خسته‌ام از رفیق‌هایی که نارفیق شدند!

خسته‌ام از رفیق‌هایی که نارفیق شدند!

تهیه و تنظیم: بکتاش پهلوان

شاید اولین مصاحبه‌ای بود که در طول انجام آن بسیار بسیار ناراحت شدم! از بی‌لطفی‌های بسیار زیادی که در حق یکی از پرطرفدارترین خوانندگان دهه‌ی هشتادمان اتفاق افتاده بود.

خواننده‌ای که کم قطعات هیت منتشر نکرده و کم با کارهایش رفیق تنهایی مخاطبانش نشده است. اما وجود یک اشتباه کوچک و هیزم ریختن بر این آتش باعث شد تا مسیر حرفه‌ای و حتی زندگی شخصی علی اصحابی دستخوش تغییرات بسیاری عظیم و حتی ناراحت‌‌کننده‌ای بشود.

با او گفت‌وگوی بسیار مفصلی انجام دادیم و خوشحالم که علی اصحابی بالاخره سکوت چند ساله‌اش را شکست و در مورد بسیاری از مسائل حاشیه‌ای که پیرامون او بود گفت‌وگو کردیم. این مصاحبه جذاب را به هیچ عنوان از دست ندهید تاکید می‌کنم به هیچ عنوان!

 

*اولین سوالی که مطمئنا برای تمام مخاطبان و طرفداران علی اصحابی پیش می‌آید این است که او چرا این روزها آنقدر کم کار است؟

خب بعد از آن جریان اجرایم در سازمان (که میکروفون را برعکس گرفته بودم و…) مردم خیلی ما را اذیت کردند، حالا حتی اگر اشتباهی هم رخ داده بود، نباید با ما به این شکل برخورد می‌شد و این اتفاق باعث شد که من کمی از موسیقی فاصله بگیرم و حدود چهار سال کارهای زیادی را از خودم پخش نکردم چون واقعا اعصاب کار پخش کردن را نداشتم! مردم را هم نمی‌توان کاملا مقصر دانست، مقصر بالا دستانی بودند که در موسیقی نفوذ داشتند و این خط‌ها را به اشتباه به مردم می‌رساندند. حتی این اتفاقات باعث شد که من دخترم را که قرار بود چند ماه بعد به دنیا بیاید، از دست بدهم ! به علت استرس و فشاری که روی من قرار دادند و من آن استرس را به خانه منتقل می‌کردم چون واقعا نمی‌توانستم دیگر این شرایط را کنترل کنم و این استرس و فشار باعث بروز این اتفاقات شد. آن سال بچه‌ی من از بین رفت و شرایط روحی و روانی من به شدت وحشتناک شد و دعا نمی‌کنم که هیچ‌کس جای من باشد چون آن روزها برای من دوران سختی بود و به خودم قول داده بودم که از موسیقی خداحافظی کنم چون کسانی که به نوعی پرچم‌داری موسیقی من را می‌کردند همان‌ها با چوب شماتت و نامردی مرا زدند و آزارم دادند. این مسائل باعث شده بود که کم‌رنگ بشوم و تازه چند ماهی است که حس و حال کار کردن مثل گذشته را دارم. واقعا پیر شدم در این مدت و خسته بودم از رفقایی که نارفیق شدند و خیلی خوشحال بودند از این که من به این شکل زمین خورده بودم و الان هم خیلی ناراحت هستند که من به موسیقی برگشتم! و می‌بینم یک سری از دوستان که از پیش ما رفته بودند نیز به سمت ما برگشتند، شاید چون دیدند که ما چند کار جدید پخش کردیم و به لطف خدا جواب خوبی گرفته و شکل خوبی داشته و این تصمیم را گرفته‌اند. این مساله هم برایم آزاردهنده است و هم خوب! به هر حال کم‌کاری من به این دلایل بود و ‌قول می‌دهم بیشتر از قبل کار کنم.

 

*علی اصحابی به خودی خود فرد پرحاشیه‌ای نیست اما انگار حاشیه دست از سر او برنمی‌دارد! آن اجرای جنجالی تا چه حد بر کارت تاثیر گذاشت؟

بسیار تاثیر گذاشت! در خیلی از شهرها و ارگان‌ها که قرار بود اجرا داشته باشیم، دوستان جرات این موضوع را نداشتند و فکر می‌کردند علی اصحابی هر روز و ‌هر ساعتی، می‌خواهد برروی استیج آن شکلی ظاهر شود!

