توپ جمع کن تیم استقلال بودم!

توپ جمع کن تیم استقلال بودم!

تهیه و تنظیم: بکتاش پهلوان

اولین باری که او را دیدم ۹ ساله بودم، یادم می‌آید شخصیت جذاب و مردمی‌اش برایم بسیار خاص و جالب به نظر می‌آمد. حالا بعد از سال‌ها این فرصت را داشتم که با او گفت‌وگو کنم. امیر غفارمنش جزو بهترین و خبره‌ترین بازیگران تئاتر است که سابقه‌ی بسیاری نیز در تلویزیون و سینما دارد. هنرمندی که غیر از هنرش به عنوان یک هوادار دو آتیشه‌ی فوتبال و تیم استقلال نیز معروف است. با او گفت‌وگوی جذابی در مورد مسائل مختلف انجام دادیم، از وضعیت سینما بگیرید تا فوتبال و موسیقی. پیشنهاد می‌کنم که این مصاحبه را به هیچ عنوان از دست ندهید!

 

وقتی داشتم به پست‌های اینستاگرام شما نگاه می‌کردم، متوجه شدم که هر چند وقت یک بار فیلم‌های مختلفی را معرفی می‌کنید تا مخاطبان‌تان به تماشای این آثار بنشینند و آن‌ها هم بسیار از این اتفاق استقبال می‌کنند. به نظرتان آیا این معرفی‌ها باعث می‌شود که سلیقه‌ی مخاطبان ارتقا یابد و مردم بیشتر به سمت دیدن فیلم‌های خوب تمایل پیدا کنند؟

بله قاعدتا کسی که در کار هنرهای نمایشی است وقتی فیلمی را معرفی می‌کند مخاطبان نیز به گفته‌ی او توجه می‌کنند و این هم به نوعی یک فرهنگ‌سازی‌ و من معتقدم که بسیار تاثیرگذار است؛ بنابراین، تا جایی که بتوانم این کار را انجام می‌دهم و فیلم‌هایی را که احساس کنم رنگ و بوی آن چیزی را دارد که ما از آن‌ها دور هستیم یا به آن‌ها بی‌اعتماد شدیم معرفی می‌کنم؛ برای مثال، ما به خوبی به عشق و به خدا بی اعتماد شدیم! هرچیزی که باعث شود این اعتماد دوباره برگردد و فیلمی که بتواند این اثر را بگذارد من حتما تبلیغ آن را می‌کنم.

 

سینمای کشورمان چندین سال است که روندی یکنواخت را طی می‌کند؛ طوری که فیلم‌ها یا اکثرا آثار اجتماعی هستند یا کمدی‌های گیشه‌آور. آیا این موضوع باعث تکراری شدن آثار و کلیت سینما نمی‌شود؟

در حال حاضر، سینما کاملا فرم صنعت را پیدا کرده و شبیه یک بیزینس شده و کسی به دنبال تاثیرگذاری نیست و به نوعی بیشتر دنبال این هستند که جیب را تامین کنند! فرم این خواسته را شما در هنر، فوتبال و حتی در مسوولان هم می‌بینید که انگار هدف این است که جیب را پر پول‌تر کنند. حتی در ازدواج‌ها این اتفاق هم افتاده و ترجیح می‌دهند که با یک فرد پولدار ازدواج کنند تا با آدمی که دلش برای او لرزیده است. به همین دلیل است که می‌گویم مردم عشق و محبت را فراموش کرده‌اند و متاسفانه بعضی مواقع به خدا هم بی اعتماد شده‌اند.

 

آخرین فیلمی ایرانی که دیدید و از تماشای آن لذت بردید؟

من آخرین فیلمی که دیدم، «ساعت پنج عصر» مهران مدیری بود که فضا و فیلم نامه اش را دوست داشتم. من از فیلم خوشم آمد؛ حال ممکن است منتقدان از لحاظ ریتم به فیلم اشکال بگیرند، ولی از نظر من فیلم خوبی بود.

