روی طناب، امن‌ترین جای دنیا است!

روی طناب، امن‌ترین جای دنیا است!

بکتاش پهلوان

 

با زوج راپل سواری گفت‌وگو کردیم که معتقدند:

روی طناب، امن‌ترین جای دنیا است!

برای خودم عجیب بود وقتی اسفند ماه گذشته برای اولین بار زوجی را دیدم که راپل سوار مشغول تمیز کردن نمای ساختمان بلندی بودند. قرارمان ساعت ۱۰ صبح است اما از بس اضطراب داریم نیم ساعت قبل از قرار رسیده‌ایم. طناب‌هایی که از ساختمان آویزان است نشان می‌‌دهد که آن‌ها مشغول آماده شدن برای کار هستند. پروژه امروزشان تثبیت سنگ نمای ساختمان است. برای مایی که ترس از ارتفاع داریم همه چیز دلهره‌آور است اما آن‌ها با طمانینه‌ی خاصی کارشان را انجام می‌‌دهد. علیرضا که اضطراب ما را می‌‌بیند می‌‌خندد: «کار ما سختی زیاد دارد اما ترس و استرس برای ما مفهوم ندارد.» مهندس«علیرضا منصوری» و همسرشان مهندس «سارا متینی صدر» یک شرکت مهندسی دارند که کارشان تمیزکاری نمای ساختمان است.

هیجان را دوست دارم

علیرضا ۳۸ سال سن دارد و ۱۶ سال است مربی رشته‌ی ورزشی سنگ نوردی و دره نوردی است و ۹ سال است به صورت صنعتی وارد این شغل شده است. آفتاب از سر صبح داغ است و با کلاه و تجهیزات این گرما بیشتر به چشم می‌‌آید. علیرضا در پاسخ سوال ما که می‌‌پرسیم: «شما دوست دارید سختی بکشید درحالی‌که می‌‌توانید بروید پشت میز بنشیند و از همانجا پول در بیاورید؟» می‌گوید: «نه سختی کشیدن را دوست ندارم بلکه هیجان را دوست دارم، ترجیح می‌دهم زحمت بکشم و پول در بیاوریم، در کل روحیه‌ام با یک جا نشینی جور نیست.» علیرضا در مقطع دبیرستان به واسطه‌ی یکی از دوستانش با سنگ‌نوردی آشنا می‌شود و هیجان این ورزش به نظرش لذت‌بخش می‌آید. از صداقت علیرضا خوش‌مان می‌آید: «به تدریج پیشرفت کردم اما به دنبال قهرمانی نبودم. بهترین مقامی که در این رشته به دست آوردم مقام سوم کشوری بود. لیسانس ریاضی محض از دانشگاه سراسری اصفهان گرفتم، البته بعدها به خاطر کارم معماری هم خواندم. همزمان با اتمام درس به دنبال کارفنی بودم به جاهای مختلف سر زدم. کاری می‌خواستم که پشت میز نباشد و جذابیت داشته باشد اینطوری بود که وارد صنعت کار در ارتفاع شدم.»

شغل ما در بیمه تعریف نشده است!

داغی هوا سبب می‌شود که همکار مهندس منصوری تشنه شود و مهندس آب خنک را از پنجره طبقه سوم به همکارش که روی طناب است برساند. منصوری می‌گوید: «وقتی شخصی توی طناب می‌رود به هیچ وجه قادر نیست برگردد و باید تمام وسایل و تجهیزات را بردارد. صعود روی طناب خیلی سخت است و زمان می‌برد. مثلا برای گرفتن یک دستمال یا یک پیچ دوباره برگشتن به بالا کار دشوار و زمانبری است؛ برای همین دقت می‌شود که همان شروع کار همه‌ی وسایل را بردارد. البته اگر ساختمان مثل این ساختمان باشد که ما از طریق پنجره بتوانیم با هم ارتباط برقرار کنیم می‌توانیم مثلا آب خنک برسانیم وگرنه باید همراه خود بطری آب ببرند.» نکته‌ی جالب و در عین حال تلخی را مهندس منصوری در روز جهانی کارگر مطرح می‌‌کند: «کار ما به نوعی با بقیه مشاغل متفاوت است و سختی خودش را دارد. متاسفانه در سازمان تامین اجتماعی برای ما و سختی شغل ما چیزی تعریف نشده است. اینکه یک کارشناس بیاید و ببیند تا چه حد سختی می‌کشیم وجود ندارد؛ به طور مثال وقتی من خودم را می‌خواستم بیمه کنم از بیمه‌ی مشاغل آزاد استفاده کردم.»