نمی‌دانستند که چه اتفاقاتی در پشت دوربین افتاد که من آنقدر عصبی بودم و اگر تجربه الان را داشتم، خیلی راحت می‌گفتم که برنامه را قطع کنند و این مثل یک سوتی می‌شد که اغلب سلبریتی‌ها می‌دهند و ‌بعد یک مدت به فراموشی سپرده می‌شد و جالب این بود که حرکات من، باعث باز شدن لاین خیلی‌ها شد و خیلی از خوانندگان ما اکنون برروی استیج کارهایی را می‌کنند که ازش نه تنها خجالت نمی‌کشند بلکه توسط مسوولان عالی رتبه‌ای که در گذشته با این حرکات مشکل داشتند الان می‌بینم که هیچ گیری به این خوانندگان نمی‌دهند و آن‌ها خیلی کارهای عجیب و غریبی بر روی استیج انجام می‌دهند حالا یا بالا پایین می‌پرند، برروی صحنه می‌خوابند و… (می‌خندد)

به قول یکی از دوستان که به من حرف جالبی زد و گفت: تو جاده بازکن خیلی از خوانندگان جدید شدی!.

 

*دوره‌ای که نسل شما فعالیت موسیقی را شروع کرد، خیلی راحت ممنوع الفعالیت می‌شدید! اتفاقی که این روزها برای خوانندگان جدید خیلی کم پیش می‌آید، به نطرت به نوعی قربانی ممیزی‌های آن دوران نشدید؟

بله ما خیلی راحت ممنوع الفعالیت می‌شدیم، بسیار ساده‌تر از آنی که حتی نوشته می‌شود!

من آلبوم اولم که پخش شد غیر مجاز بود اما خوانندگان الان می‌آیند و غیر مجاز گل می‌کنند. پنج ‌یا شش ماه ممنوع الفعالیت هستند و بالاخره یکسری لابی پیدا می‌کنند و کمتر از یکسال مجوز می‌گیرند و‌ درآمد‌های میلیاردی پیدا می‌کنند! شاید ما در چهار یا پنج سال توانستیم به این درآمد برسیم، اما آن‌ها در پنج یا شش ماه این کارا انجام دادند!

همانطور که گفتم نسل ما جاده بازکن خیلی‌ها شد. من له شدم اما لاین خیلی‌ها باز شد و نه تنها برای من بلکه برای خیلی از هم دوره‌ای‌های ما این اتفاقات افتاد.

من آلبوم اولم را که پخش کردم، پنج سال ممنوع‌الفعالیت بودم! آلبوم دوم را که بعد از موفقیت آلبوم اولم به بازار آمد ۳۵ میلیون فروختم که رکورددار فروش آلبوم در آن زمان بودم‌ و تا سه سال بعدش هیچکس اندازه‌ی من آلبوم نفروخت! و در سال نود هم آلبوم بعدی‌ام منتشر شد ‌که قبلش در اینترنت، لو رفته بود و که بعد از چند ماه شرکت ایران گام در قالب صدهزار نسخه این آلبوم را پخش کردند که باز هم سی یا چهل هزار نسخه‌اش به فروش رسید! یعنی آلبومی که پنج سال وقفه خورده بود و چند ما هم در اینترنت بود اما باز هم خدا را شکر فروش خوبی را داشت.

 

*وضعیت این روزهای موسیقی پاپ ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

موسیقی پاپ در وضعیت خوبی قرار دارد، کیفیت کارها بسیار خوب شده است، ملودی‌ها قوی‌تر شده، شعر‌ها متاسفانه زیاد‌ عمیق نیست و خیلی بر روی کلام وقت نمی‌گذارند برای همین کارها شاید برای ده الی پانزده روز هیت باشند و‌بعد از کار جدیدی به جایش قرار می‌گیرد. اگر کار کلام قوی داشته باشد آنقدر زود از بین نمی‌رود. شاید سخت جواب بگیرد اما راحت هم از بین نخواهد رفت.

 

*آیا خوانندگان تاپ این روزها می‌توانند ماندگار باشند و یا یک تب زودگذر هستند؟

خواننده‌ای می‌آید و مثلا یک کار شیش و هشت را بیرون می‌دهد و می‌گیرد اما ناگهان همه به سمت موسیقی شیش و هشت می‌روند و‌ ول کن این ماجرا هم‌ نیستند! بعد آن خواننده که کارش گرفته، دو ماه بعدش اسپانسر پیدا می‌کند، چهار ماه بعدش اسپانسر آنقدر که تبلیغ این خواننده را می‌کند که خواننده کاملا می‌آید بالا.

