گفتگوی نوروزی با فاطمه گودرزی

گفتگوی نوروزی با فاطمه گودرزی

فاطمه شعبانی

۹۸/۰۱۴/۱۸-اخیرا شبها ازآنتن شبکه  ۳    صدا و سیما مهمان سریالی هستیم که جذابیت فیلمنامه اش با هنر هنرمندانی که در این سریال ایفای نقش کرده اند خانواده ها را هر کجا که باشند پای تلویزیون می کشاند تا آنها را با خود به سفری حماسی و تاریخی و البته نوستالزی برگرفته از دوران جنگ ببرد.اما هنرذمند توانای این سریال یکی از جاذبه های قوی در فیلم است که با هنرش همچنان محبوب تمام مردم ایران است فاطمه گودرزی را همه دوستداران هنر خوب می شناسند او متولد ۱۹ تیر ۱۳۴۲ در تهران و اصالتاً بروجردی استکه پس از گذراندن دوره های تئاترکارش را آغاز کرد.او نخستین بار در سال ۱۳۶۷ با سریال گالش های مادر بزرگ همکاری اش را با تلویزیون شروع کرد اما حضورش در سینما از سال ۶۹ با فیلم سینمایی به خاطر همه چیز بود.

 این بانوی محبوب ایران همسر عبدالرضا گنجی، کارگردان سینما است.فرزندانش ،آوا وپویان ثمره این ازدواج هنرمندانه هستندپویان گنجی نیز بازیگر است و در چند کار تجربه بازیگری دارد. گودرزی تاکنون موفق به دریافت یک سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن بخاطر بازی در فیلم غزال (غزال) و دو نامزدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول (۱۳۷۷) و نقش مکمل زن (۱۳۷۰) در جشنواره فیلم فجر شده است. در وادی سینما فیلمهای: می خواهم زنده بمانم، همسر دلخواه من، ازدواج صورتی، ازدواج به سبک ایرانی، غزال، جنگ نفتکش‌ها، تلفن… واز مجموعه‌های تلویزیونی به ترانه مادری، دردسر والدین، آپارتمان، رعنا،  گرگ و میش و  می‌توان اشاره کرد.گفتگوی نوروزی مجله ۷ روز زندگی را با این هنرمند خوب و مردمی بخوانید.

به روزهای پایانی سال ۱۳۹۷ نزدیک می شویم سالی که گذشت برای شما چطور بود؟

سال خیلی خوبی بود چون من سر فیلمبرداری سریال گرگ و میش بودم و از لحاظ کاری بسیار راضی بودم و سریال را خیلی دوست دارم . فکر می کنم سال پر کاری داشتم و  خدا را شکر سال لذت بخشی برای من هم از لحاظ مسائل روحی و هم مسائل کاری بود.

یعنی دلتان برای سالی ۱۳۹۷ تنگ می شود؟

 هرسال جای خودش را دارد ما درآستانه سال جدید هستیم و ان شاءالله سال آینده سال بهتری برای معیشیت و آرامش مردم عزیزمان باشدشاید امسال شرایط برای من کمی راحت بود اما می دانم برای اکثریت مردم شرایط خوبی  از لحاظ مشکلات مالی ، اقتصادی ومعیشتی نبود و سخت گذشت. امیدوارم با یاری خدا با تمام شدن این سال مشکلات مردم هم به نوعی حل شود تا همه ما در کنار هم زندگی آسوده ای داشته باشیم.

 شما جز بازیگران بی حاشیه و محبوب مردم هستید؟ چطور خودتان را از حاشیه دورنگه می دارید؟

مردم نسبت به من لطف دارنداما دلیل محبوبیت را باید از آنها پرسید ! اینکه بی حاشیه هستم چون چیزهایی که در زندگی خیلی ها اهمیت دارد برای من اهمیت ندارد برای من مفهوم و اصل زندگی اهمیت دارد مسائل حاشیه ای که خصوصا در حرفه ما خیلی زیاد است به نظرم یک ذره جنبه طنز دارد از این زاویه  بهش نگاه می کنم.

