آرایش غلیظ

آرایش غلیظ

ستاره جاوید

حرف‌ و حدیث‌های زیادی از گوشه و کنار می‌شنویم که بانوان ایرانی در آرایش و مصرف مواد آرایشی رکورد زده‌اند یا اینکه میزان تمایل بانوان ایرانی و بانوان عرب در استفاده از لوازم آرایش قابل قیاس با اروپا یا حتی کشورهای خاور دور نیست و برخی مسائل دیگر. اما به راستی آیا این تمایل فقط در ذات زن ایرانی نهفته است؟ یا فی‌نفسه یک امر فطری است و در نهاد تمام زنان جهان از حوا تا الیزابت وجود دارد؟ اگر در نهاد تمام زنان هست ریشه‌ی این تمایل کجاست؟ اگر افراط در آرایش مختص زنان ایران و زنان جهان عرب است، این زیاده‎‌روی و افراط از کجا نشات گرفته است؟ به میان مردم رفتیم و پاسخ را از آنان جویا شدیم:

«حمید»، استاد دانشگاه هنر می‌گوید: من فکر می‌کنم آرایش کردن خانم‌ها مخصوصا خانم‌های ایرانی یک حس آرامش را در آنها القا می‌کند، البته خیلی‌ها آرایش کردن را نوعی خودنمایی خانم‌ها تلقی می‌کنند اما به اعتقاد من انسان همیشه به دنبال کامل‌تر شدن و زیبایی‌ست و در خانم‌ها این حس خیلی قوی‌تر است. در فرهنگ شرق، چین، هند، پاکستان، ایران و به خصوص کشورهای عربی، فرهنگ آرایش کهن‌تر و تمایل به آرایش کردن در بانوان، عمیق‌تر و پررنگ‌تر از کشورهای غربی بوده است.

«بهنام»، مهندس الکترونیک می‌گوید: دقیقا نمی‌دانم. من به شخصه اصلا از آرایش زیاد خوشم نمی‌آید اما فکر می‌کنم شاید حجاب که به خاطر آن باید خود را بپوشانند و زیبایی‌هایشان را بر کسی نمایان نکنند یکی از عوامل این تمایل افراطی باشد. در حالی که نمایان کردن زیبایی، در فطرت زنان است ولی به ناچار با وجود پوشش و حجاب، مجبور شدند تمرکز خود را با آرایش زیاد روی صورت ببرند.

«الهه»، معلم خصوصی می‌گوید: به نظر من تلاش برای جلب توجه و جبران کمبودهای عاطفی سبب می‌شود که زنان در هنر آرایش افراط کنند و دست به آرایش‌های زننده بزنند. من فکر می‌کنم زنان با آرایش غلیظ زیبا نمی‌شوند بلکه فقط متمایز می‌شوند.

«دکتر عبدی»، دیپلمات بازنشسته معتقد است: به خاطر اینکه فرهنگ اصلی خود را از دست داده‌اند و می‌خواهند خلا فرهنگی خود را با ظاهرسازی جبران کنند، به این خلا، نوعی سردرگمی و خودباختگی را هم می‌توان اضافه کرد. به نظرم بانوان ایرانی، حتی آداب صحیح آرایش را نمی‌دانند و نمی‌دانند برای هر موقعیت چه آرایشی را برگزینند.

«نگار» وکیل دادگستری هم معتقد است: عدم خودشناسی و نداشتن خودباوری به خصوص در مشاغلی که زنان باید در یک جامعه مردانه کار کنند و هدف‌هایشان را پیش ببرند، ناچارند که دست به آرایش‌های افراطی بزنند و با جلب توجه، اقدامات عملی را پیش ببرند. ضمن اینکه من عمیقا باور دارم که داشتن مفاهیم اشتباه درباره‌ی هنر آرایش، خود بر ناآگاهی از این علم دامن زده و زنان ما اصول صحیح هنر آرایش و به خدمت گرفتن این اصول را برای زیباتر شدن نمی‌دانند. فقط یک تصور خیلی کلی از هنر آرایش دارند و برای پر کردن خلاها دست به انتخاب این اصول کلی که اساسا تحریف هم شده، می‌زنند.