خب پروسه‌ی مطرح شدن خواننده در کمتر ۳ یا ۴ ماه بوده و به اندازه‌ی مایی که یک سال و نیم است کار کردیم تا آلبوم‌مان بیرون بیاید و به نوعی بترکد جواب می‌گیرد! ما در آن دوره برروی قطعات آلبوم‌ها و تک‌آهنگ‌های زیادی کار می‌کردیم و بسیار سختی می‌کشیدیم برای آهنگ دادن. ما ممیزی‌های زیادی را می‌گذراندیم و این باعث می‌شد که ریشه‌ی ما قوی‌تر شود. ما آن زمان از دست ارشاد ناراحت می‌شدیم اما حالا از آن‌ها تشکر می‌کنم که این قفل و بند‌ها را گذاشته بودند که ما ریشه‌های‌مان قوی‌تر بشود ولی کسی که خیلی راحت آمده مثل یک نهالی است که قد می‌کشد اما به راحتی با یک حمله‌ی آنی می‌توان آن را از جا درآورد. خوانندگان جدید چون ریشه ندارند می‌شود خیلی راحت فیدشان کرد. دارید می‌بینید که در این چند ساله اخیر چه کسانی بالا آمده‌اند و الان اگر اسم‌شان را بیاوری، مردم با چوب تو را می‌زنند و می‌گویند اه این خواننده چقدر بد است! و من می‌گویم این همان آدمی است که تا پارسال آهنگ‌هایش را مدام گوش می‌دادید و اگر پارسال به شما می‌گفتیم که سال بعد این خواننده از بازار موسیقی کمرنگ‌ خواهد شد، در جواب می‌گفتید شما از روی حسادت این را می‌گویید، در حالی که ما از روی تجربه‌ی کاری‌مان این موضوع را بیان می‌کنیم و نه از روی حسادت.

 

*از بین خوانندگان نسل جدید، شخصی وجود دارد که کارش را بپسندی و دنبال کنی؟

بهنام بانی، هوروش بند، محسن ابراهیم زاده و ‌پازل بند را دنبال می‌کنم.

من کارهای این بچه‌ها را گوش می‌کنم تا ببینم رقابت کردن با آن‌ها به چه شکلی است و وقتی که قرار است با آن‌ها رقابت کنم باید با دیدی تخصصی به موسیقی آن‌ها نگاه کنم تا بتوانیم کارهایی را ارائه دهیم که در رأس بایستیم و دیدم که خیلی سخت نیست و می‌شود کارهای زیادی را انجام داد به شرطی که همان حمایت‌هایی که از بچه‌های جدید می‌شود از ما هم شود، شما خیلی راحت می‌توانید با یک موسیقی خوب، تمام این پنج سال کم کاری را جبران کنید.

 

*خواننده‌ی صاحب سبکی هستی، چقدر سخت که یک آرتیست صاحب سبک خاص خود شود و به نوعی امضا مخصوص به خود را داشته باشد؟

واقعا کار سختی است. شاید به علت شلوغی این روزها شما بگویید که موسیقی زمان حال سخت شده اما اگر نظر من را بخواهید موسیقی سخت نشده اتفاقا به علت گسترده شدن اینترنت، خواننده با ساختن یک کار و دسترسی به امکانات قوی، اگر آن کار خوب باشد تا صبح می‌تواند به یک قطعه هیت تبدیل شود‌. نسل ما این اینترنت را نداشت یعنی ما ۱۳ سال پیش که اولین آلبوم خودمان را پخش کردیم امکانات اینترنتی وحشتناک ضعیف بود و شما الان کمتر از یک دقیقه می‌توانید یک آهنگ را دانلود کنید. بعد در آن دوران ما در خیابان نمی‌توانستیم تبلیغاتی انجام بدهیم و بیلبورد نمی‌توانستیم بزنیم چون در آن زمان این کار انگار اشتباه بود و مجاز نبود اما امروز خوانندگان به راحتی تبلیغات کنسرت‌های‌شان را می‌کنند و به نظرم زمان ما اوضاع بسیار سخت‌تر از زمان حال بود.