پیدا کردن نیمه‌ی گم شده در کوه

سارا متینی صدر همسر و همکار علیرضا است؛ هرچند این روزها بیشتر روی جنبه‌ی ورزشی این رشته کار می‌کند اما در مواقع لزوم پا به پای شوهر است. سارا شیطنت خاصی دارد؛ انرژی و سر زندگی از چهره‌اش می‌بارد؛ صورتی که پر از اعتماد به نفس است. کوه و طناب سرنوشت این دو را به هم گره زده است. از نحوه‌ی آشنایی‌شان می‌پرسیم. دوتایی می‌خندند: قرار نیست این را کسی بداند. می‌گوییم: بین ما و خواننده‌ها می‌ماند به کسی نمی‌گوییم.! علیرضا می‌گوید: «اردیبهشت سال ۱۳۹۳ با خانمم توی کوه روی طناب آشنا شدیم. رفته بودیم کوه نوردی چشمه لادر اصفهان و عملیات رب جامپینک یعنی از این ور کوه به آن ور کوه سیم بکسل می‌بندند و ما با طناب می‌پریم، آبشار حدود ۲۰-۵۰ متر بود. داخل این آبشار می‌پریدیم. آنجا همدیگر را دیدیم. رشته‌ی ورزشی مشترک از یک طرف و نزدیک بودن دنیاهایمان سبب شد که حس کنیم نیمه‌ی گم شده‌مان را پیدا کرده‌ایم.»

علیرضا فوق العاده است!

سارا مهندس حمل و نقل ترافیک است، روز قشنگ آشنایی‌شان را این‌طور تعریف می‌کند: «من اصالتا همدانی هستم و دانشجوی اصفهان بودم. خانواده‌ی من کوهنورد هستند. جالب اینکه وقتی دانشگاه قبول شدم پدرم گفت: به دانشگاه می‌روی تو را روی کوه پیدا نکنم بنشین سر درس و کتابت! به شش ماه نرسیدکه کوهنوردی را حرفه‌ای شروع کردم. در اصفهان گروه‌های کوهنوردی خیلی زیاد است و در گروه‌های مختلف و علایق و مقاطع سنی مختلف به کوه می‌روند. ما با گروه‌های جداگانه آمده بودیم. آبشاری که علیرضا عملیات را انجام می‌داد یک آبشار فصلی و توریستی است. بچه‌ها به سرپرستی علیرضا کار انجام می‌دادند. آن روز من ابزار نیاورده بودم. بعد از اینکه علیرضا کارش را انجام داد اجازه گرفتم از ابزارشان استفاده کنم. آشنایی ما با پریدن شروع شد. زمان آشنایی‌مان خیلی کوتاه بود و خیلی زود تصمیم به ازدواج گرفتیم. در ازدواج هم خیلی سختگیری نکردیم و با تعداد معدودی مهمان یک مراسم ساده‌ی عروسی را در منزل برگزار کردیم و به سر زندگی‌مان آمدیم. دوست داشتم که ازدواج مانع کوه رفتنم نشود.» سارا نگاهی پر محبت به شوهر می‌‌اندازد و می‌گوید: «علیرضا فوق العاده است.»

هنوز هم به کوه می‌‌رویم

سارا هیجان شغل‌شان را دوست دارد و برایش جذاب است. از سارا می‌پرسیم وقتی روی طناب هستی چه موقع کار چه موقع ورزش پایین را نگاه می‌کنی؟ به خنده می‌گوید: «آره پایین را هم نگاه می‌کنم خصوصا موقع فرود اگر پایین را نگاه نکنی ممکن است روی تخته سنگ فرود بیایی. هرازگاهی پشت سر و پایین را نگاه می‌‌کنم؛ همینطور که آدم روی زمین صاف هم راه می‌‌رود باید جلوی پایش را نگاه کند، خوب ما هم به همه جا اشراف نداریم. به طبع مثل جلوی پا پشت سرمان را نگاه می‌کنیم. من از همان بچگی از ارتفاع نمی‌ترسیدم. بی‌اغراق مردم همدان اغلب کوهنورد هستند. اگر یک پنج شنبه یا جمعه به گنجنامه‌ی همدان بروید می‌بینید که خیلی از مردم در هرسن و با هر پوشش و با هر امکاناتی به کوه می‌روند. وقتی می‌خواستم در اصفهان تست هوازی بدهم گفتند اگر همان اول می‌گفتی که بچه‌ی همدان هستی نیازی به تست هوازی نبود. به علت ارتفاع این شهر از سطح دریا سیستم بدنی‌مان با ارتفاع سازگار است.» سارا و علیرضا با وجود مشغله‌ی زیاد و زندگی زناشویی هنوز هم کوه می‌روند. به گفته‌ی سارا: «حتی اگر شده یک نصف روز به کوه می‌رویم. در خانه ما همیشه ۲ تا کوله‌پشتی آماده است و بعد از هر برنامه‌ی کوه رفتن باز و مرتب می‌شود برای کوه رفتن بعدی.»