دقیقا گاهی یک هنر پیشه جوان در یک سریال بازی می کند و به چشم میاد اما نمی تواند مرزها را نگه دارد- بالاخره ما در کشور خط قرمزهایی داریم- برای خودش حاشیه درست می کند و نمی تواند محبوبیتش را حفظ کند؟

اگر منظورتان به جوانان است خوب اینها جوان هستند و موضوع یک مقدار متفاوت هست اگرچه ما هم جوان بودیم اما شرایط الان با زمانیکه ما وارد این حرفه شدیم فرق کرده. الان جوانها کمی راحت ترند و خودشان را خیلی در قید و بند قرار نمی دهند؛ نمی گویم کارشان بد است و کار ما درست بود اما کارشان را هم تایید نمی کنم شاید به دلیل اینکه وارد شغلی شده اند که در جامعه و بین مردم محبوبیت دارند باید بعضی مسایل را رعایت کنند. متاسفانه گاهی بعضی از دوستان نسبت به رعایت هنجارها بی اهمیت هستند و همین باعث میشود که نتوانند خیلی بدر این حرفه دوام بیاورند. همه اینها به شخصیت آدمها برمی گردد شاید این طیف حال و هوای زندگی برایشان بیشتر اهمیت داشته باشدتا شغلشان. شغل می تواند بخشی از زندگی باشد اما همه اش نیست و این انتخاب است. یکی ترجیح می دهد آنطور که دلش می خواهد زندگی کند تا اینکه جوری زندگی کند که بتواند کار کند. برای ماندن  در این صنعت مهم این است که شخص از توانایی خاصی برخوردار باشد تا بتوانند در این زمینه فعالیت کند.

 در سریال گرگ میش نقش مادرشوهر را بازی می کنید- آدم دوست دارد از این مادرشوهرها داشته باشد- با توجه به اینکه که به تازگی پسرتان ازدواج کرده است و مادرشوهر شده اید نظرتان نسبت به این وجه نقشتان چی است؟

نه من در واقعیت مادرشوهر نشده ام!!  این شایعه است به نظرم حواشی است که اصلا دوست ندارم در موردش صحبت کنم هرکس زندگی خصوصی خودش را دارد.!! الان اکثر مادرشوهر و مادرزن ها ارتباطشان با عروس و داماد خوب است و مثل سابق نیست و عروس یا داماد مثل فرزند خود آدم و جز می شوندکه خوشبختانه اغلب هم همینطور هست .درصد خیلی کمیاز مادرشوهر یا مادر زن ها آن نگاه قدیم را دارند آن هم باز به فرهنگ آدمها برمی گردد وقتی نگاه انسان دوستانه باشد ( نه اینکه من باشم اما سعی می کنم باشم) هیچ مشکلی پیش نمی آید.

در این سریال شما  هم مادر خوب هستید هم مادرشوهرخوب..

 این را به خودم تعمیم ندهید نقش اینجور بوده است و من بازی کردم.

به نظر می رسد شخصیت دکتر وحدت  به خودشما نزدیک است در بعضی صحنه ها بیننده احساس می کند این خانم دکتر ، خود خانم گودرزی است؟

به نظرم نقش دکتر وحدت خیلی زیبا و قابل توجه است و لحظات درام خیلی خوبی دارد من از بازی کردنش خیلی لذت بردم. نمی دانم واقعا چقدر به من نزدیک است اما هرکدام ازبخش هایی از کارکتری که بازی می کنیم در وجودمان هست .اینها آدمهای ملموس اطراف ما هستند طبیعی هم هست که شباهتهایی با ما داشته باشند. هربازیگر هرنقشی راکه بازی می کند خودش هم در آن نقش وجود دارد نمی شود خودمان را دور بریزیم و یک چیز کاملا متفاوت به وجود بیاوریم مگر اینکه تیپ سازی کنیم درتیپ سازی شما می توانی کاملا از خودت دور  و به یک چیز دیگر شبیه شوی .