 

*گفتی از نزدیکانت ضربه خوردی، تا به حال چند بار زیرپایت توسط همکارانت خالی شده است؟

تا دل‌تان بخواهد (می‌خندد) یعنی آنقدر ما را تخریب کردند، همان کسانی که تا پنج سال پیش دوست داشتند به کنسرت‌های ما بیایند و بنشینند. الان ۵ سال است که من واقعا اعصاب کنسرت گذاشتن را نداشتم و خداراشکر تازه دارد ترکش‌های آن اتفاقات از بین می‌رود. دوستان و همکاران خود من که عاشق این بودند که به کنسرت‌های من بیایند و جلو بنشینند و عشق‌شان این بود که رفیق ما محسوب شوند و ما در کنسرت‌های آن‌ها حضور داشته باشیم، همه‌ی آن‌ها کسانی بودند که وقتی میکروفون برعکس شد! فیلم‌های ما را پخش کردند و به تمسخر گرفتند و به شکل وحشتناکی خوشحال بودند از این قضیه‌ی پیش آمده. این‌ها همان کسانی بودند که رفیق‌های جون جونی من بودند و بیان می‌کردند که کنسرت‌های تو نسبت به دیگران یک چیز دیگری است. ولی متاسفانه زمانی که آن اتفاق افتاد اولین کسانی که به من ضربه شدیدی زدند همین دوستان و همکاران نزدیک من بودند و تا همین الان هم به روی خودشان نیاوردند که یک بار از من حمایت بکنند که اگر علی اصحابی میکروفون را برعکس کرد خیلی افراد دیگری هم بودند که خیلی کارها کردند. اما انگار از این ماجرا و نابودی من خیلی خوشحال بودند. هر انسانی اگر بخواهد نابود شود ما کاری می‌کنیم که آن فرد بیشتر ضربه بخورد و کمکی به بالا آمدن آن فرد نمی‌کنیم و این به دلیل بی‌سوادی ماست. بی‌سوادی کلا راه مردم ما را کج کرده است و اگر سواد، شعور و معرفت خاصی داشتیم، هیچ‌گاه همدیگر را آنقدر تخریب نمی‌کردیم که یک ذهن فرد آنقدر نابود شود که بچه‌اش از بین برود تا حدی که در دل خودمان خجالت بکشیم و کنار برویم بگوییم خب دیگر نابود شد کافی است.

 

*یادم هست که آهنگ‌های تو همیشه در ماشین‌ها با صدای بلند به گوش می‌رسید، اولین باری که موزیک خودت را شنیدی چه احساسی داشتی؟

خیلی احساس خوبی داشتم! من سال ۸۴ بود، از دفتر آمدم بیرون، پشت چراغ قرمز بودم دیدم یک ماشین جلو منه و دارد ترک «اگه عشق منی» را گوش می‌دهد و یک ماشین هم پشت من قرار داشت که ترک «جهنم» را گوش می‌داد! دقیقا چهارراه را که رد کردم یک ماشین از بغل من پیچید که راننده داشت «آخه دل من» را گوش می‌کرد و من در کمتر از یک دقیقه سه تا از آهنگ‌های خودم را در ماشین‌های مختلف شنیدم و این باعث شد که صدمتر بالاتر بایستم و گریه بکنم! و خداراشکر کردم بابت اتفاقات زیبایی که برای من ایجاد کرده است.

 

*غیر از موسیقی، فعالیت بیزینسی دیگری هم داری؟

بله از قدیم در کار ساخت و ساز بودم و هم‌چنان در این حیطه فعالیت دارم.

 

*اگه قرار باشه بهترین خواننده‌ی بعد از انقلاب را انتخاب کنی چه کسی را نام می‌بری؟

شادمهر عقیلی. چون به موسیقی ایران کمک شایان ذکری کرده است. شادمهر ژانر موسیقی ایرانی را از دهه‌ی سی یا چهلی بودن عوض کرد و آورد به دهه‌ی هفتاد و هشتادی و حتی از خودش هم ده سالی جلوتر بود!

 

*چندتا اسم می‌پرسم دوست دارم نظرتو در موردشون بدونم.