 

امیر غفارمنش بازیگر با سابقه‌ای است. خودتان را بیشتر بازیگر تئاتر می‌دانید یا سینما و تلویزیون؟

تولد هنری من در سال ۱۳۶۶ با تئاتر شروع شد، ولی خیلی زود به تلویزیون آمدم و سعی کردم پارامترهای متفاوت تلویزیون را درک کنم و در هر زمینه متفاوت ظاهر شوم، ولی جایی که توانایی‌هایم دیده می‌شود تئاتر است و این یک واقعیته.

 

دستی در موسیقی هم دارید و با همکاری ساسان پاشایی‌فر قطعه‌ی «حیلت رها کن» را منتشر کردید. کمی از این قطعه برای‌مان بگویید و چگونه این همکاری شکل گرفت؟

زیر بنای اینکه در این اثر دکلمه کردم فقط عشق و درصد زیادی هم به دلیل این بود که زاویه‌ی دیدمان با سامان یکی است. غیر از «حیلت رها کن» دو یا سه کار دیگرش را هم دکلمه کردم که خیلی هم از همکاری با او راضی هستم، چون پسر بسیار زلالی است و طبق مارکت نیز نمی‌خواند.

 

واکنش مردم و مخاطبان به این اتفاق چگونه بود؟ آیا نترسیدید موج منفی انتقاد که عموما دامن بازیگرانی را که وارد عرصه‌ی موسیقی شده‌اند می‌گیرد، برای شما نیز اتفاق بیفتد!؟

من با موسیقی بزرگ شدم. پدرم ساز می‌زد و می‌خواند، ما هم مثل او ساز می‌زدیم و گهگاهی می‌خواندیم. دستگاه‌ها را تا حدودی می‌شناسم و در خانه‌ای بزرگ شدم که موسیقی و شعر جریان داشت. وقتی نیتم این است که اثر خوبی بگذارم این مسائل برایم مهم نیست و ترسی ندارم، چون دنبال مطرح شدن نیستم. بیشتر دنبال تاثیرگذاری هستم که خوشبختانه تاثیر خوبی هم داشته و بازخورد خوبی هم دریافت کردم و مشکلی هم دراین باره نداشتم! [با خنده]

 

از بحث هنر که خارج شویم، شما به شدت به فوتبال علاقه دارند. اگر اشتباه نکنم از طرفداران چند آتیشه‌ی تیم استقلال نیز هستید!

بله من از بچگی افتخار این را داشتم که توپ جمع کن تیم استقلال بودم! حسن آقا روشن هنوز هم می‌گویند که من تو را هیچ وقت یادم نمی‌رود که همیشه می‌آمدی کنار ما و بازی می‌کردی. یک دوره‌ی کوتاهی هم شاگرد مرحوم ناصر حجازی بودم و بعد آمدم سراغ کارهای هنری، ولی هنوز با پیشکسوتان استقلال بازی می‌کنم.

 

با کدام یک از همکاران‌تان بیشتر از بقیه، در مورد استقلال و پرسپولیس به قول معروف کل کل می‌کنید و کری می‌خوانید؟

با برزو نیک نژاد، مهران مهام و بعضی اوقات آقای مهدی‌هاشمی را نیز وارد بازی می‌کنیم [با خنده] همچنین، کامبیز دیرباز هم گهگاهی برای ما کری می‌خواند. [با خنده]

 

آخرین باری که به استادیوم رفتید و به تماشای بازی استقلال نشستید کدام بازی بود؟

دقیقا یادم نیست، ولی هرچند وقت یک بار هواداران پیامک می‌زنند که بیا. سعی می‌کنم هر چند وقت یک بار هم سر تمرینات تیم حاضر شوم.

 

آیا رابطه‌ی صمیمانه با بازیکنان استقلال دارید؟

بله آقایان پژمان منتظری، مجتبی جباری، سید مهدی رحمتی که رفیق صمیمی من است. محسن کریمی، حنیف عمران زاده، آرش برهانی عزیز که آنقدر با عشق است و همیشه تماس می‌گیرد و ‌تولد من را تبریک می‌گوید. در بین بازیکنان پرسپولیس هم دوستان زیادی داریم مثل سپهر حیدری، علیرضا محمد، محسن مسلمان و همچنین با علی دایی نیز بسیار دوست هستیم و همچنین علی پروین را هم بسیار دوست دارم.

