیشگی است و در هر حالتی قطع نمی‌شود.

پس شما هم از مادرتان به ارث بردید؟

[لبخند] مگر می‌شود یک اهوازی اصیل باشی و مهربان نباشی. من به شدت در خانواده‌ای اصیل و اهل هنر به دنیا آمده‌ام و مهربانی و لبخندم را از مادرم به ارث برده‌ام.

از پدرتان چه چیزی به شما ارث رسیده؟

پدرم عمرشان را به شما دادند و می‌توانم بگویم یک استاد والامقام در عرصه‌ی مینیاتور بودند. من شاید همین روحیه‌ی هنری و اینکه خیلی اخلاقم به قول امروزی‌ها خاکی است از پدرم به ارث بردم، چرا که خانه‌ی ما همیشه محل رفت و آمد اهالی هنر بود.

مصاحبه‌ای گفته بودید یک بار از مادرم کتک خوردم. آیا واقعیت دارد؟

کتک به آن معنا که نمی‌توان گفت یک دست نوازش روی سرم کشید. [خنده]

از آن دست‌های نوازش که خیلی از ماها در زندگی داشته‌ایم. لطفا بی پرده بروید سر اصل داستان؟

یادم می‌آید کارت ورود به امتحان نهایی را در منزل جا گذاشته بودم و بدون کارت من را به جلسه راه نمی‌دادند. مادرم وقتی متوجه شد خیلی سریع خودش را به مدرسه رساند و همان لحظه یک کتک در حد مادر فرزندی به من زد که زیاد جدی نگیرید.

اما شما از آن به بعد خیلی جدی گرفتید که نباید وسیله جا بگذارید. درسته؟

به هر حال پیش می‌آید و این خودش یک خاطره برای من شد.

صحبت از خاطره کردید. روز مادر است از مهربانی مادرتان خاطره‌ای هم دارید؟

در کاری که در مسجد سلیمان فیلمبرداری می‌شد، من باید در سکانسی لیوانی را پرت می‌کردم و با فریاد مامان می‌گفتم. تا این صحنه را بازی کردم به یک باره دیدم مادرم صدای من را شنید، سریع خودش را به من رساند و آن سکانس قطع شد، آنجا فهمیدم که احساسات یک مادر مهربان المثنی ندارد.

تولدتان را با کمی تاخیر تبریک می‌گویم. شنیده‌ام روز تولدتان سر از پا نمی‌شناسید. این واقعیت دارد؟

به شدت و از ساعت شش صبح روز تولدم بیدارم و خیلی ذوق زده‌ام.

یعنی بعد از ۳۳ سال هنوز تولد برای‌تان تازگی داره؟

یک لحظه اجازه دهید؛ چند سال؟!

۳۳سال. زیاد گفتم؟

من متولد ۲۵ بهمن ۱۳۶۴ هستم و سی و دو سالم می‌شود.

حالا یک سال که اشکالی ندارد؟

برای ما خانم‌ها روزها هم مهم است چه برسد به سال.

بگذریم خواستم سوال در این خصوص بپرسم که؟

حالا بپرسید.

بهترین کادویی که تا به حال در روز تولدتان گرفته‌اید؟

من بهترین کادوی تولدم را از دستان پر مهر مادرم گرفتم. گردنبندی که اسامی پنج تن در آن حک شده، خیلی برای من با دوست داشتنی است و ارزش معنوی دارد.

یه سوال می‌پرسم خیلی رک جواب دهید؟

تا الان مگه رک و شفاف نبودم.

آخه هنوز اذیت‌تان نکردم.

مگه قرار بود اذیت کنید آقای خبرنگار.

به هرحال شیطنت خبرنگاری تا به الان نداشته ام. می‌خواستم بدونم یک دختری که از یک شهر دیگر، تنها وارد پایتخت می‌شود و آن هم در عرصه‌ی بازیگری، چرا انقدر کم حاشیه است؟

البته مادرم خیلی وقت‌ها من را همراهی می‌کند، اما در پاسخ به سوال شما باید بگویم که خیلی‌ها به من این مطلب را می‌گویند که خیلی کم حاشیه و خاکی هستی. من فکر می‌کنم این را من از خانواده‌ی با اصالتم به ارث بردم که اگر در هر عرصه‌ای قرار گرفتم اصالت خودم و ریشه‌ی با فرهنگ خانوادگی ام را فراموش نکنم و فکر می‌کنم خدا را شکر تا به امروز خیلی خوب مدیریت کردم.