محسن یگانه؟

من سر برداشت آهنگ «آخه دل من» کمی ازش ناراحت هستم! حتی در مصاحبه‌ای که داشته این موضوع را بیان کرد که این ترک مال منه! من این ترک را قبل از ایشان خوانده بودم. اصولا وقتی که یک ترکی را خواننده‌ای می‌خواند و بعد از آن خواننده‌ی دیگری آن کار را اجرا می‌کند، از طرف آن خواننده سرقت ادبی می‌شود نه از سمت من! بعد دیدم که گفته بود من این قطعه را از روی او برداشتم که من خنده‌ام گرفت! حتی طرفداران خودش هم متوجه این قضیه شدند و من دیدم واقعا این موضوع ارزشش را ندارد که بخواهیم درموردش بحث بکنیم و یک بار هم در مصاحبه‌ای گفتم که من این موسیقی را کادو کردم و دادم به محسن یگانه! بهش بگویید که دیگر بیخیال ما شود! من فقط سر این موضوع از محسن یگانه ناراحتم وگرنه محسن خواننده‌ی خیلی خوبیه اما ناراحتیم بابت این بود که یکی از آثار ماندگار من را برداشت و خواند و خیلی هم سماجت داشت که این کار مال منه! در صورتی که قطعه در اصل کاور بود و خانم نسیم قصیوند شعرش را گفت، محسن بعد از اینکه کار بیرون آمد بهش دو بیت اضافه کرد و گفت ببینید کاملش مال من بوده!

الیاس شیرزاد؟

تنظیم کننده‌ی بسیار خوبی بود و الان به نظرم حتما باید کارهایش را چنج بکند و تغییر را باید در رزومه‌ی کاریش ایجاد بکند.

محسن چاوشی؟

خواننده‌ی بسیار خوبی است و جزو معدود خوانندگان هم‌دوره‌ی من است که گاه‌گداری آهنگ‌هایش را گوش می‌دهم و کارهای آخرش را بسیار دوست داشتم.

بهنام بانی؟

خواننده‌ی جدیدی که خوب سروصدا کرده و در حال حاضر جزو خوانندگان خوب کشورمان هست. فقط یکی دوتا کار آخرش کمی ضعیف بود مخصوصا تیتراژ ماه عسل و آن قطعات هم خیلی شبیه کارهای قبلی‌اش بود هم از نظر شعر و ملودی و به‌خصوص از نظر تنظیم.

بهنام بانی خواننده‌ی خوبیه فقط اگر حواسش باشد می‌تواند خودش را مانا بکند.

حامد همایون؟

خواننده‌ی خوبیه و توانست که برای خودش سبک جدیدی را ایجاد کند فقط کمی موزیک زیاد پخش می‌کند! به نظرم اگر کمتر کار پخش کنند و تمرکز را روی مسائل دیگر بگذارند بهتر باشد، باید کمی مردم را برای شنیدن کارهای جدیدش تشنه بگذارد و اگر این کار را انجام دهد موفق‌تر خواهد بود.

فرزاد فرزین؟

جزو آن دسته از دوستان قدیمی من است که بعد از آن مشکلاتی که برای من پیش آمده بود نرفت و همچنان دوستی ما پایدار است.

 

*مرسی از علی اصحابی عزیز، صحبت پایانی شما با طرفدارانت؟

امیدوارم جیب مردمم پر از پول باشد و کسی شرمنده‌ی خانواده‌اش نشود.

صحبت پایانی‌ام این است که خواهش می‌کنم اگر اشتباهی از کسی دیدید و آن به ذهن شما بد آمد، با حرف‌های‌تان آن فرد را اذیت نکنید چون ممکن است حتی نوع نفس کشیدن شما برای دیگران مسخره باشد اما آن‌ها این موضوع را به روی شما نیاورند! این نیست که شما درست می‌گویید، فقط خداوند است که درست می‌گوید پس دیگر هیچ فردی را با حرف‌های‌مان آزار ندهیم.

 

علی سفلی خواننده‌ی ۲۶ ساله و جوانی است که مطمئنا صدای او را در تیتراژ سریال «دیوار به دیوار» به یاد دارید، با او گفت‌وگوی کوچکی انجام دادیم که خواندنش خالی از لطف نیست. با ما همراه باشید.

*از کی به صورت حرفه‌ای وارد عرصه‌ی موسیقی شدی؟

من بعد از درگذشت مادرم دوست داشتم آهنگی برای مادرم بخوانم که با تشویق برادرم خلیل از حدود دوسال قبل شروع به خوانندگی زیر نظر آقای سفیدگر کردم.

 

*صدای کدام خواننده الهام بخش تو بود و باعث شد که به خوانندگی علاقه‌مند بشی؟

من فریدون آسرایی و سعید شهروز را خیلی بسیار می‌‌پسندم.