«سهراب»، جامعه‌شناس معتقد است: اولا به نظرم نمی‌دانند چه کار می‌کنند و حاصل اینکه می‌بینید برخی از خانم‌ها بسیار زننده و نابه‌جا آرایش می‌کنند. دوما تمایل به دیده شدن و مورد توجه واقع شدن است که این حس را در بانوان تشدید می‌کند و جالب اینکه بیشتر هم در محیط‌های عمومی آرایش می‌کنند. سوما می‌خواهند زیبا و خوشگل باشند. در صورتی که کسی با آرایش کردن، زیبا نمی‌شود! بلکه شکلش متغیر می‌شود. یعنی چهره با آرایش تغییر می‌کند زیباتر نمی‌شود، چهارم اینکه نمی‌دانند که سادگی، نهایت و غایت زیبایی‌ست. دختران جوان به اشتباه آرایش‌های غلیظ با رنگ‌های تند را انتخاب می‌کنند در حالی که جوانی یعنی شادی، طراوت، تازه بودن و زیبا بودن. هیچ زنی در جوانی به هیچ دلیلی نیاز به آرایش کردن با هدف زیبا شدن ندارد چرا که جوانی یعنی عمق زیبایی.

«علی»، تهیه‌کننده‌ی سینما و تلویزیون می‌گوید: فکر می‌کنم این موضوع ریشه‌های آیینی دارد و انگیزه‌های آن در استارتاپ‌های جنسی و اروتیک برای جذب جنس مخالف قرار نمی‌گیرد. بانوان به مساله آرایش و میکاپ، به مثابه‌ی یک امر زیبا اهمیت می‌دهند و می‌خواهند خود را با آرایش ظاهری زیبا کنند و در پیشبرد این مساله، جنبه‌های سلامت را در نظر نمی‌گیرند. در اصل این تابلوی طبیعی که با پالت رنگ‌ها روی صورت خودشان به وجود می‌آورند به دلیل این است که این کار فی‌نفسه یک امر زیباست. مثل سخنور خوب یا بدن قوی که در بعضی فرهنگ‌ها و آیین‌ها مهم است و ارزش محسوب می‌شود در فرهنگ و مسایل آیینی منطقه خاورمیانه به ویژه ایران هم، زیبابودن زن، یک ارزش است و در ادبیات ما هم به «چهره‌ی زیبا» اشارات فراوانی شده و از قدیم وجود داشته است. اگر از نظر جغرافیایی هم، کمی به چپ و راست برویم می‌بینیم که این موضوع وجود دارد و مربوط به کشور ما نیست. البته این را هم بگویم که به نظر من به مقوله‌ی حجابی که در کشور ما هست، ربط  ندارد. شاید وجود این عوامل، گرایش بانوان را تشدید کند و تاثیر این عوامل را انکار نمی‌کنم اما عوامل اصلی نیستند‌ بلکه تنها پیش‌برنده هستند. موضوع صورت زیبا و تمایل به زیبایی از قبل‌ترها در فرهنگ ما بوده است.

«مریم»، فروشنده‌ی بوتیک زنانه با هفت قلم آرایش روی صورت، لبخندش را به صورتم می‌پاشد و می‌گوید: چون سرگرمی دیگری نداریم. به خصوص در شغلی که من هستم، آرایش سنگین جزو قوانین و اصول کار ما است. اگر یک روز بدون آرایش به سر کار برویم، صاحب کار معترض می‌شود و می‌گوید چرا به خودتان نرسیدید. در واقع آرایش کردن ما زنان، به نوعی به مرتب بودن، پاکیزگی یا رسیدگی به خود تلقی می‌شود. ضمن اینکه کارفرمای من معتقد است آرایش کردن ما در جلب مشتری موثر است و فروش او را بالا می‌برد.

«سارا»، همکار او و فروشنده‌ی دیگر بوتیک با لب‌های سرخ و گونه‌های نارنجی اضافه می‌کند: البته من معتقدم که این کار، استفاده ابزاری از ما زنان است اما چاره چیست؟ اگر نخواهیم طبق اصول بوتیک رفتار کنیم باید بیکار شویم و شغل‌مان را از دست بدهیم. من خودم به شخصه آرایش کردن را دوست دارم اما دوست ندارم به یک قانون کاری تبدیل شود چون شاید یک روز حوصله یا وقت نداشته باشم که یک ساعت در مقابل آینه بایستم و خودآرایی کنم اما به دلیل مسایل و اصول شغلی، ناچاریم که ساعت‌ها صرف آرایش و خودآرایی کنیم که بتوانیم شغل‌مان را نگه داریم و درآمد کسب کنیم. به هر حال هر کاری یک مزیت‌ها و یک معایبی دارد. ما هم پذیرفتیم که یکی از اصول شغل فروشندگی در بوتیک زنانه، داشتن آرایش زیاد، خوش‎پوشی و لبخند است حتی اگر لبخندمان تصنعی باشد و آرایش غلیظ روی صورت بماسد.