 

آیا پسرتان راستین مانند شما استقلالی است؟

بله راستین هم استقلالی دوآتیشه است! بسیاری از اوقات، با استرس می‌نشینیم و بازی‌های استقلال را با هم نگاه می‌کنیم. او هم مثل من روی این تیم بسیار تعصب دارد، با بردش خوشحال می‌شود و گهگاهی هم که می‌بازد ناراحت می‌شود، ولی شکر خدا که استقلال بیشتر می‌برد. [با خنده]

 

راستین، در زمینه‌ی موسیقی فعالیت دارد. آیا به بازیگری کششی دارد؟

راستین گهگاهی دستیار من می‌شود و مثلا در کار یکی از دوستانم به نام «چهارسو» نقش‌آفرینی کرده است، ولی بیشتر به موسیقی علاقه دارد و در آن زمینه بیشتر فعالیت می‌کند. علاوه بر این به کارگردانی هم علاقه دارد و اخیرا هم یک فیلم کوتاه نیز ساخت که من در شبکه‌ی اجتماعی‌ام آن را به اشتراک گذاشتم.

 

آیا این امکان وجود دارد که در آینده شاهد یک همکاری پدر و پسری در یک قطعه‌ی موسیقی از شما و راستین باشیم؟

حتما چرا که نه؛ شاید شعرهایی را که قبلا خوانده‌ام پسرم ملودی‌اش را بسازد و تنظیم کند و من هم آن‌ها را کار کنم.

 

جالب‌ترین و خنده‌دارترین شایعه‌ای که در مورد خودتان شنیده‌اید؟

خنده‌دارترین و مضحک‌ترین شایعه‌ای که شنیدم در زمان پخش «ساعت خوش» بود که بچه‌های بازیگر آن مجموعه را ممنوع الکار کرده بودند و شایعات زیادی می‌ساختند که بگویند دلیل ممنوع الکاری ما چه بوده! ولی اصل داستان این بود که ساعت خوش بسیار محبوب شده بود و شاید فکر می‌کردند این محبوبیت جامعه را در آن زمان بهم می‌ریزد! ماجرا را به این شکل دیده و اینگونه تصمیم گرفته بودند.

 

شهرت، خوب است یا بد؟

هیچ چیزی به صورت مطلق خوب یا بد نیست. به نظر من شهرت زیاد هم جالب نیست بلکه محبوبیت خیلی بهتر از آن است و خیلی مواقع باعث می‌شود مردم در حل مشکلات به دلیل عشقی که به شما دارند همراه‌تان شوند. این به شکلی احساس تنهایی را از انسان می‌گیرد که به نظرم بسیار ارزشمند است.

 

اگر بازیگر نمی‌شدید؟

مطمئناً در کار هنر بودم. یا در موسیقی فعالیت می‌کردم یا نقاش می‌شدم یا شاید هم نویسنده، اما اگر قرار بود شغلی خارج از هنر انتخاب کنم راننده آژانس می‌شدم آن هم در شیفت شب! چون با افراد خاصی برخورد می‌کنی و این خودش کلی قصه و داستان همراه خود دارد.

 

هدفی بوده که به آن نرسیده باشید؟

آرزو داشتم به تیم استقلال بروم، پیراهن این تیم را بپوشم و برایش افتخار آفرینی کنم و به پرسپولیس گل بزنم که نشد! البته الان در تیم پیشکسوتان بازی می‌کنم بعضی روزها هم خیلی خوب بازی می‌کنم. [با خنده]

 

امسال منتظر چه کارهایی از شما باشیم؟

امسال طرحی دارم که به امید خدا اگر کسی از من فکرش را نقاپد! (می‌خندد) به شبکه‌ی نسیم دادم و به امید خدا شاهد یک برنامه‌ی خیلی خوب خواهیم بود. اسم مجموعه را نمی‌توانم بگویم به دلیل اینکه خود سوژه لو می‌رود، ولی مجموعه پربیننده و جذابی خواهد شد.