گاهی رفتار خانم دکتر وحدت اغراق آمیز و غیرقابل باور است مثلا آنجایی که سبزی ریز می کند، سیب زمینی پوست می کند یا دکمه می دوزد انگار یک خانم خانه دار است که کارهای خانه را به خوبی انجام می دهد؟

اتفاقا یک نفر در اینستا برای من کامنت گذاشته بود که چطور یک خانم دکتر این کارها را انجام می دهد؟ جواب دادم من هم یک هنرمندم اما خیلی با مردم نزدیک و در ارتباطم و از آنها دورنیستم. هرموقع مشکلی پیش بیاد ورزش یا آشپزی می کنم، عاشق آشپزی هستم سرم را با آشپزی گرم می کنم به شیوه های مختلف خودم را مشغول می کنم. دلیل نمی شود یک خانم دکتر فقط کارهای شیک بکند، او همه کار خانه می کند. دکتر وحدت زنی بوده که سالها قبل شوهرش را از دست داده و روی پای خودش ایستاده برای بچه ها هم مادر و هم پدر بوده و توانسته بچه ها را به درجه علمی برساند البته یکی شان از دستش در رفته است! اغلب اوقات بچه آخری ها از دست آدم در می روند و یوسف کمی ناسازگار است.

  در این سریال به نوعی تصویر کلیشه  ای زن شاغل و تحصیل کرده شکسته شده است تصویر کلیشه ای از یک زن شاغل که  دست به سیاه و سفید نمی زند و کار کردن در خانه را درشان خودش نمی داند!.

دقیقا، خانم دکتر وحدت با خانواده اش هنوز در خانه قدیمی پدرش زندگی می کنند و این چیزها برای دکتر وحدت اهمیت ندارد برایش مهم نوستالژی است که از این خانه ها دارد و این برایش اهمیت دارد. شاید دستشان هم به دهانشان می رسد و می تواننددر یک خانه شیک و امروزی زندگی کنند اما این کار را نمی کند.این خانواده در فضایی زندگی می کنندکه همه همسایه ها ما را می شناسند و می گویند ما در این فضا زندگی کردیم و همه با هم آشنا هستیم و دوست ندارنداین فضای صمیمی و بی ریا را با یک فضای مدرن و سرد اما جدید عوض اما انگار باورش برای مخاطب کمی سخت باشد دوست دارند آن فضاهای کلیشه ای را ببینند.

در  این سریال، تهران دهه ۶۰ دیده می شود، برای خود شما چقدرآن روزها  زنده شد ؟

 خیلی، من هم مثل بقیه مردم آن روزها را زندگی کردم، روزهای انقلاب و جنگ پیت نفت ، جنس های کوپنی، جنگ و موشک باران و خیلی چیزها  برایم زنده شد. اما یک چیز بامزه بگویم یک نفر برای من کامنت گذاشته بود: خانم گودرزی پس آن اُپل های روی شانه در لباس های دهه شصت چی شد؟ همین الان که فیلم ها و عکسهای آن موقع را می بینیم خنده ام می گیرد که این چه لباسهایی بود می پوشیدیم؟ اُپل یک وجب از سراین شانه و آن شانه بیرون می زد هرچند خودم هم می پوشیدم چون آن موقع مد بود. اگر بخواهیم در یک سریال طنز آن لباسهای اُپل دار را بپوشیم مشکلی نیست اما اگر سریال جدی باشد بیننده خنده اش می گیرد و از کار درام به سمت کمدی می رویم ما نمی توانیم وسط یک سریال درام کار طنز ارائه بدهیم. گاهی توقعات عجیبی وجود دارد انگار تفاوت این کارها را از هم تشخیص نمی دهند بله اگر کار آقای مدیری و کار طنز باشد می شود ُاپل ها را دوبرابر گذاشت، تازه به طنز هم کمک کند. طبیعتا یک تعدیل هایی شده و طراح لباس حواسش بوده در نتیجه اُپلهای لباس را گذاشته اما کوچکش کرده است.