پس چرا زودتر ازدواج نمی‌کنید که مادر و همسر مهربان و مدبری شوید؟

به فکر ازدواج هستم، اما باید آن فردی که می‌خواهم سر راهم قرار گیرد.

با اسب سفید؟ منظورم پورشه است؟

[خنده] برای من اصالت خانوادگی، فرهنگ و شخصیت فرد اهمیت دارد، به خصوص اینکه از یک جنس خانواده باشیم.

یعنی آن معیار که خیلی‌ها دوستش دارند برای‌تان مهم نیست؟

نه اینکه مهم نباشد و دوست هم دارم، اما اولویت اول من همان چیزی بود که گفتم.

فکر کنم مادر خوبی شوید. درسته؟

فکر می‌کنم خیلی مادر مهربان و مسوولیت‌پذیری شوم، چون به شدت آدم مسوولیت‌پذیر هستم و این خصوصیت را در زندگی شخصی ام به خوبی مدیریت می‌کنم.

صحبت همسر شد، چرا وقتی اسم شما را در فضای مجازی جست‌وجو کردم نوشته بودند سوگول طهماسبی متاهل است؟

بلند می‌خندد.

حرف عجیبی زدم؟

عجیب نیست. وقتی من مجردم و عکس من و برادرم که بسیار به هم شباهت داریم را عده‌ای زن و شوهر فرض کرده‌اند به نظرتان خنده‌آور نیست.

وقتی خودتان متوجه شدید خیلی دلخور نشدید؟

به نظرتان الان که بلند خندیدم دلخور هستم.

اما خیلی‌ها از شایعه پراکنی به شدت دلخور می‌شوند و بعضی وقت‌ها شکایت هم می‌کنند.؟

آنقدر این مردم به من لطف داشته اند که اینگونه مسائل را به حساب شوخی می‌گذارم.

پس جنبه‌ی شوخی را دارید؟

من آدم با جنبه‌ای هستم، اما نمی‌گذارم کسی فراتر از آن چیزی که اسمش شوخی است بیشتر جلو رود.

الان منظورتان اصلا به من نبود؟

[خنده]. نه اینطور نیست و سوالات شما خیلی خوب و غیر کلیشه‌ای بود.

خیلی با مهراه شریفی‌نیا دوست هستی. خودت توضیح می‌دهی؟

مهراوه بهترین دوست و پارتنر من در عرصه‌ی هنر و زندگی شخصی‌ام است. به نظرم او مثل نام خانوادگی‌اش شریف است و برای خودش چارچوب‌های مشخصی دارد.

زیاد خسته‌تان نمی‌کنم. در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟

در حال حاضر، برای سریال «خانه‌ی خورشید» به کارگردانی آقای علی غفاری و تهیه کنندگی سعید سعدی که یک سریال پنجاه قسمتی است نقش یک مربی پرورشگاه را ایفا می‌کنم که با خانم بهناز جعفری، پرویز پورحسینی و بقیه دوستان هم بازی هستم.

دوست دارید برای کارگردان خاصی ایفای نقش کنید؟

کار با آقای درویش را که بسیار در کارشان ماهر و توانا هستند خیلی دوست دارم و امیدوارم روزی قسمتم شود.

حرف آخر به مخاطبان

خیلی صادقانه از برخی‌ها می‌خواهم که همه زندگی خود را به صفحات مجازی ختم نکنند و بهتر است ساعت‌های زیادتری را در فضای زندگی واقعی سیر کنند و من خودم به شخصه سعی کرده‌ام زیاد درگیر این فضا نشوم. دوست دارم در لحظه و عاشقانه زندگی کنم. دوست‌تان دارم و باز هم روز مادر را به همه مادران ایران زمین و مادر مهربانم تبریک می‌گویم.