مردم مشوق ما هستند

علیرضا از عکس‌العمل مردم وقتی آنها را حین کار می‌بینند می‌گوید: «خب رهگذرانی که ما را با راپل می‌بینند برای‌شان جالب است، گاهی می‌ایستند و ما را تماشا می‌کنند و بعضی اوقات خصوصا خانم‌ها دلسوزی می‌کنند که مادر نخت پاره نشود!» سارا عکس العمل مردم را بسیار مثبت می‌داند: «بیشتر مواقع هم خانم‌ها و هم آقایان وقتی ما را حین کار یا عملیات می‌بینند برایشان جای تعجب دارد اما چه زمانی که می‌پریدیم چه زمانی که کار می‌کنیم خصوصا خانم‌ها من را خیلی تشویق می‌کنند. گویا موفقیت من را موفقیت خودشان و هم جنسان‌شان می‌دانند. واکنش خانم‌ها خیلی خوب است. اغلب تحسین می‌کنند که بله خانم‌ها هم می‌توانند از این کارها انجام دهند. یادم می‌آید موقع پرش وقتی وسایل را جمع می‌کردیم نزد ما می‌آمدند و می‌‌‌فتند: خسته نباشید، عالی بود یا گاهی می‌پرسند شما نمی‌ترسید؟ تا به حال عکس‌العمل بدی را چه موقع کار چه موقع ورزش مشاهده نکرده‌ام.»

طناب مقدس است

مهندس منصوری برای‌مان توضیح می‌دهد: «بعضی به ما می‌گویند شما به یک تسمه‌ی کمر چطور اعتماد می‌کنید؟ باید بگویم این طناب‌ها می‌‌تواند تا ۲۴۰۰ کیلو وزن را تحمل کند. ظاهرا نگاه می‌کنی شاید خیلی ضخیم نباشند اما امن‌ترین جای دنیا روی طناب است. به شرطی که تجهیزات کامل باشد. مثال می‌زنم اگر شما از پله پایین می‌روید به هردلیلی سرتان گیج برود معلوم نیست چه سرنوشتی خواهید داشت اما روی طناب اگر بیهوش هم بشوید همینطور می‌مانید. طناب برای ما مقدس است؛ چون به جان ما بستگی دارد. ایمنی ابزار برای ما خیلی مهم است؛ به طور مثال ابزار ما نباید از فاصله نیم‌متری به زمین بیفتد چون صدمه می‌بیند. صدمه‌هایی که با چشم غیر مسلح دیده نمی‌شود و شکنندگی ظاهری نیست و فقط با اشعه ایکس دیده می‌شود. ما در صنعت یکسری ابزارها را به جای آلومینیوم که آسیب‌پذیرتر است آهنی کردیم و به طور ابداعی برای طناب کاورهای مخصوص طراحی کردیم که جلوی سایش را بگیرد. ما از تجهیزات‌مان بسیار مراقبت می‌کنیم؛ چون به جان‌مان بستگی دارد. من حین کار حتی به صاحب ملک اجازه نمی‌دهم به بالا بیاید شاید باور نکنید لگد کردن ساده‌ی یک طناب ممکن است باعث شود که سنگ ریزه‌ای وارد پوشش طناب شود و در دراز مدت تارها را از بین ببرد.»

