جایگاه جدید عراق در استراتژی امریکا

جایگاه جدید عراق در استراتژی امریکا

۹۷/۱۲/۲۰-پس از فرو نشستن بحران ناشی از تحرکات «خلق عرب» در خرمشهر و شکست حکومت بعثی در استفاده از حضور سیاسی – نظامی  گروه‌های وابسته، دوران دیگری آغاز گردید که دوران آمادگی عراق برای ورود به یک جنگ تمام عیار نظامی بود تا اهدافی را محقق سازد که تا آن روز موفق به تحقق آن نشده بود.

«صدام حسین» که پس از «حسن البکر» قدرت مطلقه‌ی عراق گردید، در سیاست خارجی با چرخشی آشکار به راست، عراق را به محور اتحاد ارتجاع منطقه و از ابزارهای عمده‌ی پیش برنده سیاست‌های امریکا بدل کرد. هر چند این به معنای آن نیست که عراق ماهیتا هم‌سنخ کشورهای شیخ‌نشین خلیج فارس شده یا از نظر نوع حکومت به شکل غربی تغییر یافته است، اما سیاست جدید  عراق در قبال انقلاب اسلامی را می‌توان بخشی از یک مجموعه‌ی ارتجاعی و امریکایی علیه انقلاب اسلامی در نظر گرفت، به بیان دیگر، صدام برای عراق جایگاه جدیدی را در استراتژی امریکا تعیین کرد.

بنابراین، بررسی سیاست‌های عراق در قبال ایران، با توجه به سیاست‌های امریکا در قبال انقلاب اسلامی و در آن چارچوب میسر است، اما از آن‌جا که کتاب حاضر به بررسی مقوله‌ی «جنگ در خرمشهر» اختصاص دارد، این بررسی لزوما فشرده و اجمالی و در حد طرح مسئله صورت می‌گیرد.

بر کناری البکر و به قدرت مطلقه رسیدن صدام

در تاریخ ۲۵/۴/۱۳۵۸ خبرگزاری فرانسه گزارش داد:

دیشب ژنرال «حسن البکر» رئیس جمهور عراق، طی یک نطق تلویزیونی در بغداد اعلام کرد که به دلیل ضعف مزاجی، تصمیم گرفته است از مقام ریاست جمهوری، دبیر کلی حزب بعث و ریاست شورای انقلاب عراق کناره‌گیری کند. البکر همچنین اعلام کرد: صدام حسین» معاون کنونی شورای انقلاب عراق، به سمت‌هایی که قبلا در اختیار او بوده، تعیین می‌شود.

خبرگزاری فرانسه افزود:

در بغداد گفته می‌شود که صدام حسین در یازدهم ژوئیه (بیستم تیرماه) به دبیر کلی حزب بعث انتخاب شد و روز بعد توسط اعضای شورای فرماندهی انقلاب به ریاست این شورا و نیز مقام ریاست جمهوری انتخاب شده است.

هر چند دلیل برکناری البکر از همه‌ی مسئولیت‌ها، بیماری و اوضاع جسمی وی اعلام شد، اما اوضاع به وضوح از یک انتقال قدرت داخلی و تغییر و تحولاتی مهم در رهبری عراق حکایت داشت و دلیل اعلام شده برای انتقال قدرت، کافی به نظر نمی‌رسید. یونایتدپرس از بغداد چنین گزارش کرد:

«احمد حسن البکر» رئیس جمهوری عراق، دیشب در یک نطق تلویزیونی – که تعجب فراوانی برانگیخت – اعلام کرد که به علت ضعف مزاج از مقام خود کناره می‌گیرد و قدرت را به دست مرد نیرومند عراق، صدام حسین می‌دهد.

صدام نیز در اولین سخنرانی با آن که به تعریف و تمجید از البکر پرداخت، وجود اختلاف را گوشزد کرد. یونایتدپرس از بغداد:

صدام حسین در نخستین سخنرانی پس از مقام ریاست جمهوری گفت که «وظیفه‌ی ما استقرار عدالت و مبارزه علیه بی‌عدالتی است. البکر افتخار عظیمی به انقلاب ما افزود، نمونه‌ی شگفت‌آوری از شخصیت به ما ارزونی داشت که هرگز فراموش شدنی نیست.»

صدام اعتراف کرد که در گذشته با البکر و دیگر رهبران حزب سوسیالیست بعث عراق اختلاف نظرهایی داشته است، اما این اختلاف‌نظرها عراق را تضعیف نکرده است.

یک ماه پیش از برکناری حسن البکر، بغداد میزبان عده‌ای از سران کشورها بود و مذاکراتی در سطوح عالی حکومتی انجام گرفت و در مجموع به نظر می‌رسید که دو جریان متفاوت سیاسی در کنار هم فعال هستند و حکومت عراق در کشاکش انتخاب یک سیاست خارجی جدید است. در این مدت، بغداد از سویی شاهد مذاکرات حافظ اسد و البکر در اواخر خرداد ۱۳۵۸ برای زمینه‌سازی وحدت دو کشور عراق و سوریه بود و از سوی دیگر، میزبان و برگزار کننده‌ی ملاقات‌ها و مذاکرات افرادی چون ریچارد مورفی و هارولد براون از امریکا، وزیر خارجه‌ی انگلیس، نخست‌وزیر فرانسه با سران حکومت عراق چون سعدون حمادی وزیر خارجه و «صدام» معاون رئیس جمهوری بود.