در سریال گرگ ومیش شما راخاله توران صدا می زنند بچه های فامیل شما را چی صدا می کنند؟

 خاله گیتی؛ اسم شناسنامه ای ام گیتی است و هرکس به نسبتی که با من دارد عمه یا خاله گیتی صدا می زنند.

گفتید که خودتان  آشپزی می کنید چه غذایی را بهتر درست می کنید؟ مهمان داشته باشید خودتان غذا می پزید؟

من عاشق آشپزی ام! تقریبا همه غذاها را خوب درست می کنم اما قرمه سبزی را بهتر از بقیه غذاها . اگر برایمان مهمان بیاید معمولا خودم آشپزی می کنم. البته ممکن است ترکیبی از بیرون هم بیاوریم. در کل آشپزخانه را خیلی دوست دارم روح زندگی در داخل آشپزخانه است.

از میان نقشهایی که تا به حال بازی کردید کدام نقش را بیشتر از بقیه دوست داشتید؟

انتخاب یک نقش از میان نقشهایی که بازی کردم، خیلی سخت است. من برای هرکدام از نقشهایم زحمت کشیدم شاید بعضی هایشان سخت نبوده است اما برای اکثرشان خیلی زحمت کشیدم مثلا زمانی که به تله فیلم زیاد اهمیت داده نمی شد من تله فیلم ماه منیر را کار کردم یکی از کارهای بسیار سخت بود چون هم برای من گوژ و هم شکم می گذاشتند و خمیده راه می رفتم وقتی کات می دادند کمرم درد می گرفت چون در این فیلم خیلی خمیده راه می رفتم و حس و حال زن مسن و پیر را می گرفتم. خیلی تلاش می کردم که زبان و گویش را به درستی بیان کنم تا مورد ایراد قرار نگیرد. درکل هرنقش سختی های خودش را دارد اما وقتی عاشق حرفه ات باشی اتفاقی نمی افتد همه این ها بی اهمیت می شوند.

 ماه منیر جز نقشهای دوست داشتنی و متفاوت شما بود

 مردم با قصه اش خوب ارتباط برقرار کردند چون در هرخانواده ای یک ماه منیز است عمه پیری، مادربزرگی که هم در همه کارها دخالت می کندو هم کسی نمی تواند بهش حرفی بزند، چون برایش احترام قائل هستند.او شیطنهای خاص خودش را دارد،و همه با عوض شدن دنیا نمیخواهند یا نمی توانند به حرفهایش زیاد گوش بدهند ماه منیر شخصیت ملموسی بود که همه بااو ذات پنداری کردند.

اهل عیددیدنی رفتن هستید و روز اول عید کجامی روید؟

بله اهل عیددیدنی هستم. اگر سفر نباشم منزل اقوام ودوستان می روم. قبلا همیشه روز اول عیدبه منزل پدرم می رفتیم و بعداز فوت پدر و مادرم منزل برادر بزرگم و با فوت او به منزل برادر بعدی ام می رویم. موقع سال تحویل هم ترجیح می دهم کنار خانواده باشم اما پیش می آید که به برنامه های تلویزیونی دعوت شوم و مجبور باشم بجای خانه، در برنامه ای حضور داشته باشم.

بهترین خاطره از نوروزهای دوران کودکی؟

  بچه که بودم به پدرومادرم می سپردم که موقع تحویل سال من را بیدار کنند( نمی دانم چرا آن موقع ها تحویل سال نیمه شب بود) آن دعا تحویل سال و تیک تیک ساعت را دوست داشتم. به عیددیدنی هم که می رفتیم چشممان  به دست صاحبخانه بود که یکی از اسکناسهای ۲ تومانی را به ما بدهد معمولا دوست داشتیم با این عیدی هله هوله بخریم چون کارخاص نمی شد کرد.