هیجانات فرزندان‌تان را هدایت کنید

نه علیرضا نه سارا یک جا قرار ندارند. علیرضا حواسش به کوچک‌ترین صدا و هرحرکت همکارانش هست. نگاه‌های محبت‌آمیزی که با وجود خستگی بینشان رد و بدل می‌شود نشان از عشق و علاقه این دو زوج دارد. حین گفت‌وگو هرجا لازم است از همدیگر اجازه می‌گیرند و صحبت‌های همدیگر را کامل می‌کنند. می‌پرسم با این شدت هیجان که شما دارید رانندگی‌تان چطور است؟ علیرضا به خنده می‌‌گوید: «من تند رانندگی می‌کنم اما خانمم نه.» سارا صحبت‌های شوهرش را تکمیل می‌کند: «هدایت هیجان خیلی مهم است. اغلب کسانی که به سمت مواد مخدر کشش پیدا می‌کنند کسانی هستند که هیجان را دوست دارند. اگر این هیجانات را خانواده‌ها به سمت‌وسوی درست هدایت کنند جلوی خیلی از آسیب‌های اجتماعی گرفته می‌شود. ما هیجانمان در این کار و ورزش تخلیه می‌شود و در زندگی شخصی اهل مجادله نیستیم.» از این زوج می‌پرسم ‌اجازه می‌‌دهید فرزندتان هم این کار را انجام دهد؟ هردو باهم می‌گوید: «حتما… شک نکنید.»

 

باکس‌های جدا

شغلی که با مرتفع شدن ساختمان‌ها رونق گرفته است

علیرضا پروژه‌ی امروزشان را توضیح می‌‌دهد: «شست‌وشوی شیشه‌ها و نمای ساختمان‌ها یکی از کارهای ما و تثبیت سنگ‌های ساختمانی یکی دیگر از کارهاست. سنگ‌نمای ساختمان‌ها بعد از مدتی به هر دلیلی لق می‌‌شود و خود به خود ممکن است کنده شود و خدای نکرده برسر رهگذران یا خودرو‌های عبوری بیفتد که گاهی ضرر‌های جبران‌ناپذیری دارد. ما سنگ‌ها را با پیچ و رول پلاک محکم می‌‌کنیم. البته تثبیت سنگ با استپ، اسکپ پیچ و رول پلاک و چسب‌های ضد زلزله هم هست. شست‌وشوی نمای ساختمان‌ها و شیشه‌ها که چند مرحله دارد. شست‌وشو با آّب تحت فشار- تا ۴۰۰ فشار- و حلال‌های شیشه شور صنعتی. شست‌وشوی شیشه با فشار آب زیاد انجام می‌‌شود و فشار آب اغلب اوقات ما را به عقب هول می‌‌دهد. یک بار با دوستان در ارتفاع ۸۰ متری در یک ساختمان ۲۰ طبقه مشغول شست‌وشوی شیشه بودیم که یک لحظه حواس دوستم پرت شد و فشار آب دوستمان را ۵-۶ متر به پرت کرد. ایشان دور خودش مثل فرفره می‌‌چرخید و آب می‌‌پاشید و صحنه جالبی بود.»

دوره‌ی ایراتا بگذرانید!

«راپل راپ اکس» در ایران صنعت نویی است که تقریبا ۲۵ سال از ورودش به کشور ما می‌‌گذرد هرچند به گستردگی امروز نبوده است. مهندس منصوری می‌‌گوید: «هنوز هم اطلاعات مردم از این رشته کم است و مردم با شغل ما آشنایی زیادی ندارند. گاهی به ما می‌‌گویند: شما بندباز هستید. خب این لفظ بدی است! این رشته در خارج از کشور نیاز به تحصیلات اکادمیک دارد که خودش چندین شاخه دارد. شاخه‌ی ما کار با طناب و امداد و نجات است.» حالا اگرکسی که بخواهد وارد این شغل شود چه کار باید بکند؟ علیرضا پاسخ می‌‌دهد:« ابتدا باید در فدراسیون کوه نوردی دوره‌ی «ایراتا» یا کار با طناب را بگذراند. در آنجا به شما یاد می‌‌دهند که چطور به صورت حرفه‌ای این ورزش را انجام بدهید یا برای بازار کار این حرفه را یاد بگیرید. باز تکرار می‌‌کنم در خارج از کشور این کار کاملا به صورت آکادمیک انجام می‌‌شود و در ایران باید این دوره در فدراسیون گذرانده شود.» اما مزیت کار با طناب چیست: در ساختمان‌های بالای ۱۰ طبقه‌ی هزینه داربست زیاد می‌‌شود و بهترین گزینه‌ استفاده از طناب است. همه‌ی کارگاه‌ها یک سرپرست دارد که ایمنی و تجهیزات را سرپرست تامین می‌‌کند و همه‌ی فاکتورهای ایمنی رعایت می‌‌شود.