 

*آیا تحصیلات آکادمیک هم داری؟ و اینکه آیا به جز موسیقی منبع درآمد دیگری هم داری؟

در زمینه‌ی موسیقی مدرکی ندارم و فقط دوره و کلاس‌های صدا سازی و سلفژ را در آموزشگاه زنده یاد ناصر چشم آذر گذرانده‌ام و در زمینه‌ی فعالیت‌های تحصیلی بنده شرکت الکترونیک دارم. لیسانس الکترونیک هستم و حدود ۴۰ نفر پرسنل دارم.

 

*چندین تیتراژ اجرا کردی، کمی برای‌مان از این قطعات بگو.

من ۵ تیتراژ اجرا کرده‌ام

دیوار به دیوار: شبکه سه

بلندی‌های زیر پا: تله فیلم شبکه چهار

مثبت دو: برنامه صبحگاهی شبکه دو

برنامه‌ی ترانه‌ی باران: شبکه شما

که سریال دیوار به دیوار در ایام عید نوروز به کارگردانی سامان مقدم از شبکه‌ی سوم سیما پخش می‌شد.

 

*همیشه گفته می‌شه که برای خواندن تیتراژ سریال‌ها و برنامه‌ها نیاز به معرفی و به نوعی داشتن رابطه است، آیا این موضوع را قبول داری یا ردش می‌کنی؟

برای خوانندگی در تیتراژ بله باید ارتباط خوبی داشته باشیم؛ البته فقط ارتباط کافی نیست، صدای مورد نظر کارگردان سریال مهم‌ترین رکن آن می‌باشد.

 

* کار با مهدی سفیدگر چگونه است؟

کار با مهدی برای من یک عبادت بوده چون آقای سفیدگر برای من خیلی زحمت کشیدند و بی‌شک ایشان از بهترین‌های موسیقی هستند؛ فردی مسوولیت‌پذیر و بدون کلک.

 

*چندین عکس با حمید صفت از تو منتشر شده و حمید صفت به تازگی هم از زندان‌ آزاد شده، از اخلاق او برایمان بگو و اینکه آیا باهم رابطه‌ی نزدیکی دارید؟

با حمید صفت در استودیوی دارک بلو (آقای سفیدگر)، آشنا شدم خوشحالم که مشکلش حل شد و دوباره از نزدیک دیدمش. حمید بی‌نهایت آدم با ایمانی هست و مرام پهلوانی دارد. حدود دوسال است که با ایشان دوست هستم.

 

*سعید شهروز آهنگساز یکی از قطعات توست، این همکاری چگونه شکل گرفت؟ و سعید شهروز چرا آنقدر کم‌کار است؟

سعید خیلی فرد متواضع و با شخصیتی هست. ایشان هدفش کمک به جوان‌ها هست. من تا به حال با ایشان ۴ آهنگ کار کردم که خیلی راضی هستم و در مورد کم‌کار بودن سعید یک واقعیتی وجود دارد که ایشان خودشان در کار ملودی فعالیت دارند و البته خبر خوب این است که سعید به زودی با بمب موسیقی وارد می‌شود و انشاالله بسیار سروصدا خواهند کرد.

 

*به موسیقی محلی هم اگر اشتباه نکنم علاقه‌مندی، آیا در آینده کارهایی در این سبک و سیاق از تو خواهیم شنید؟

موسیقی محلی رو دوست دارم ولی به اجرای این کار با لهجه‌ی محلی فکر نکردم.

 

برنامه‌ای برای اجرای کنسرت داری؟

من انشاالله با کمک مهدی مهرآفر و سفیدگر و مهدی ناجی تا اواخر امسال کنسرت را اجرایی می‌کنم تا از نزدیک با هموطنانم روبه‌رو شوم و انجام وظیفه کنم.

 

 

*مهم‌ترین هدفت که این روزها به دنبالش هستی؟

مهم‌ترین هدفم اینه که تاثیرگذار باشم و ماندگار شوم. می‌خوام اول انسان خوبی باشم و بعد خواننده‌ی مردمی. با مردم صادق باشم و به عشق مردم بخوانم.

 

*حرف پایانی؟

حرف پایانی اینکه از همسرم و خلیل قزل سفلی تشکر کنم و یک تشکر هم از دوستان و مشاور من آقایان مهدی ناجی، مهدی مهرآفر، مهدی سفیدگر، پیمان عدالت، ایمان یمینی و طرفداران خودم بکنم که همیشه منو مورد لطف و توجه قرار دادید.