به بچه های فامیل عیدی می دهید؟ آخرین عیدی را از کی گرفتید؟

بله به تمام بچه های فامیل که به منزلمان می آیند عیدی می دهم پولها را لای قرآن می گذارم و به آنها می دهم. خودم هم آخرین عیدی را سال قبل از برادر بزرگم- خدارحمتش کند-گرفتم.

 با خانه تکانی چه می کنید بچه بودید کدام بخش خانه تکانی جز وظایف شما بود؟

خانه تکانی( باخنده) معمولا روزهای آخر یکی را پیدا می کنم که بیاید کمکم کند وخانه تکانی کنم. وقتی دخترِ خانه بودم تمیز کردن شیشه ها کار من بود چون فرزند کوچک خانه بودم در همین حد کمک می کردم.

از دستفروش ها خرید می کنید؟

عاشق دستفروشها هستم. در سفربه شمال، حتی به سفرهای خارجی هم که می روم دنبال شنبه بازار یا دوشنبه بازار می گردم. این هفته بازارها را دوست دارم چون اجناسش متنوع و قیمتهایشان بهتر است آدم هرچی دلش بخواهد می تواند در بساط دستفروشها پیدا کند و بخرد و حس خوبی به آدم دست می دهد چیزهایی که به فکرش نمی رسد و اصلا یادش نیست در بساط دست فروش ها پیدا می شود. حال و هوای خوبی دارد این نوع خریدمی تواند کمک خرجی هم برای دستفروشها باشد.به نظرم بهتر است شهرداری هم برای حمایت از این کسب تدابیری را اتخاذ کند تا دستفروشها  بتوانند درماه اسفند کسبشان را به راه بیندازند.

بهترین کارگردانی که باهاش کارکردید چه کسی بود؟

هرکارگردانی زحمت خودش را می کشد و توانایی خودش را دارد شاید درست نباشد یکی را معرفی کنم.

جشنواره فیلم فجر امسال چطور بود؟

من امسال به دیدن فیلم های جشنواره نرفتم غالبا می گذارم بعد از جشنواره فیلم ها را انتخابی می روم چون فیلم ها را ندیدم نمی توانم نظر بدهم اما پسرم که رفته بود می گفت امسال چند فیلم خوب و بازی خوب بود که به نظر می رسید گرفتن سیمرغ حقشان است اما بالاخره این جایزه باید به حق داده شود.

 شما جز سلبریتی های مردمی هستید از اینکه هرجا می روید مردم با شما عکس می گیرند خسته نمی شوید؟

نه اگر مردم بخواهند با من عکس بگیرند با روی خوش می گیرم و به هیچ عنوان ناراحت نمی شوم. جایی بودیم که ۲۰۰ نفر مهمان حضور داشتند با تک تک ۲۰۰ نفر عکس گرفتم بدون اینکه خم به ابرو بیاورم.

 در سریال ممنوعه نقشی کاملا متفاوت بازی می کنید؟

کارگردان اینطور دوست داشت ومن هم بازی کردم و سبک خاصی هم هست. خوشبختانه این نقش خیلی مورد توجه جوانها و طیفهای مختلف قرار گرفت.

شما به عنوان کار جنبی  سالن زیبایی دارید چقدر بازیگری با سالن داری همخوانی دارد؟

 آدمها همیشه دوست دارند زیبا باشند و زیبا به نظر بیایند و همیشه به دنبال جلب توجه آدمهای اطرافشان هستند درست است که بخش زیادی از این جاذبه و زیبایی مربوط به خود آدم است و خود شخص از زیبا شدندش لذت می برد اما وقتی شخص از خودش راضی باشد آن وقت دیگران هم می توانند از او راضی باشند وقتی من خودم را دوست داشته باشم دیگران هم من را دوست دارند. یک سالن زیبایی باز کردم و به مناسبتهای مختلف مانند تولد حضرت فاطمه(س) عروس خانمهایی که درسوانح صورتشان آسیب دیده را به رایگان آرایش عروس می کنیم.