چند روز بعد «صدام حسین» معاون رئیس جمهوری عراق، طی سخنانی در اجلاس مشترک سندیکای پزشکان عراق و سوریه، ظاهرا از برقراری رابطه‌ی تازه بین دو کشور حمایت کرد، اما با انگشت گذاشتن بر اختلافات گذشته و جنگ تبلیغاتی دو طرف علیه یکدیگر، تلویحا وجود و بقای اختلافات دیرینه را یادآور شد و به خصوص تاکید کرد که این وحدت بایستی متضمن رویارویی مشترک سوریه و عراق با انقلاب اسلامی باشد. بخشی از سخنان صدام در این اجلاس چنین است:

این اما و اگرها، در واقع نشانه‌ی مخالفت صدام با موضوعی است که خارج از تمایل وی بود. گرچه صرف برخورد مثبت سوریه را با انقلاب اسلامی که در چارچوب سیاست شوروی قرار داشت، نمی‌توان مانع اصلی تحقق وحدت دو کشور تلقی کرد، اما این موضوع حتمی است که حفظ روابط دوستانه‌ی دو کشور ایران و سوریه از مسائل عمده‌ی مورد نظر حافظ اسد در خلال مذاکرات بغداد بوده است و لاجرم برای فراهم شدن زمینه‌های وحدت یا نزدیکی سوریه و عراق، بایستی دشمنی‌های حکومت عراق با انقلاب اسلامی به نحوی حل می‌شد. این مسئله در آستانه‌ی مذاکرات اسد و البکر، در مطبوعات عربی به نوعی منعکس گردید، از جمله یونایتدپرس از بیروت چنین گزارش شد.

با وجود «محرمانه» بودن گفت‌وگوها، خبرگزاری‌ها این موضوع را که در مذاکرات البکر – اسد روابط تیره‌ی ایران و عراق مورد بررسی قرار گرفت، گزارش کردند.

این اخبار به تدریج وضوع بیشتری می‌یافت. برای مثال در ۲۰/۴/۱۳۵۸ (هم‌زمان با انتخاب صدام به جای حسن‌البکر) اخبار حاکی از آن بود که «ریموندبار» نخست‌وزیر فرانسه، سه روز قبل در بغداد با سران عراق از جمله صدام مذاکرات مهمی درباره‌ی مسائل خاورمیانه‌ی عربی، جنوب لبنان، اسرائیل و مسائل نفتی داشته است. اما خبرگزاری فرانسه از قول یک منبع مطلع فرانسوی تا حدی به مسائل اصلی مذاکره اشاره دارد. به گفته‌ی این منبع، مذاکره شامل ابراز تمایل نخست‌وزیر فرانسه به همکاری نظامی و نیز علاقه‌مندی عراق به این همکاری است تا بتواند پایه‌های امنیتی خود را استحکام بخشد و منابع خرید تجهیزات مورد نیاز دفاع ملی خود را متنوع سازد.

به زودی معلوم شد که یک انتخاب مهم و تعیین کننده در سیاست کلی و رهبری عراق در کار بوده است، انتخابی که جهت آن با برکناری البکر و یکپارچه شدن قدرت در دست صدام، مشخص گردید.

این تغییرات، چشم‌انداز هر گونه مصالحه در روابط ایران و عراق را تیره‌تر کرد. از این پس صدام به عنوان عامل اجرای سیاست‌های غرب در جهت تضعیف و نابودی انقلاب اسلامی و نجات ارتجاع منطقه از موج جدید و نیرومند اسلام انقلابی برگزیده شد و حکومت عراق در همه‌ی درگیری‌های انقلاب اسلامی با امریکا، به عنوان یکی از عوامل امریکا در صحنه حاضر می‌گردید.

محاصره‌ی اقتصادی و قطع رابطه‌ی امریکا با ایران

در اوائل سال ۱۳۵۹ مقارن با اعلام قطع رابطه‌ی آمریکا با ایران که به محاصره‌ی اقتصادی جمهوری اسلامی انجامید، درگیری‌های عراق با ایران وارد مرحله‌ی جدیدی شد و صدام عملا به ایجاد وضعیت جنگی دست زد. در ۱۸/۱/۱۳۵۹ اعلام کرد که ایران باید از سه جزیره‌ی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شود و در حالی که نیروهای خود را در مرزها به شدت تقویت کرده بود، به تحرکات شدید نظامی اقدام کرد. عراق در روزهای ۱۸ تا ۲۲ فروردین ۱۳۵۹ در مناطق مختلف مرزی به اجرای آتش خمپاره و توپخانه پرداخت و با هلی‌کوپتر و هواپیما به حملات نسبتا سنگین دست زد و درگیری‌های متعددی ایجاد کرد. وخامت اوضاع به حدی بود که برخی نشریات غربی، مناقشات دو کشور را در آستانه‌ی شروع یک جنگ کامل خواندند. خبرگزاری رویتر وضعیت را چنین گزارش کرد:

اوضاع نظامی در چند روز گذشته، وخیم‌ترین برخوردهای دو کشور پس از جنگ‌های ۱۹۷۴ است.

حالت جنگی اعلام شده از طرف عراق، نوعی فشار سیاسی و نظامی بر انقلاب اسلامی در جهت خواست امریکا بود. در آن مقطع، امریکا هر چند خود نیز به اظهاراتی تهدیدآمیز می‌پرداخت، اما هنوز به حل و فصل مطلوب مسئله‌ی گروگان‌ها امید داشت. امریکا از سویی به تحولات داخلی ایران (مسئله‌ی بنی‌صدر و لیبرال‌ها) امیدوار بود و از سوی دیگر، طرح‌هایی چون حمله به طبس، کودتای نوژه و… را در نظر داشت.