بیل گیتس چگونه بیل گیتس شد

بیل گیتس چگونه بیل گیتس شد

در جوامع امروزی، افراد بیشتر به دنبال تغییر دادن شیوه یا نگرش خودشان نسبت به زندگی و جایگاهشان در اجتماع هستند. همه تلاش می‌کنند که به موفقیت برسند و تغییری در سرنوشت خودشان ایجاد کنند، اما می‌دانید فرق افراد موفق با افراد عادی چیست؟ افراد عادی فقط به دنبال تغییر موقعیت خود هستند، اما افراد موفق به دنبال تغییر دنیا هستند.

تغییری که باعث می‌‌شود هم زندگی خودشان دچار دگرگونی شود و هم باعث ایجاد یک راه نو یا یک سبک جدیدی از زندگی برای جامعه می‌شوند.

 

برای تغییر دنیا و اثرگذاری روی آن نیاز نیست حتما ابرقهرمان باشید یا لباس‌های عجیب و غریب بپوشید، گاهی با یک پیراهن و بافت ساده و یک عینک طبی هم می‌توان دنیا را تغییر داد مثل کاری که بیل گیتس انجام داد.

به دور و بر خودتان نگاه کنید و ببینید که چقدر ایدهای این مرد در زندگی شما تاثیر گذاشته، از ویندوز‌های شرکتش مایکروسافت بگیرید که اگر نبودند معلوم نبود چه آینده‌ای برای کامپیوتر‌ها شکل می‌گرفت تا کنسول بازی خودتان که در زمان فراغت شما را سرگرم می‌کند، پس با ما همراه شوید با نگاهی کوتاه اما جالب به زندگی ثروتمندترین فرد جهان بیل گیتس.

ویلیام هنری گیتس متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل ایالات متحده است. او بر خلاف بسیاری از افراد موفق که در کودکی با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم می‌‌کنند، در خانواده‌ای تحصیل کرده و اهل تجارت رشد کرد. پدرش وکیل دادگستری بود و مادرش نیز علاوه بر تدریس در مدرسه در امور خیریه نیز فعال بود.

گیتس در همان سنین نوجوانی فهمید که استعداد و نبوغش در فعالیت‌های کامپوتری، نرم‌افزار و برنامه‌نویسی است، در آن زمان کامپوتر‌ها هنوز به شکل ورژن‌های امروزی‌شان نبودند، و از حیث حجم بسیار بزرگ و همینطور گران بودند. بیل و دوستانش که به شدت دنبال داشتن و کارکردن با کامپیوتر بودند و در مدرسه آنها که لیک ساید نام داشت کامپوتری وجود نداشت، تصمیم گرفتند با گذاشتن صندوقی برای اجاره کردن کامپیوتر برای مدت یک سال در مدرسه کمک جمع کنند، بعد از مدتی آن‌ها آنقدر پول جمع کردند که توانستند کامپیوتر را به مدرسه‌شان بیاورند.

بعد از دوران دبیرستان و در اوایل دهه‌ی هفتاد میلادی گیتس وارد دانشگاه‌ هاروارد شد. او که در آن زمان مشغول برنامه‌نویسی اولیه برای اولین کامپوتر‌های کوچک بود، با استیو بالمر آشنا شد که این آشنایی اولین جرقه‌ها را در ذهن بیل گیتس برای تاسیس ماکروسافت زد. بیل بعد از مدتی دانشگاه را رها کرد تا با تمرکز کامل به سمت اجرایی کردن مایکروسافت برود و در ۴ آوریل ۱۹۷۵ او به همراه دوست دوران کودکیش یعنی پل آلن

رسما مایکروسافت را تاسیس کردند. شرکتی که به معنای واقعی کلمه با محصولاتش مانند:

مایکروسافت ویندوز

مایکروسافت آفیس

ویژوال استودیو

ایکس‌باکس

ویندوز موبایل

ویندوز آژور

سرفیس

بینگ

اسکایپ

دنیا را به طور کامل تغییر داد و روند تکامل برنامه‌نویسی و نرم‌افزار را تا ابد مدیون به خود کرد.

دارایی مایکروسافت امروز چیزی حدود ۱۹۴ میلیارد دلار است و درآمد این شرکت در سال ۲۰۱۶ چیزی بالغ بر ۸۵ میلیارد دلار و با سود خالص ۱۶ میلیارد دلار.

مایکروسافت حتی دستی در صنعت بازی‌های کامپیوتری هم دارد و به تولید کنسول‌هایی به نام ایکس باکس می‌‌پردازد که طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد.

از ماکروسافت که بگذریم خود بیل گیتس ثروتی بالغ بر ۸۶ میلیارد دلار دارد و همان‌طور که جلوتر عنوان شد او ثروتمندترین مرد جهان است.

بیل گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنچ‌ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۳فرزند است.

شاید برای شما جالب باشد که فردی مثل بیل گیتس با این همه ثروت در چه خانه‌ای زندگی می‌کند؟ باید خدمت‌تان عرض کنم که بیل گیتس در خانه‌ای بسیار مجلل و شیک در واشنگتن زندگی می‌کند و اگر خوش‌شانس باشید و به خانه‌ی او راه پیدا کنید حتما در اتاقش دست نوشته‌هایی از لئوناردو داوینچی خواهید دید که بیل از یک مزایده به قیمت ۴۰ میلیون دلار خریداری کرده است.

بیل گیتس علاوه بر فعالیت‌هایش در مایکروسافت، به شدت به امور خیریه نیز مشغول است. او و همسرش خیره‌ای دارند با سرمایه‌ای بالغ بر ۳۰ میلیارد دلار که به کمک‌های انسان دوستانه می‌پردازد. همچنین گیتس ۴ میلیارد دلار برای بالا بردن سطح بهداشت جهانی کمک کرده است. از دیگر فعالیت‌های خیرخواهانه‌ی او می‌توان به اهدای تعداد زیادی کامپیوتر به کتابخانه‌ها به صورت رایگان اشاره کرد،

نکته‌ی جالب درباره‌ی بیل گیتس و البته خبر بد برای فرزندانش این است که بیل آنها را از ارث محروم کرده! و اعلام کرده که بعد از مرگش تمام ثروتش را به خیریه خواهد بخشید.

بیل گیتس با این همه موفقیت و افتخار خود را همچنان در حال یادگیری می‌داند، او عنوان کرده هنوز هم برای یادگیری و علم مشتاق است و هر کتابی که به دستش برسد را می‌‌خواند.

در پایان، این مقاله را با جمله‌ای از خود گیتس به پایان می‌بریم

«در زندگی همه چیز عادلانه نیست. بهتر است با این حقیقت کنار بیایید

دنیا برای عزتِ‌نفس شما ارزشی قائل نیست. قبل از این‌که نسبت به خودتان احساس بدی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.»